![]() |
![]() |
|
| آرایشی و بهداشتی و نکات زیبایی و سلامتی |
|
از سال 2000 به بعد پنتون هر سال رنگ اصلی سال را اعلام میکند. پنتون رنگ گل درخت ابریشم (PANTONE® 14-0848 Mimosa) که رنگ زرد گرم و جذابی است و امیدواری و اطمینانآفرینی تغییر فصل را مجسم می کند، به عنوان رنگ سال 2009 معرفی کرد.
در زمان نابسامانی و عدم اطمینان وضعیت اقتصادی و تغییرات سیاسی، هیچ رنگی مثل رنگ زرد گل درخت ابریشم، امید و اطمینان و خوشبینی را نشان نمیدهد. رنگهای بهاری سال 2009 بهار معمولا حس طراوت، شادابی و آغازی نو را به همراه دارد. سه رنگ سبز که هر کدام هویت و خصوصیات متمایز خود را دارند، در انتهای رنگهای بهار 2009 قرار میگیرند و تصور شادابی، سرسبزی و تجدید حیات را زنده میکنند. سبز براق و درخشان(Vibrant Green) یکی از رنگهای اصلی بهار است که در فصل تجدید حیات طبیعت، سرسبزی و تازگی را به رنگهای بهاری میافزاید. سبز لیمویی تیره(Dark Citron) که از مرکبات الهام گرفته شده است، رنگی آرام و جدیتر از سایر رنگهای بهاری است. نوع دیگری سبز با نام(Lucite Green) رنگی شفاف و خالص است که کمی درخشش و تلالو به رنگهای بهاری میبخشد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
بوسیدن معمولاً برای ابراز محبت، نشان دادن احترام و یا به عنوان سلام و خداحافظی استفاده می شود. بوسیدن می تواند برای نشان دادن روابط احساسی و یا جنسی استفاده گردد. بوسه به طور کلی یکی از رایجترین روشهای ابراز عشق و محبت است. بوس و ماچ لغات دیگری هستند که برای این رفتار بهکار میروند. انسان شناسان هنوز به یک اتفاق نظر در مورد اینکه آیا عمل بوسیدن یاد گرفتنی می باشد یا غریزی، نرسیده اند. این عمل ممکن است با عمل تمیز کردن که در بین حیوانات دیده می شود ارتباط داشته باشد. بوسیدن این امکان را می دهد که زوجهای احتمالی (که انتظار می رود با هم زندگی مشترک داشته باشند) ماده شمییایی موجود در بدن یکدیگر به نام فرومون را بو کشیده و طعم آنرا حس کنند، این ماده برای سازگاری زیستشناختی می باشد. زنان به طور ناخودآگاه به سمت مردانی بیشتر جذب می شوند که قسمت MHC موجود در ژنوم آنها با یکدیگر تفاوت دارد. لازم به ذکر است که هر چه اختلاف این قسمت از ژنوم مرد و زن بیشتر باشد قدرت مقابله با بیماریها بیشتر می شود و درنتیجه فرزندان این زوج نیز در برابر بیماریها قوی تر و سالم تر می باشند، پس شانس بیشتری برای زنده ماندن وجود دارد. به همین دلیل است که بعضی از زوجها که دارای چنین تفاوت زیادی می باشند بیشتر مواقع در کنار هم و یا در آغوش هم دیده میشوند. همچنین نتایج تحقیقاتی در دانشگاه آلبانی آمریکا نشان میدهد که زنان از بوسیدن به عنوان یک وسیله برای پیدا کردن پدر مناسب برای فرزندانشان استفاده می کنند و مردان را بیشتر بر اساس کیفیت اولین بار بوسیدن قضاوت می کنند. در بین بعضی جانوران نیز این عمل مشاهده می شود، از جمله بعضی از پرندگان به صورت رفتارهای نوک به نوک و یا دهان به دهان مشاهده می شود. سگسانان و گربهسانان و برخی از حیوانات دیگر نیز این عمل را به صورت لیسیدن انجام میدهند. بوسه فرانسوی بوسه فرانسوی یا بوسه عاشقانه به بوسه تحریک کنندهای که در آن زبان بوسه کننده زبان یا لب شخص دیگر را لمس میکند گفته میشود. در بوسه فرانسوی معمولاً زبان وارد دهان شخص دیگر میگردد. بوسه فرانسوی تحریک کننده لبها، زبان و دهان است که در واقع نقاط حساسی به شمار میآیند. این بوسه میتواند موجب انتقال بیماریهایی نظیربیماری بوسه شود. اگر چه آب دهان بیماران مبتلا به ویروس HIV مثبت مقدار ناچیزی از این ویروس را دارا است جز یک مورد که فرد بیمار در سال ۱۹۹۷ همراه با آب دهان خون آلوده را نیز به دهان شریک خود منتقل کرده گزارش رسمی دیگری در آمریکا از انتقال ویروس HIV از طریق بوسه فرانسوی منتشر نشدهاست. پزشکان به خاطر کم خطر بودن این رفتار توصیه به دوری از انجام این نوع بوسه نمیکنند. طولانی بودن بوسه خطر آسیب رساندن به لبها و بافتهای داخل دندان و ایجاد خونریزی را دارد که این امر خطر انتقال بیماری HIV را چندین برابر افزایش میدهد.در فرهنگ ایرانی مردم این نوع بوسه را لب دادن نیز میگویند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
هیلار ژرمان ادگار دگا،نقاش بزرگ فرانسوی در سال ۱۸۳۴ در پاریس متولد شد. مادر دگا آمریکایی بود و به همین سبب بعد از مدتی دگا به آمریکا رفت اما از زندگی در آمریکا خوشش نیامد و ناراحتی خود را از آمدن به آمریکا به مادر ابراز کرد. دگا از نقاشان معروف دوره ی امپرسیونیسم فرانسه است. امپرسیونیست ها که فریفته ی رنگ های زنده و روشن طبیعت بودند،هنر نقاشی را که تا آن زمان در چهار دیوار کارگاه های نقاشان زندانی بود،از آتلیه ها نجات بخشیدند و سه پایه های خود را در دامان طبیعت و زیر نور آفتاب برپا کردند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
بعدازظهر روز ۱۷ ژانویه ۱۹۶۱ موسی چومبه در سالن ” پلاس هتل ” الیزابت ویل نشسته بود و داشت فیلم ” لیبرته ” یعنی ” آزادی ” را تماشا می کرد. ناگهان پیشخدمتی وارد شد و در گوش چومبه گفت : شما را از لئوپولدویل پای تلفن می خواهند. چومبه بلند شد به اتاقکی رفت که تلفن آنجا بود و گوشی را برداشت. صدایی از آن سوی سیم گفت :
عده ای از تماشاچیان لومومبا را با وجودیکه زیر شکنجه بکلی تغییر قیافه داده بود،شناختند. منبع : gajamoo.net |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
سلما لاگرلوف نویسنده ی بزرگ سوئدی در سال ۱۸۶۸ ” تارخ تولدش در بعضی از منابع خارجی ۱۸۵۸ هم دیده شده است ” متولد گردید. وقتی بزرگترین شاهکار ادبی لاگرلوف ،یعنی ” گوشتابرلینگ ” منتشر شد،خودش هم فکر نمی کرد که انتشار این کتاب بعد از هانس کریستیان آندرسن پر خواننده ترین اثر یک نوسنده ی اسکاندیناوی خواهد شد ” بعدها اعتراف کرد ” . در سال ۱۹۰۴ ” مدال طلا ” ی فرهنگستان سوئد را گرفت و ده سال بعد به سمت اولین زن آکادمیسین وارد همین فرهنگستان شد که از مهمترین آکادمیهای جهان است و برندگان جوائز نوبل توسط آن تعیین می شوند. سلما در سال ۱۹۰۹ موفق به گرفتن جایزه ی ادبی نوبل شد و به همین جهت،نخستین زنی بود که بدریافت این جایزه نائل شد. منبع Gajamoo |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
نویسنده ای که در جنگ جهانی اول چندین بار شهر وین را بمباران کرد
گابریل دانونزیو در سال ۱۸۶۳ در ایتالیا متولد شد. اولین دیوان اشعار خود را بنام Primo Vere در ۱۶ سالگی انتشار داد و دو سال بعد از آن،مجموعه ی دیگری از اشعار او بنام Canto Nuovo ” ترانه ی نو ” و Intermezzo منتشرشد. از سال ۱۸۹۷ تا سال ۱۹۰۰ اولین سری رمان های او بنام ” بامداد بهاری ” ، ” شهر مرده ” ، ” جیوگوندا ” و ” افتخار ” انتشار یافت. از سال ۱۸۸۷ تا سال ۱۸۹۳ حرفه ی دانونزیو روزنامه نویسی و نقد هنری بود. سپس مدت کوتاهی تاریخ نویس شد. از دانونزیو داستانهای کوتاه و زیبایی نیز باقی مانده که اولین مجموعه ی آن را بنام ” سرزمین دست نخورده ” در ۱۹ سالگی انتشار داد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
فرانسوا ویون در سال ۱۴۳۱ در شهر پاریس در خانواده ی بسیار فقیری به دنیا آمد. زندگی اولیه ویون چنان او را تحت تاثیر قرار داد که روزی تصمیم گرفت گاوصندوق مدرسه ای را شکسته و محتویات آن را که تقریبا پول زیادی هم بود،دزدید. از آن پس زندگی او به آرامی گذشت. گاه دزد دریایی بود و گاه شعر می سرود. پس از مدتی شارل دوک اورلئان او را به دربار خویش برد و شاعر دربار خود کرد ولی طبع سرکش ویون نگذاشت که مدتی راحت زندگی کند،پس فرار کرد و دوباره یاغی شد. او از قوانین نفرت داشت و قید و بند اجتماعی را باعث بدبختی می دانست. بزودی بر اثر اشتباهی گرفتار شد و به زندان افتاد ولی در سال ۱۴۶۱ به واسطه ی عفو عمومی لوئی یازدهم،از زندان آزاد شد. پس از آن چندین بار زندانی به علل های مختلف و دخالت مردان بزرگی که طرفدار شعر بودند،آزاد شد تا اینکه یک بار به علت حمله به یک دفترخانه ی اسناد و کشتن یک شخصیت مشهور محکوم به اعدام شد،اما باز بر اثر تصادفی از مرگ نجات یافت و به ده سال زندان محکوم شد. پس از آزادی ناگهان مفقود الاثر شد و دیگر کسی هرگز او را ندید. از آثار فرانسوا دیون می توان وصیت نامه ی بزرگ را نام برد. منبع Gajamoo |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
![]() (۱۹۷۸)۱۳۵۶-۱۳۵۷
● سخنراني در تالار کليساي آلسولز All Souls واشنگتن به دعوتU. S. People’s Committee on Iran ،12 فوريه (23 بهمن)
● پيشنهاد سردبيري هفتهنامهي سياسي ـ اجتماعي ايرانشهر (در لندن) را ميپذيرد، فوريه (بهمن)
● سخنراني در INTERNATIONAL HOUSE : احمد شاملو دربارهي مسائل فرهنگي امروز صحبت ميکند
به همت سازمان دانشجويان ايراني در فيلادلفيا CIS، 26 فوريه (8 اسفند)
● انتشار مجموعه شعر دشنه در ديس منتخب 18 شعر از سالهای 1353 تا 1356 با شمارگان ده هزار نسخه در ايران، اسفند
● شعر هجراني (چه هنگام ميزيستهام)، 15 اسفند در پرينستون
● شعر مترسک، 28 اسفند در پرينستون
(نوروز 1357)
● سخنراني « افق روشن» به مناسبت فرارسیدن نوروز، به همت سازمان دانشجويان ايراني CIS (کنفدراسيون جهاني دانشجویان ایرانی) در نيويورک، 21 مارس (اول فروردين)
● تجديد چاپ دشنه در ديس در فروردين ماه، با شمارگان بيست هزار نسخه در ايران
● گفتگوي نائومي بي. شاليت با شاملو؛ احمد شاملو، شاعري در تبعيد؛ دوفصلنامهي ناسوNassau Literary Review(چاپ دانشگاه پرينستون)، بهار 1978(1357)، ايالات متحده
● ترک ايالات متحدهي آمريکا به مقصد انگلستان، 25 مه (5 خرداد)
● نامهي احمد شاملو به نخست وزير (18 فروردين) و مقالهي رژيم در همهي زمينهها درمانده است؛ حتا در زمينهچيني! ، هفتهنامهي به سوي آزادي؛ چاپ لندن؛ شمارهی2، خرداد
● شعر هجراني (تلخ چون قرابهي زهري...)، 13 تير در لندن
● انتشار کتاب شعر قصهي دختراي ننه دريا براي کودکان، با تصویرسازی ضيا جاويد؛ ايران
● انتشار کتاب شعر بارونو قصهي دروازهي بخت براي کودکان،با تصویرسازی ابراهيم حقيقي؛ ايران
● انتشار کتاب از مهتابي به کوچه (گزيدهي مقالات)؛ ايران
● اقامت به مدت يک سال در کرويدن انگلستان در جنوب لندن
● گفتگوی سوزان بلاکت با شاملو، از سوی بخش فارسی رادیو لندن بیبیسی، در بوش هاوس؛ این گفتگو هرگز از لندن پخش نشد شاملو در نامهیی خطاب به سوزان بلاکت (بیبیسی){چاپ در ماهنامهی آدینه؛ شمارهی 72، مرداد 71} به شرح دلایل آن میپردازد
● انتشار هفتهنامهي ايرانشهردر لندن، سردبير: احمد شاملو، 14 شماره (شمارهی طلیعه و شمارهی نخست)، شهريور تا بهمن 57
●مقالهي ميکروب سانسور (سخن سردبير)، هفتهنامهي ايرانشهر؛ شمارهي طليعه، شهريور ماه
● مقالهي خير باشد، جناب صدراعظم!، هفتهنامهيايرانشهر؛ شمارهي1، 28 مهر
● انتشار کتاب کوچه(دفتر اول حرف آ) در ایران، مهر ماه
● مقالهي خانمها، آقايان ...، هفتهنامهيايرانشهر؛ شمارهي 2، 5 آبان
●مقالهي بيتعارف ...، هفتهنامهيايرانشهر؛ شمارهي 3 ، 12 آبان
●مقالهي محرم آخر! [احتمالاً از شاملو] ، هفتهنامهي ايرانشهر؛ شمارهي 6 ، 10 آذر
●مقالهي هنوز اول عشق است... [بي امضا، احتمالاً از شاملو] ، هفتهنامهي ايرانشهر؛ شمارهي 7 ، 17 آذر
● انتشار کتاب کوچه(دفتر دوم حرف آ) در ایران
● شعر هجراني (جهان را بنگر...) 23 آذر در لندن
● گفتگوي خبرگزاري تاس با شاملو سردبير مجلهيايرانشهر؛ احمد شاملو: اگر آب نميآوريد دست کم کوزه نشکنيد! ؛ هفتهنامهي ايرانشهر؛ شمارهي 8 ، 24 آذر}
● شعرهاي و چون نوبت ملاحان ما... ، هجراني (کهايم و کجاييم...) آذر ماه در لندن
●مقالهي يادداشتي از سردبير! ،هفتهنامهي ايرانشهر؛ شمارهي10، 8 دي
● انتشار کتاب کوچه(دفتر سوم حرف آ) در ایران
1979) 1357)
●مقالهي فرصتي براي كوچكترين اشتباه در ميان نيست! ،هفتهنامهيايرانشهر؛ شمارهي 12، 22 دي
● شعر آخر بازي، 26 دي در لندن
●مقالهيحق و دموكراسي مفاهيم متعددي ندارد! ،هفتهنامهيايرانشهر؛ شمارهي13، 29 دي
● از سردبيري ايرانشهر استعفا ميدهد.
● شعرهاي هجراني ( غم اين جا نه ...) و ترانهي کوچک دي ماه در لندن
● شعر هجراني ( سين هفتم...)، اسفند ماه در لندن
● بازگشت شاملو به ايران، 3 مارس (11 اسفندماه)
● انتشار بخشي از دستور زبان فارسي بدون اطلاع شاملو، انتشارات اشراقي
●گفتگو با شاملو از سوي روزنامهي کيهان و روزنامهي اطلاعات در اسفند ماه{بخشهايي از آن به همراه توضيحي از شاملو در سال 1358 در روزنامهي آيندگان؛ شمارهي 3323 به چاپ ميرسد،14 فروردين}
● به عنوان یکی از اعضای هيأت دبيران کانون نويسندگان انتخاب میشود
● گفتگو با شاملو از سوي روزنامهي آيندگان؛ شمارهي 3317 ؛ احمد شاملو: نيامدهام که از انقلاب سهمي براي خود دست و پا کنم، 29 اسفند
1358 (1979 - 80 )
● شعر صبح، 2 ارديبهشت
● سخنرانی در باشگاه ارامنه، اواخر آوریل (اوایل اردیبهشت)
● گفتگوي مسعود بهنود با شاملو؛ بخش اول: احمد شاملو: انگلها به جهل و تعصب مردم دامن ميزنند، بخش دوم: تودهييها به دريوزگي کفي نان...، بخش سوم: وظيفهي ما اين نيست که ببينيم ميشود گفت يا نه، بايد بگوييم! ؛ هفتهنامهي تهران مصور؛ شمارههاي 17 تا 19، 28 ارديبهشت، 4 و 11 خرداد
● مقالهي رابطهي آمريکاييان خوب و فهيم با دکتر يزدي، هفتهنامهي تهران مصور؛ شمارهي 21؛ سال37 ، 25 خرداد
● مقالهي برنامهي طلوع خورشيد لغو شده است! ، هفتهنامهي تهران مصور؛ شمارهي 22؛ سال37 ، 1 تير
● مقالهي ما خرِ خودمان را ميرانيم اگر دلخوريد پشت دوري بکشيد!، هفتهنامهي تهران مصور؛ شمارهي 25 ، 22 تير
● مقالهي و آب به هاون کوفتن و آب به سبد کردن، مشکل اين است، هفتهنامهي تهران مصور؛ شمارهي 25 ، 22 تير
● شعرهاي در اين بنبست ، عاشقانه، 31 تير
● انتشار هفتهنامهي کتاب جمعه، سردبير: احمد شاملو، با همکاري شوراي نويسندگان؛ 36 شماره
● مقالهي اول دفتر ...، كتاب جمعه؛ شمارهي1، 4 مرداد
● از شمارهي نخست کتاب جمعه نیزبخشيرا با عنوان کتاب کوچه براي گردآوري فرهنگ عامه در نظر ميگيرد.
● گفتگوي منصور درويشزاده با شاملو؛ بخش اول: احمد شاملو از شعر و زندگي ميگويد! بخش دوم: احمد شاملو: اين طبيعي است که... دستاورد خود را انقلاب... بخش سوم: احمد شاملو: مبارزهي ملت ما براي رهايي از استعمار و وابستگانش بود ؛ هفتهنامهي اميد ايران؛ شمارههاي27 تا 29 ، 15و22 و 29 مرداد
● گفتگو با شاملو از سوي روزنامهي بامداد، شمارهي 80 ؛ سندباد در سفر مرگ از شبانهها تا هجرانيها،20 مرداد
● گفتگو با شاملو از سويماهنامهي ويژهنامهي هنر و ادبيات؛ شمارهي 2؛ دورهي سوم؛ شمارهي مسلسل 44؛ گفت و شنودي با احمد شاملو دربارهي دولت موقت و انقلاب، مرداد
● يادداشت سردبير، كتاب جمعه؛ شمارهي 4، اول شهريور
● بگذارید چنین باشیم... (یادداشت سردبیر)، كتاب جمعه؛ شمارهي 14، 17 آبان
● چاپ ترجمهي داستان شاهزاده کوچولو اثر آنتوان دو سنت اگزوپهري Antoine de Saint- Exupery، كتاب جمعه؛ شمارههاي23 و 24، 27 دی و 2 بهمن
● گفتگوي مسئولان نشريهي دانشکدهي علوم و ارتباطات با شاملو به عنوان سردبير هفتهنامهي کتاب جمعه، نيمهي دوم آذر {چاپ در کتاب جمعه؛ شمارهي 31 ، 28 فروردين 1359}
● انتشار نوار صوتی شعر پريا با صداي شاعر، از مجموعهي نوارهاي « قصههاي قاصدک»
● مقالهي هنر مرتاضانه، کتاب نامهي کانون نويسندگان، شمارهي1
● بازگشت آيدا به ايران، 5 اسفند
● شب شعر «کاشفان فروتن شوکران» به همت انجمن فرهنگي فرانسه در تهران، 15 اسفند (5 مارس)
● بار دیگر به عنوان یکی از اعضای هيأت پنج نفرهي دبيران کانون نويسندگان انتخاب میشود، دورهي دوم فروردین ماه
1359 (1980 - 81)
● سخنراني در باشگاه ارامنهي تهران به همت واراند و چند تن ديگر از شاعران ارمني
● مقالهي طرحهاي نگران، روزنامهيبامداد؛ شمارهي؟ ، ارديبهشت
● مقالهي در اين ايلغار فرهنگي، نگران همه چيز ميتوان بود جز هنر ، روزنامهي نداي آزادي؛ شمارهی 47، 27 ارديبهشت
● انتشار نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران همراه کتاب، برگزيدهي اشعار شاملو به انتخاب و با صداي شاعر، موسيقي: فريدون شهبازيان
● کاشفان فروتن شوکران 2مجوز انتشار نمييابد. {انتشار در تابستان 1382}
● کتاب جمعه توقيف ميشود؛ اول خرداد، شمارهي 36
● انتشار نوار صوتي داستان مسافر کوچولو (شاهزاده کوچولو) همراه کتاب (با نقاشیهای آنتوان دو سنت اگزوپری)، با موسيقي گوستاو مالرGustav Mahler به انتخاب و تنظيم شاملو
● شعر خطابهي آسان در اميد، 23 تير
● شعر شبانه (نه تو را برنتراشيدهام) 17 مرداد
● شعر رستاخيز (چاپ نخست با نام در لحظههاي رستاخيز در مجلهي مفيد)
● شعر در لحظه، 19 مرداد
● شعر عاشقانه، 23 مرداد
● شعر شبانه (گويي هميشه...)، مرداد ماه
● انتشار کتاب بگذار سخن بگويم! ترجمهیی از متن انگلیسی Let me Speak!اثر دوميتيلا دو چونگارا Domitila Barrios de Chungara (کارگر معدن) و موئما ويئزرMoema Viezzer (نویسندهی بولیویایی)، برگردان: احمد شاملو ـ ع. پاشايي
● انتشار مجموعهي شعر ترانههاي کوچک غربت منتخب 20 شعر از 1354 تا 1359
● شب شعر به همت انستيتو گوته، 19 مهر
● انتشار نوار صوتی ترانهي شرقي و اشعار ديگر همراه کتاب
شعرهايي از فدريکو گارسيا لورکا به ترجمه و با صداي شاملو، موسيقي: آتاهوآلپا يوپانکوييAtahualpa Yupanqui
● شعر ترانهي همسفران
1360 (1981- 82)
● نمايشنامهي آنتيگون، کتاب فصلنامهي کانون نويسندگان و شاعران گرگان چاپميشود، شمارهي 4، بهار ؛ نگاه کنيد به سال 1350.
● مقالهي اين ساختن است يا ويران کردن؟، کتاب نامهي کانون نويسندگان ايران، شمارهي 5، بهار
● انتشار نوار صوتی خروس زري پيرهن پري همراه کتاب
● شعر پيغام، 20 تير
● انتشار نوار صوتی يل و اژدهاـآهو و پرندهها همراه کتابچهي ترجمهي داستان يل و اژدها (اثر آنگل کاراليچفAnguel Karaliitchev) با تصویرسازی اصغر قرهباغي
● انتشار نوار صوتی ترانههاي ميهن تلخ ـ ماوت هاوزن Mauthausen همراه کتاب، ترجمهي شعرهایی از يانيس ريتسوسYannis Ritsos و ياکووس کامپانليسIakovos Kampanellis، موسيقي: ميکيس تئودوراکيس Mikis Theodorakis دکلمهي ترجمهی شعرها: بهزاد رحيمخاني
● عضو هيأت پنج نفرهي دبيران کانون نويسندگان ايران، دورهي سوم
● ترجمهی کتاب فرماندهي سفينه داستاني علميـتخيلی براي نوجوانان {منتشر نشده و نزد سازمان انتشاراتي فرهنگي ابتکار است.}
● شعرهاي روزنامهي انقلابي، ميان کتابها گشتم...، خوابآلوده هنوز...، من همدست تودهام...، انديشيدن در سکوت...، سحر به بانگ زحمت و جنون...
1361 (1982- 83)
● انتشار کتاب هايکو شعر ژاپني؛ ترجمه با همکاري ع. پاشايي {ترجمه به سال 1352}
● انتشار نمايشنامهي نصف شب است ديگر، دکتر شوايتز ! ترجمهي اثر ژيلبر سسبرونGilbert Cesbron
● انتشار کتاب کوچه (دفتر اول الف)
● انتشار کتاب کوچه (دفتر دوم الف)
● چاپ کتاب کوچه (دفتر سوم الف) آبان ماه، اين دفتر بهمن ماه توقيف ميشود و تا سال 1372 در انبار ناشر ميماند.
● چاپ چهارم حافظ شیراز به روایت شاملو با مقدمه، همراه ضمیمهيی از مقدمهی کتاب علل گرایش به مادیگری (تألیف مرتضا مطهری)
● انتشار کتابها را متوقف ميکنند.
1362 (1983- 84)
● انتشار نوار صوتی سياه همچون اعماق آفريقاي خودمهمراه کتاب، اشعاري از لنگستون هيوزLangston Heughes ، به ترجمه و با صداي شاملو، موسيقي: کيت جارتKeith Jarrett
● شعر «- جهان را که آفريد؟... ، 3 تير
● انتشار نوار صوتی سکوت سرشار از ناگفتههاست همراه کتاب، ترجمهي اشعاري از مارگوت بيکل Margot Bickelشاعر آلماني (ترجمه با همکاري محمد زرينبال) با صداي شاملو، موسيقي: بابک بيات
● احمد شاملو یکی از کانديداهاي دريافت جايزهي نوبل ادبيات سال 1983 اعلام ميشود، 6 اکتبر
● شعر نميتوانم زيبا نباشم...
1363 (1984 - 85)
● عيسا ديگر ، يهودا ديگر ! ترجمه و بازنويسيرمان قدرت و افتخاراثر گراهام گرين Graham Green (از 1363 تا 1364)، مؤخرهيي نيز بر آن مينويسد.
● راست از میان گود را تدوین میکند مجموعهی مقاله،گفتگو و سخنرانیهای سیاسی (از 1356 تا 1359)
● شعر دست زي دست نميرسد...، 11 خرداد
● شعر در جدال با خاموشي، 20 تير
● شعر از خود با خويش،30 مرداد
● شعر پس آن گاه زمين ... { تابستانهاي 1343 و 1363}
● شعر شبانه ( به فريادي خراشنده...)، 8 مهر
● شعرهاي نميخواستم نام چنگيز را بدانم...، جخ امروز...،تو باعث شدهاي...، هميشه همان...، سلاخي ميگريست...، اين صدا...، با «بروني يفسکي»، «کريه»اکنون...، سپيدهدم، ميدانستند دندان براي...
● شعر غمم مدد نکرد...، 4 دي
● شعر بهتان مگوي...، دي ماه
1364 (1985 - 86)
● شعر حکايت، 6 فروردين
● شعر آشتي، فروردين ماه
● شعرهاي کويري، بوتيمار
● شعر غرش خام تندرهاي... در معرفي ندا ابکاري، 18 بهمن
● شعر کجا بود آن جهان...، 25 بهمن
1365 (1986- 87)
● شعر ترانهي اشک و آفتاب، خرداد ماه
● شعرهاي بسودهترين کلام است... ، تنها اگر دمي... ، تير ماه
● شعر مرد مصلوب ديگر بار...، 31 شهريور
● شاملو تصميم ميگيرد نظارت و سرپرستي بر چاپ و نشر آثار خود را به هيأتي معتمد و صاحب صلاحيت بسپرد. همچنين در نظر دارد که اين هيأت تحت نام مؤسسهي بنياد احمد شاملو با درآمد حاصل از نشر آثار جهت ارتقاي فرهنگ و ادبيات و حمايت از استعدادهاي خلاق نيز بکوشد؛ نگاه کنيد به سالهاي 1366 و 1378.
● انتشار کتاب هنر و ادبيات امروز گفت و شنودي با احمد شاملو،به کوشش ناصر حريري؛ نگاه کنيد به فروردين 71 و تابستان 72
● گفتوگوي محمد محمدعلي با شاملو، اسفند ماه {انتشار در سال 1377}
1366 (1987- 88)
● نگارش فيلمنامهي ميراث؛ نگاه کنيد به سال 1355.
● مؤسسهي بنياد احمد شاملو مجوز تأسيس نمييابد و به آينده موکول ميشود؛ نگاه کنيد به سالهاي 1365 و 1378.
● آغاز ترجمهي رمان دن آرام اثر ميخاييل شولوخوف MikhailCholokhov از نسخهي فرانسوي Le Don Paisible در هشت کتاب {انتشار در بهار1382}
● شعر جاني پر از زخم...، 3 خرداد ماه
● شعر شب غوک، 26 تير
● به اينترليت2 دومین کنگرهی بينالمللي ادبيات در آلمان (25 سپتامبر تا 2 اکتبر1988/4 تا 11مهر1367) دعوت میشود، 24 ژوييه (3 مرداد)
● انتشار نوار صوتي چيدن سپيدهدم، اشعاري از مارگوت بيکل به ترجمه و با صداي شاملو، موسيقي: بابک بيات
● مقالهي اندر مقولهي جستجوي نخود در کاسهي شله زرد! (پاسخ به مقالهي«کتابکوچه» علياشرف صادقي، نقد آگاه در بررسی آرا و آثار، انتشارات آگاه، 1362) کتاب آينه، زمستان، سازمان انتشاراتي و فرهنگي ابتکار
● شعر ترجمان فاجعه
1367 (1988- 89)
● شعر در کوچهي آشتيکنان، 9 ارديبهشت
● شعر سرود قديمي قحطسالي ، ترانهي اندوهبار سه حماسه، 16 ارديبهشت
● شعر زنان و مردان سوزان هنوز...، 18 خرداد
● شعر شبانه ( کي بود و چگونه بود...)، 20 خرداد
● شعر ما فرياد ميزديم...، 21 خرداد
● شعر دوستت ميدارم بي آن که...، 22 خرداد
● شعر سرود آوارگان، 28 خرداد
● گفتگوی ناصر زراعتی، مسعود مهرابی و هوشنگ گلمکانی با شاملو؛ کار سينمايي من، کارنامهي بردگي بود؛ ماهنامهي فيلم؛ شمارهي 68 ، نيمهي دوم شهريور{پاييز 1379 با عنوان دريغا که فقر، احتضار فضيلت است ! ، ماهنامهي دنياي سخن، شمارهی 91}
● سفر به آلمان براي شرکت در کنگرهي اينترليت، 18 آگوست (28 مرداد)؛ نگاه کنيد به سال 1366.
● شب شعر در کللوکيوم ادبي برلين غربي LITERARISCHES COLLOQUIUM BERLIN به همت بهمن نيرومند، 22 سپتامبر (1 مهر)
● جلسهي شعرخوانی و پرسش و پاسخ با شاملو به دعوت کانون نويسندگان برلین غربي
● 23 سپتامبر در راه بازگشت از آلمان شرقی در پی سانحهی اتومبیل ما را با آمبولانس به بيمارستان سالزگیتر و سپس هانوفر منتقل ميکنند. شاملو بر اثر اين تصادف تا 27 سپتامبر از شرکت در کنگره بازمیماند.
●به علت وخامت وضع جسمانی نمیتواند به موقع در جلسهی سخنرانی روز 27 سپتامبر (ساعت 10 صبح در شهر ارلانگن) شرکت کند و تنها متن سخنرانی او « من درد مشترکم، مرا فرياد کن!» در کتاب اینترلیت به چاپ میرسد، برگردان به انگليسي: کريم امامي، به آلمانی: فرهاد شوقی
● شعرخوانی در جلسهی ارلانگن(اینترلیت)، 27 سپتامبر
● «شب هنر» در کالج فورت (اینترلیت)، 28 سپتامبر
● شعرخواني در جلسهی نورنبرگ(اینترلیت)، 29 سپتامبر
● من درد مشترکم مرا فرياد کن! (متن سخنراني)، ماهنامهي دنياي سخن؛ شمارهي21، مهرماه در ايران
● براي برگزاري شب شعر به استکهلم دعوت ميشود از سويFor Fattarcntrrum Ost ، 11 اکتبر (19 مهر)
● از سوی انجمن قلم سوئدTHE PEN .A World Association Of Writers براي برگزاري شب شعر و ديدار با اعضاي انجمن قلم به استکهلم سوئد دعوت ميشود، 12 اکتبر ( 20 مهر)؛ نگاه کنید به 7 نوامبر.
● بازگشت به آلمان
● شب شعر در دانشگاه گيسنGiessenبه همت دانشجويان، 20 اکتبر(30 آذر)
● گفتگو با شاملو در يک برنامهي تلويزيوني در مونيخ
● سفر به اتريش براي برگزاري شب شعر در دانشگاه اقتصاد وین به همت خانم روترات هاکر مولر MullerRotrautHacker (کافکاشناس و استاد دانشگاه)، 27 تا 29 اکتبر (7 تا 9 آبان)
● شب شعر و سخنراني دربارهي فرهنگ و رسوم در دانشگاه اقتصاد وين، 27 اکتبر (7 آبان)
● بازگشت به آلمان
● سفري کوتاه ساعته به سوئد، به دعوت انجمن قلم و دانشگاه يوتهبوري Göteborg ، 3 نوامبر (14 آبان)
● شب شعر در خانهي مردم Folkets Hus در استکهلم، 7 نوامبر (18 آبان)
● گفتگويي کوتاه با شاملو در روزنامهي EXPRESSEN، چاپ 9 نوامبر
● ديدار با شيرکوه بيکس، شاعر کُرد
● شعرخواني در دانشگاه اوپسالا به خواست تعدادي از دانشجويان ايراني آن جا، 9 نوامبر (20 آبان)
● گفتگوي استيفن ليندگرين Stefan Lind gren با شاملو در روزنامهي اخبار روز (روزنامهي صبح)، 10 نوامبر{چاپ 11 نوامبر}
● ديدار، گفتوگو و صرف ناهار با هيأترئيسه و اعضاي انجمن قلم سوئد، 11 نوامبر (22 آبان)
● بازگشت به آلمان
● انتشار جلد اول مجموعهي اشعار احمد شاملو، انتشارات بامداد در آلمان غربي
● بازگشت به ايران، 28 آبان
● قصههاي خوب براي بچههاي تُخس، عنوان برگردان قصههاي کوتاهي است از ژاک پرهورJacques Prevert به ترجمه و با صداي شاملو {منتشر نشده و نزد انتشارات ابتکار است.}
● شعر نلسن ماندلا، بهمن ماه
● گفتگوي جواد مجابي و غلامحسين نصيري پور با شاملو؛ ماهنامهي دنياي سخن؛ شمارهي 25، اسفند
● گفتگوي مسعود خيام با شاملو، اسفند ماه{چاپ در شمارهي 33 (نوروز1368) آدينه احمد شاملو:کار کتاب کوچه هيچوقت به پايان نميرسد}
1368 ( 1989- 90 )
● انتشار جلد دوم مجموعهي اشعار احمد شاملو در آلمان غربی؛نگاه کنيد به سال1367.
● شعر يک مايه در دو مقام، مرداد ماه
● شعرهاي پرتوي که ميتابد از... ، حواي ديگر، 5 شهريور
● شعر اي کاش آب بودم...، 30 شهريور
● شعر تکتک ناگذير را برمشمار...، 21 آبان
● به هشتمین کنفرانس سالانهی پژوهش و تحلیل مسائل ایران « روند روشنفکري در ايران قرن بيستم» (6 تا 8 آوريل1990) دعوت ميشود، از سوی مرکز مطالعات خاورميانهي دانشگاه برکلي و سيرا CIRA (مرکز مطالعات پژوهشي ايران) براي سخنرانی در دانشگاه برکلی (کالیفرنیا)، 12 نوامبر (21 آبان)؛ نگاه کنید به 7 آوریل 1990 (18 فروردین 69)
● شعر توازي رد ممتد...، 28 آبان
● شعر چشمهاي ديوار...، 11 آذر
● شعر هاسميک در خاموشي مادر، آذر ماه
● طي قراردادي رسمي آيدا و ع.پاشايي را سرپرستان مادامالعمر (به عمر اين دو نفر) آثار خود معرفي ميکند، 20 اسفند
1990) 1369)
● پرواز به فرانکفورت براي رفتن به آمريکا، 4 فروردین (23 مارچ)
● سفر به آمریکا، 4 آوریل (15 فروردين)
این سفر به دعوت «سيرا 90 » (مرکز پژوهش و تحليل مسائل ايران) از سوي دانشگاه UC برکلي انجام میگیرد؛ نگاه کنید به 21 آبان سال 68.
● سخنراني در Wheeler Auditorium دانشگاه برکلی (نگاه کنید به 21 آبان) با عنوان: حقیقت چهقدر آسیبپذیر است، 7 آوريل (18 فروردين)
{چاپ به صورت کتاب در خرداد ماه (ژوئن) با عنوان نگرانيهاي من، بخشهایی از این سخنرانی نیز در دنیای سخن؛ شمارههای 32 و 33 (مرداد و شهریور 69) با تیترهای بررسی اجتماعی اساطیر شاهنامه و این ملت حافظهی تاریخی ندارد آمده است.}
● جلسهي پرسش و پاسخ با دانشجويان در دانشگاه UC برکلي DwinelleHall، با حضور دکتر حميد عنايت، دکتر هما ناطق، دکترکشاورز و احمد شاملو، 8 آوريل (19 فروردين)
● ديدار با صادق چوبک و همسرشان بانو قدسي در منزل ايشان، 9آوريل (20 فروردين)
●گفتگوي مرتضا ميرآفتابي با شاملو؛ ماهنامهي سيمرغ(چاپ واشنگتن)؛ شمارهي؟
● شب شعر در UC برکلي در ASUC ، 14آوريل (25 فروردين)
● گفتوگوي صدرالدين الهي با شاملو، 16 آوريل (27 فروردين) {چاپ نشده}
● شب شعر در دانشگاه UCLA لسآنجلس در رويس هال Roys Hall، 25 آوريل (5 ارديبهشت)
● شب شعر در دانشگاه شيکاگو به همت دانشجويان، 27 آوريل (7 ارديبهشت)
● شب شعر در دانشگاه ميشيگان شهر آنآربر Ann Arbor به همت دانشجويان، 29آوريل (9 ارديبهشت)
● شب شعر در کالجي در بوستون به همت بنو عزيزي، 4 مه (14 ارديبهشت)
● شب شعر در Junior High School به همت دانشجويان دانشگاه هاروارد، 5 مه (15ارديبهشت)
● مقالهي موسيقي سنتي، حرفهيي سياه، بوستون 5 مه (16 اردیبهشت) {چاپ در ماهنامهي آدينه؛ شمارهي 59 ، آذر 69}
● سخنراني در اتاق کنفرانس دانشکدهيي از دانشگاه هاروارد: مفاهيم رند و رندي در غزل حافظ، به همت خسرو شاکري از اساتيد آن دانشگاه، 7 مه (17 ارديبهشت)
● شب شعر در دانشگاه کلمبيا نيويورک به همت دانشجويان، 10 مه (20 ارديبهشت)
● شب شعر در دانشگاه راتگرز Rutgers در نيوجرسي به همت دکتر هوشنگ امير احمدي، 12 مه (22 ارديبهشت)
● انتشار شمارهي اول « بولتن تلويزيون ما» ويژهي احمد شاملو، زير نظر پريسا ساعد، چاپ کاليفرنيا، سهشنبه 15 مه (25 ارديبهشت)
● شب شعر در اديتوريوم ليزنر Oditorium Lizner دپارتمان ادبيات وزبانهاي رومن، به همت دانشجويان دانشگاه جرج واشنگتن، 18 مه (28 ارديبهشت)
● انتشار کتاب نگرانيهاي من از سوي مرکز پژوهش و تحليل مسائل ايران (سيرا)، ماه ژوئن (خرداد)؛ نگاه کنيد به فروردين ماه.
● برگزاري شب شعر در مرکز فرهنگي و آموزشي ارمنيان در بوستون برای یاری به آسيبديدگان زلزلهي رودبار، به همت دانشجويان ايراني، 26 ژوئن (5 تير)
● برگزاري شب شعر در ديکسون هال دانشگاه لسآنجلس برای یاری به آسيبديدگان زلزلهي رودبار، به همت دانشجويان ايراني، 6 ژوييه (15 تير)
● چاپ مجموعه شعر ابراهيم در آتش در شب شعر برکلي، برای یاری به آسيبديدگان زلزلهي رودبار، به همت توران ميرهادي و خسرو قديري
● برگزاري شب شعر در UC برکلي برای یاری به آسيبديدگان زلزلهي رودبار، به همت دانشجويان ايراني، 8 ژوييه (17 تير)
● بازگشت به بوستون، 14 ژوييه
● تحت عمل جراحي مُهرههاي گردن قرار میگیرد University Hospital بوستون، 16 ژوييه
جراح: دکتر اورديا Joe Ordia زير نظر پروفسور اسپاتزProf. Spatz رييس بخش اعصاب، عمل اول 16 ژوييه (25 تير) و عمل دوم هشت ماه بعد.
● سفر به جنوب کالیفرنیا به سنهوزه، منزل دايانا
● شعر شيهه و سمضربه...، 19 آگوست (29 مرداد) سنهوزه
● شعر پاييز سنهوزه، 1 سپتامبر (10 شهريور) سنهوزه
● سفر از سنهوزه به اکلند، 8 سپتامبر (17 شهريور)
● نگارش سفرنامهي طنز روزنامهي سفر ميمنتاثر ايالات متفرقهي امريغ، اوکلند کاليفرنيا
● به پیشنهاد اسفنديار منفرد زاده شماری از شعرهايش را براي ضبط در استودیوی منزل او میخواند، 6 نوامبر (15 آبان)
● سخنراني در دانشگاهUC برکلي: مفاهيم رند و رندي در غزل حافظ، 30 نوامبر (9 آذر)؛ نگاه کنيد به ارديبهشت ماه.
● گفتگوي مسعود خيام با شاملو، 19 آذر، بوستون {چاپ در دنياي سخن؛ شمارهي 38، احمد شاملو: منزوي ماندن و کنار کشيدن هيچکس به نفع هيچکس نيست، بهمن ماه}
● عمل جراحي دوم روی مهرههاي گردن، 20 دسامبر (29آذر)؛ نگاه کنيد به ماه ژوئيه.
● گفتگو با شاملو از سويماهنامهي پر (چاپ واشنگتنDC)؛ شمارهي؟. در بوستون به سوآلات ارسالي پاسخ ميدهد، 29 دسامبر (8 دي)
(1991)۱۳۶۹-۱۳۷۰
● از سوی دانشگاه برکلی برای تدریس یک دورهی فشرده شعر و ادبیات معاصر فارسی دعوت میشود، 15 ژانويه (25 دي)
● از سوي بنيادFree Expression The fund for در نيويورک براي دريافت جايزهي «حمايت از آزادي بيان» انتخاب ميشود، 16 ژانويه ( 26دي)
● غزليات حافظ را بازنگری، غلطگيري و براي چاپ مجدد آماده ميکند، بهمن ماه{ اين اثر نزد انتشارات آرش است.}
● دريافت جايزهي «حمايت از آزادي بيان» Human Rights Watch، 6 مارچ (15 اسفند) در اکلند کاليفرنيا
● به درخواست دانشجويان ايراني از سوي دانشگاه مُنترِئال کانادا براي سخنراني دربارهي شعر معاصر ايران (21 آوريل) دعوت ميشود، 7 مارچ (16 اسفند)
● ديدار با ریاضیدان ایرانی پروفسور لطفی زاده Prof. Lotfi A. Zade ( لطفی علی عسکر زاده) از اساتيد برکلي و ارائهدهندهي نظريهي منطق فازي، 12 مارچ (21 اسفند)
● به درخواست دانشجويان ايراني براي برگزاري شب شعر در ماه مه از سوی AFRO _ ASIATISCHES INSTITUT IN VIEN به وين دعوت ميشود، 19 مارچ (28 اسفند)
● مقالهي روش علمي و اين جور حرفها... ( نگاهي به غزلهاي حافظ مصحح دکتر خانلري){چاپ در مجلهي دنياي سخن؛ شمارهي39 ؛ اسفند 1370}
( نوروز 1370)
● شب شعر در دانشگاه تگزاس در دالاس به همت دانشجويان، 5 آوريل (15 فروردين)
● شب شعر در دانشگاه استين تگزاس به همت تلويزيون پارسيان، 7 آوريل (17 فروردين)
● انتشار کتاب مفاهيم رند و رندي در غزل حافظ (متن سخنرانی)، ماه آوريل (فروردين) نشر زمانه در سنهوزه؛ نگاه کنيد به نوامبر سال 1990.
● برگزاري شب شعر و داستان همراه محمود دولتآبادي در UC برکلي برای یاری به آوارگان کُرد جنگ خلیج فارس، به همت انجمن فرهنگي دانشجويان ايراني، شنبه 4 مه (14 ارديبهشت)
● برگزاري شب شعر و داستان همراه محمود دولتآبادي در دانشگاه USC لسآنجلس برای یاری به آوارگان کُرد جنگ خلیج فارس، به همت انجمن فرهنگي کردها، شنبه 11 مه (21 ارديبهشت)
● گفتگوي خسرو قديري با شاملو در اکلند کاليفرنيا در منزل دکتر حميد محامدي، 26 مه (5 خرداد) {چاپ در مجلهي زمانه؛ شمارهي اول، سنهوزهي کاليفرنيا، اکتبر(مهر)}
● سفر به اتريش از سنفرنسيسکو به دعوت مهدي اخوان لنگرودي، 28 مه (7 خرداد)
● برگزاري شب شعر و داستان همراه محمود دولتآبادي در دانشگاه وين اتريش (AFROـASIATISCHES INSTITUT)، برای یاری به آوارگان کُرد عراقي، به همت انجمن فرهنگي کردها، 31 مه (10 خرداد)
● گفتگويClaudia Rosengranz از روزنامهي Die Presse با شاملو در منزل خانم هاکر مولر، اول ژوئن (11 خرداد)
● بازگشت به ايران، 4 ژوئن (14 خرداد)
● بازنگری ترجمهي شعرهاي لنگستون هيوز و اکتاويو پاز Oktavio Paz (برگردان حسن فياد از انگليسي)، 22 خرداد {سال 1372 چاپ در مجموعهی همچون کوچهیی بیانتها}
● شعرهاي ظلمات مطلق نابينايي، حجم قيرين نه در... و در پيچيده به...، 1 مهر
● مقالهي شرف هنرمند بودن، مهرماه1370{چاپ نشده}
● انتشار مجلهي « زمانه» ويژهي احمد شاملو (شمارهي نخست)، به همت خسرو قديري در سنهوزهي کاليفرنيا، اکتبر (مهر)
● نگارش داستان منظوم گودال حيوانات را به پایان میبرد، 29 مهر
● گفتگوي فرج سرکوهي با شاملو از سوي ماهنامهي آدينه، زمستان {انتشار در مرداد 1371؛ آدينه؛ شمارهی 72؛ احمد شاملو: آرمان هنر جز تعالي تبار انسان نيست}
1371 (1992- 93)
● پاسخ پرسشهای گفتگوی ناصر حريري را مينويسد، 3 تا 31 فروردين
{کتاب گفتگوي حريري با شاملو نخست در سال 65 به چاپ رسيد. ايشان پس چند جلسه گفتگو با شاملو در سال 71 اين بار کتاب را به صورتي پربارتر ارائه داد (در تابستان 72)}
● انتشار مجموعه شعر مدايح بيصله (منتخب 51 شعر تا سال 1369) در سوئد، بهار
● انتشار قصههاي کتاب کوچه در سوئد، بهار
● گفتگوي بروژ آکرهيي با شاملو، خرداد ماه در ايران {انتشار در ماهنامهي کهلتور KELTUR (چاپ اتريش؟)، شمارهي ؟}
● تدوين دوبارهي حرف آ کتاب کوچه با همکاری آیدا،7 تا 20 تیر
● پایان بازنگری ترجمهي کتاب دوم دن آرام، 11 مهر
● آغاز بازنگری ترجمهي کتاب سوم دن آرام، 12 مهر
● جستجوي ايثارگرانهي پاکي در ناپاکيها بر تابلوهاي ضيا جاويد، 14 مهرماه{انتشار در کتاب کادوس، بهار1373}
● شعر خلاصهي احوال، 4 آبان
● شعر در آستانه (بايد استاد و ...)، 29 آبان
● پایان بازنگري ترجمهي کتاب اول، دوم و سوم دن آرام، 23 آذر
● شعر طبيعت بيجان، آذر ماه
● بازنگري عيسا ديگر ، يهودا ديگر ! 10 دي؛ نگاه کنيد به سال 1363.
● شعرThe Day After، 2 بهمن
● بازنگري ترجمهي شعرهاي لنگستون هيوز و اکتاويو پاز؛ نگاه کنيد به سال 1370.
1372 (1993- 94)
● شعر آن روز در اين وادي پاتاوه...، 7 فروردين
● شعر سرود ششم، 9 فروردين
● انتشار کتاب شهریار کوچولو {چاپهای پیشین با نامهای شاهزاده کوچولو و مسافر کوچولو (نگاه کنید به سال 59) و از سال 1380 به بعد با نام شازده کوچولو}
● پايان ترجمهی کتاب چهارم و پنجم رمان دن آرام، 4 خرداد
● شماری از قصههای کتاب کوچه را برای انتشار به صورت نوار صوتی میخواند، موسیقی: بابک بیات، 19 خرداد
● شعر قناري گفت:ـ کرهي ما...، خرداد ماه
● انتشار کتاب يکهفته با شاملو، به کوشش مهدي اخوان لنگرودي؛ نگاه کنيد به سفر اتريش در خرداد1370.
● نگارش مقالهيي بر بروشور نمايشگاه خوشنويسي بيژن بيژني، 22 خرداد
● انتشار کتاب گفتوگو با احمد شاملو. محمود دولتآبادي. مهدي اخوانثالث به کوشش محمد محمدعلي
● انتشار کتاب کوچه (دفتر چهارم الف)
● آغاز ترجمهي حماسهي گيل گمش ، 17 مرداد
برگردان متن الواح از کتابي با عنوان Les religion du proche- orient (از متن فرانسوي) {انتشار در پاييز 1382}
● چاپ سوم کتاب همچون کوچهيي بيانتها، تعداد زیادی ترجمه بر این چاپ مجموعه افزوده شده است. {چاپ نخست سال 52}
● انتشار کتاب دربارهي هنر و ادبيات ديدگاههاي تازه، گفت و شنودي با احمد شاملو به کوشش ناصر حريري، تابستان؛ نگاه کنيد به فروردين 71.
● شعر خاطره، 12 شهريور
● شعر بر کدام جنازه زار...، 18 شهريور
● شعر ما نيز...، 22 مهر
● گفتگو با شاملو از سوي فصلنامهي ايران پژوهش (چاپ واشنگتن DC)؛ شمارهي؟؛ 26 مهرماه{پرسش و پاسخ به صورت کتبي انجام گرفت.}
● بازنگري ترجمهي غزل غزلهاي سليمان {انتشار به سال1381 در کتاب همچون کوچهيي بيانتها }همچنین نگاه کنيد به سال 1347.
● مبلغ جمعآوریشده از شب شعرها برای یاری به زلزلهزدگان، به پيشنهاد بابک بیات به « انجمن تالاسمي ايران » هدیه میشود، 8 دی ماه؛ نگاه کنيد به سال 1369.
● گفتگوي ابراهيم زالزاده با شاملو؛ احمد شاملو: جواني... نه، من هيچوقت جوان نبودهام ؛ ماهنامهي معيار؛ شمارهي2 ، دي ماه
● انتشار گزينهياشعار احمد شاملو، انتشارات مرواريد
● گفتگوي تلفني ايران زنديه با شاملو از سوي بخش فارسي راديو بينالملل فرانسه، ظهر يکشنبه 24 بهمن(13 فوريهی 1994)
{چاپ در فروردين1373در ماهنامهي گردون، شمارههاي37 و 38؛ فضاي دموکراتيک کانون نويسندگان؛ نيز در اسفند 1372 و فروردين 1373،ماهنامهي آرش(چاپپاريس)، شمارههاي 36 و 37 }
1373 (1994- 95)
● شعرهاي نه عادلانه نه زيبا... ، آن روي ديگرت...
● شعر شب بيداران، 8 فروردين
● شعر يکي کودک بودن...، 26 فروردين
● سفر به سوئد براي برگزاري شبهاي شعر، به همت ايرانيان مقيم آن جا و به دعوت انتشارات آرش، 18 مه (28 ارديبهشت)
● شب شعر در شهر يوتهبوري Göteborg ،3 ژوئن (14 خرداد)
● شعر شبانه (بي آرزو چه ميکني...)، 11 ژوئن (22 خرداد)
● دو شب شعر در اوسهجيمنازيوم Ose gymnasium استکهلم، 17 و 19 ژوئن (27 و 29 خرداد)
● ديدار با رييس کانون نويسندگان سوئد و چند تن از شاعران در خانهي نويسندگان، به دعوت رئيس کانون نويسندگان
● به پيشنهاد انتشارات آرش شعرهايش را براي انتشار به صورت نوار صوتی در استوديويي در استکهلم دکلمه ميکند، 25 ژوئن (4 تير)
● شعر ترانه، تير ماه
● گفتوگوي آقاي عقيلي با شاملو، شبکهي4 تلويزيون استکهلم، برنامهي «موزاييک»، 23 جولاي (اول مرداد)
● بازگشت از سوئد به ايران،30 ژوييه (شنبه 8 مرداد)
● براي اطلاع، مجلهي آرش؛ چاپ پاريس؛ شمارهی41 و 42؛ مرداد و شهريور (اوت و سپتامبر1994) {در پاسخ به مقالهيي از اسماعيل خويي در مجلهي ميهن (پاريس، خرداد 1373)}
● مقالهي گند عالمگير بعض قضايا، ماهنامهي آدينه؛ شمارههاي 94 و 95، شهريور ماه
● امضاي متن «ما نويسندهايم»، نامهي سرگشادهي 134 نويسنده، شاعر، فيلمنامهنويس، محقق و منتقد، 24 مهرماه
● مقالهي درستي آموختههايمان را محکي بزنيم، ماهنامهي آدينه؛ شمارهي96، آبان ماه
● مؤسسهي فرهنگی هنری ماهور پيشنهاد ميدهد ده نوار صوتی از شاملو منتشر کند. ضبط صدا طي چندين شب، به همت محمد موسوي در خانهی دهکده انجام ميپذيرد.
شاملو هر بار با خواندن از شاعري آغاز ميکند:
● غزلهایی از حافظ، 12 آذر{انتشار به سال 1374}
● شعرهايي از نيمايوشيج ، 15 آذر{انتشار به سال 1374}
● غزلهايي از حافظ و شعرهايي از خودش، 19 آذر
● شعرهايي از مجموعهي ابراهيم در آتش، 22 آذر
● غزلهايي از مولوي، 26 و 29 آذر{انتشار به سال 1374}
● شعرهايي از مجموعهي لحظهها و هميشه، 3 دي
● رباعياتي از ابوسعيد ابوالخير و شعرهايي از خودش، 6 دي
● نوزده شعر ديگر از شعرهاي خودش، 7 دي
● شعرهايي از ژاک پرهور (ترجمه)
{CD و نوار شعرهای شاملو سال 1382 منتشر ميشود}
● شعر سفر شهود، 7 دي
1374 (1995- 96)
● شعر قفس اين قفس ...، 22 فروردين
● بازنگري کتاب پنجم دن آرام، از 4 ارديبهشت
● شعر جوشان از خشم...، 11 ارديبهشت
● گفتگوي مسلم منصوري با شاملو؛ حرفهاي تازهي احمد شاملو دربارهي سينماي ايران ؛ ماهنامهي سينما؛ شمارهي 158 ، 20 ارديبهشت
● شعر بوسه، 15 خرداد
● گفتگو با شاملو از سوي مجلهي ايران خبر (چاپ واشنگتن DC)؛ شمارهي؟، مرداد ماه در ايران{پرسش و پاسخ به صورت کتبي و پستي انجام گرفت.}
● شعر گدايان بياباني، 28 مرداد
● پايان ترجمهي دن آرام، 17 مهر
● کنگرهي بزرگداشت احمد شاملو در دانشگاه تورنتو کانادا به سرپرستي انجمن نويسندگان ايراني کانادا و انجمن ايراني اونتاريو، 21 و22 اکتبر
● انتشار گاهنامهي « رويش » ويژهيکنگرهي بزرگداشت شاملو در کانادا، شمارهي6؛ سال اول؛ چاپ اونتاريو؛ آذر1374/ دسامبر 1995
● انتشار نوار صوتي مولوي،حافظو نيما؛ نگاه کنید به سال 1373.
1375 (1996- 97)
● تحت عمل پيوند عروق گردن قرار میگیرد، جراح: دکتر ايرج فاضل، بيمارستان ايرانمهر يکشنبه 19 فروردين
● انتشار نوار صوتیشعرهاي پريا و قصهي دختراي ننه دريا؛ نگاه کنید به سال 1373.
● پايان بازنگری ترجمهي دن آرام، 20 مهر
● شعر ببر، 17 آذر
● شعر نگران آن دو چشمان...، 13 بهمن در بيمارستان مهراد
● شعر طرحهاي زمستاني (دو بخش)، 21 و 31 بهمن
● شعر شرقاشرق شاديانه...
● تحت عمل پيوند روي عروق پاي راست قرار میگیرد. جراح: دکتر ايرج فاضل، بيمارستان ايرانمهر، چهارشنبه اول اسفند
1376 (1997- 98)
● عمل جراحي پيوند عروق پاي راست تکرار ميشود (بيمارستان ايرانمهر)، اول فروردين
● شعر طرح باراني، 28 فروردين
● انتشار CD شعرهاي پريا و قصهي دختراي ننه دريا، حافظ، مولويو نيما؛ نگاه کنید به سال 1373.
● انتشار دفتر پنجم الف (با همکاري آيدا سرکيسيان)
● انتشار مجموعه شعر در آستانه منتخب 27 شعر از 1364 تا 1376
● شعر ميلاد (ناگهان عشق...)، 15 ارديبهشت
● پاي راست شاعر را که قانقاریا شده بود، از زانو قطع ميکنند، جراح: دکتر ايرج فاضل (بيمارستان ايرانمهر)، 21 ارديبهشت
● از راديو فرانسه براي برنامهي بزرگداشت آراگون با شاملو تماس ميگيرند، اول خرداد
● انتشار مجلهي « دفتر هنر»ويژهي احمد شاملو، سال چهارم؛ شمارهي 8 ؛ چاپ نيوجرسي، مهر ماه
● انتشار متن پیام شاملو به کنگرهی بزرگداشت احمد شاملو در کانادا (1995)؛ « دفتر هنر»ويژهي احمد شاملو، سال چهارم؛ شمارهي 8 ؛ مهر
● انتشار کتاب کوچه (دفتر پنجم الف)
● شعر با تخلص خونين بامداد، 27 آذر
● انتشار کتاب در جدال با خاموشي، منتخب چهارده دفتر شعر
● انتشار مجلهي «دفتر هنر» ويژهي تقي مدرسي و شاملو، سال چهارم؛ شمارهي 9؛ چاپ نيوجرسي، اسفند ماه
1377 (1998- 99 )
● مصاحبهي ماريا پرسون Maria Person با شاملو، از سوي شبکهي 4تلويزيون ملي سوئد، فيلمبردار: کاوه گلستان، 24 ارديبهشت (14 مه)
● انتشار کتاب کوچه (چاپ مجدد حرف آ در يک مجلد) ارديبهشت ماه
● انتشار کتاب کوچه (چاپ مجدد حرف الف در دو مجلد) ارديبهشت ماه
● انتشار کتاب کوچه (جلد اول ب) خرداد ماه
● انتشار کتاب کوچه (جلد دوم ب) شهريور ماه
● انتشار کتاب کوچه (جلد سوم ب) دي ماه
● بازنگري ترجمهي گيل گمش و روايت پيشين آن (که در شمارهي 16 کتاب هفته چاپ شده بود)؛ نگاه کنيد به سال 1340 و 1372.
● انتشار کتاب شناختنامهي شاملو به کوشش جواد مجابي
● انتشار گزينهي شعر بنبستها و ببرهاي عاشق، گزيننده: ع. پاشايي
● شعرهاي چاه شغاد را ماننده...، چون فوران فحلمست آتش بر...
● شعر نخستين که در جهان ديدم...، 12 اسفند
1378 (1999- 2000)
● شعر نخستين از غلظهي پنيرک...، 24 فروردين
● انتشار کتاب کوچه (جلد اول و دوم پ)
● انتشار مجموعهي آثار احمد شاملو، دفتر يکم: شعر 1376ـ1323
در دو مجلد (با افتادگي و اشتباههاي بسيار در حروفچيني شعرها و نیز بخش حواشی و یادداشتها، زير نظر نياز يعقوبشاهي)
● انتشار مجموعه شعر مدايح بيصله (چاپ اول در ايران) منتخب 51 شعر تا سال 1369 ؛ نگاه کنيد به سال1371.
● انتشار کتاب شعر قصهي مردي که لب نداشت با تصویرسازی مهردخت اميني براي کودکان
● انتشار کتاب نام همهي شعرهاي تو، زندگي و شعر احمد شاملو در دو مجلدبه کوشش ع. پاشايي
● جايزهي استيگ داگرمن Stig Dagerman در تاريخ 5 ژوئن (15خرداد) از سوي انجمن دوستاران استيگ داگرمن در سوئد، به شاملو اهدا ميشود؛ تحت عنوان « شعر او قلب جهان را لمس ميکند»
● گفتگوي تلفني با شاملو از سوي يکي از شبکههاي خبري ـ هنري تلويزيون سوئد به مناسبت دریافت جايزهي استيگ داگرمن، خردادماه.
● « هفتهي بزرگداشت احمد شاملو» از سوي شوراي نهادهاي فرهنگي منطقهي واشنگتن DC و بالتيمور به بهانهي دریافت جايزهي استيگ داگرمن، 20 تا 27 ژوئن (1 تا 7 تير)
● بازنويسي خروس زري پيرهن پري براي انتشارات خانهي ادبيات، تير ماه
● جايزهي « واژهي آزاد» از سوي « بنياد شاعران همهي ملتها» در هلند به شاملو اهدا ميشود، 6 نوامبر (15آبان)
● شعر کژ مژ و بيانتها...
1379 (2000)
● انتشار کتاب کوچه (جلد اول ت)
● انتشار مجموعه شعر حديث بيقراري ماهان منتخب 20 شعر از 1351 تا 1378
● پايان ترجمهي سه نمايشنامه از فدريکو گارسيا لورکا (ترجمه از متن فرانسوی):
عروسي خون (بازبيني مجدد) Bodas de Sangre (1933)، يرماYerma (1934)و خانهي برناردا آلبا la casa de Bernarda Alba (1936){انتشار در زمستان 1380 در یک مجلد با عنوان سه نمايشنامه}
● پایان ناگزیر دن آرام و گیلگمش
شاملو با دن آرام و گیلگمش زندگی میکند، دمی از آنها غافل نمیشود تا آنها را با خود به پایان میبرد.
● در گرگ و میش غروب يکشنبه دوم مردادماه در خانهي دهکده نفس سنگينِ اطلسيها را پرواز گرفت.
صبح روز پنجشنبه ششم مردادماه، هزاران شاخه گل سرخ دستادست در حالي که همصدا شعرهايش را ميخواندند، پيکر شاعر را که در آمبولانس شمارهي 96889 تهران 29 آرمیده بود، از مقابل بيمارستان ايرانمهر در جادهي قديم شميران تا خیابان ميرداماد بدرقه کردند و از آن جا به سوي امامزاده طاهر کرج روانه شدند تا جسم شاعر را به خاک سپارند.
بعد از ظهر هفتمین روز (دوشنبه 9 مرداد)، کوچهی دهکده و خانهي بامداد مملو از دوستان نادیده و همدلی بود که برای همدردی آمده بودند و با صداي شاعر که از ميان چنارهاي کوچهي دهکده و درختان خانه طنينانداز بود، ياد او را در کنار خانوادهاش گرامي داشتند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
12-1310 (34-1931)
● کلاس اول و دوم دبستان در مدرسهي عشايري خاش
14-1313 (361933-)
● کلاس چهارم دبستان در مشهد
16-1315 (381936-)
● کلاس پنجم تا ششم دبستانرا در زاهدان، طبس، مشهد و سرانجام در زاهدان ميگذراند.
● شيوهي مراجعه به فرهنگ آنندراج را از نياي مادري خود (ميرزا شريفخان) ميآموزد و ضبط کلمات و اصطلاحات عاميانه را کم و بيش از همان زمان آغاز ميکند.
18-1317 (401938-)
● کلاس اول و دوم دبيرستان در بيرجند، مشهد و گرگان
19- 1318 (1940 - 41)
● با خانواده به تهران ميآيد.
● کلاس دوم در دبیرستان شاهرضا
20- 1319(1941 - 42)
● کلاس سوم در دبيرستان ايرانشهر (چهارراه مخبرالدوله) و سپس در دبيرستان فيروز بهرام (چهارراه قوامالسلطنه)
● به شوق آموختن دستور زبان آلماني، تحصيل در دبيرستان فيروز بهرام را رها ميکند و به کلاس اول هنرستان صنعتي ايران و آلمان (انتهاي خيابان سوم اسفند) میرود.
● در خانه به آموختن زبان فرانسوي ـ زبان بينالمللي آن زمان ـ میپردازد.
● به خاطر مأموریت پدر در گرگان و ترکمنصحرا، ناچار از تحصيل در دبيرستان صنعتيدست ميکشد و در گرگان کلاس سوم دبيرستان را ادامه ميدهد.
1321 (1942 - 43 )
●مقالهي ارابهي زمان{انتشار در آذر 1382، روزنامهي ايران؛ شمارهي2671}
● به خاطر فعالیتهای ضد متفقین در تهران بازداشت ميشود.
● به بازداشتگاه سياسي شهرباني در تهران و اسفند ماه به بازداشتگاه سياسي شوروي در رشت منتقل ميشود.
1322 (1943 - 44)
● سراسر سال را در بازداشتگاه سياسي شوروي در رشت ميگذراند.
1323 (1944 - 45)
● پس از 21 ماه از زندان آزاد ميشود، پاییز
1324 (1945 - 46)
● پدر مأموریت مییابد به رضاییه (ارومیه) برود.
● در رضاییه چریکهای فرقهی دموکرات به محل سکونت آنها میآیند، او و پدرش را میبرند و دو ساعت جلوجوخهی اعدام چشمبسته نگه میدارند تا از فرماندهشان کسب تکلیف کنند.
● تحصيل را رها ميکند، به تهران ميآيد و در کتابفروشي کار ميکند.
1325 (1946 - 47)
بخش اول شعر « ناقوس» نيما يوشيج را ميخواند و برداشتش از شعر دگرگون میشود، اول فروردين در تهران
● هفتهنامهي اديب، سردبير: احمد شاملو، از 19 بهمن
1326 (1947 - 48)
● ازدواج با بانو اشرفالملوک اسلاميه در تهران. فرزندان: سياوش، سيروس، سامان و ساقي
● انتشار مجموعه شعر آهنگهاي فراموش شده،به همت ابراهيم ديلمقانيان
● آشنايي با مرتضا کيوان
● شعر سمفوني تاريک را مینویسد.
1327 (- 491948)
● ديدار با نيما يوشيج (اواخر سال 26 يا آغاز سال 27)
● شعر مرغ دريا، 21 شهريور
● انتشار هفتهنامهي ادبي ـ هنري سخن نو، زير نظر عبدالرضا ناظر و احمد شاملو، پنج شماره (دي و بهمن)
● شعر مرد مجسمه{چاپ در هفتهنامهي سخن نو؛ شمارهي 5 ؛ 10 بهمن}
● داستان کوتاه عنکبوت، مجلهي شمع سخن نو؛ شمارهي 1
● داستان کوتاه لعنتزده، مجلهي شمع سخن نو؛ شمارهي 2
● داستان کوتاه مردي که چرخ چاپ را ميگرداند، مجلهي شمع سخن نو؛ شمارهي 3
● داستان کوتاه آهنگي در سکوت، مجلهي شمع سخن نو؛ شمارهي 4
● شعرهاي بازگشت، کبود و در رزم زندگي
1328 (1949 - 50)
● انتشار نشريهي ساعت 4 بعد از ظهر «هنر نو»، سردبير: احمد شاملو، سه شماره، آذر و دي ماه
● داستان کوتاه مردها و خيزرانها، نشريهي هنر نو؛ شمارهي1؛ 6 آذر{سال 1359در مجموعهي درها و ديوار بزرگ چين با نام مردها و بورياها}
● داستان کوتاه بازگشته، نشريهي هنر نو؛ شمارهي2؛ 8 دي{سال 1340 در شمارهي 8 کتاب هفته و سال 1359 در مجموعهي درها و ديوار بزرگ چين}
● شعرهاي بهار خاموش، انتظار، خفاش شب، غبار، ديوارها
1329 (1950- 51)
● منظومهي « افسانه»ي نيما يوشيج با مقدمه و به کوشش شاملوی جوان منتشر میشود.
● آشنايي با فريدون رهنما
● شعرهاي براي خون و ماتيک، بيمار، طرح، رکسانا ، تئاتر
● شعر تا شکوفهي سرخ يک پيراهن، مهر ماه
● هفتهنامهي روزنه، نه شماره، از 18 بهمن
● شعر از شاعري به سربازي، هفتهنامهي روزنه؛ شمارهي 5 ؛3 آذر
● شعر قصيده براي انسان ماه بهمن در مرگ دکتر ارانی در زندان، بهمن ماه
● هفتهنامهي ادبي هديه زير نظر شاملو و فرهنگ فروهي، از اسفند ماه
● شعر مرغ باران، 18 اسفند
● ماهنامهي علمي، دو شماره ( اواخر سال 29 و اوايل سال30 )
● شعرهاي رکسانا ، طرح
1330 (1951- 52)
● مجلهي خواندنيها، سردبير چپ در مقابل سردبير راست آن مجله
● شعر سرود مردي که خودش را کشته است، 3 تير
● شعرهاي براي شما که عشقتان زندگيست ، با سماجت يک الماس، 13 تير
● شعر سرود بزرگ، 16 تير
● شعر بلند 23، 23 تير ماه
● انتشار شعر بلند 23، در قطع جيبي
● شعر مرثيه براي نوروزعلي غنچه، مهر ماه
● شعر بادها، پاييز
● شعر الماسها و مردمکها! 11 دي{سال1331 چاپ در روزنامهي پايگاه آزادي}
● انتشار مجموعه شعر قطعنامه با امضاي ا.صبح ، بههمت چوبين (فريدون رهنما)، منتخب 4 شعر از 1329 تا 1330
● شعر از زخم قلب آبايي ( آمانجان) در شهادت آبايي دبير ترکمن
● شعرهاي رانده، سفر، صبر تلخ، گلکو، نميرقصانمت چون دودي آبي رنگ...، سرگذشت، غزل بزرگ
1331 (1952- 53)
● رايزن فرهنگي سفارت مجارستان میشود، حدود دو سال
● شعر پیوند (در اعدام سيزده تن از سران حزب کمونيست يونان در دخمههاي زندان آتن)،3 خرداد در قرهتپه ـ گرگان
●انتشار مردي که قلبش از سنگ بود، ترجمهی فصلي از رمان A Man of Gold(1873) اثر مور يوکايي Mór Jókai
● مقالهي در معبر ميمارازوچا...، روزنامهي پايگاه آزادي؛ شمارهی ؟
● شعر ساعت اعدام ( لحظه)، در اعدام سرهنگ سيامک با نه تن ديگر از نخستين گروه سازمان نظامي
● شعرهاي سمفونی تاريک، حرف آخر، غزل آخرين انزوا، آواز شبانه براي کوچهها، حريق سرد ، شبانه (شبانه شعري چگونه...)
1332 (1953- 54 )
● روزنامهي آتشبار، سردبير: احمد شاملو
● داستان منظوم ويرانسرايي در زراسب، روزنامهي آتشبار؛ شمارهي 9
● ترجمهي داستان ديوار سنگي اثر ژرژ آمادو (نويسندهي برزيلي)، مجلهي شيوه
● شعر مه
● شعرهاي پريا، بودن و شبانه (ياران من بياييد...)
● انتشار مجموعه شعر آهنها و احساس به همت مشفق همداني
● وارد حزب توده ميشود که دو ماه بیشتر نمیپاید.
● به علت همکاری در روزنامهي آتشبار، تحت پيگرد قرار ميگيرد وآثاري چون ترجمهي رمان طلا در لجن (Gold in theMire اثر زيگموند موريتسZsigmondMoricz) و رمان در دست ترجمهي A Man of Gold(اثر مور يوکايي) و فيشهاي کتاب کوچه ضبط ميشود و از ميان ميرود.
● پس از چندي به استناد مادهي پنج حکومت نظامي در چاپخانهي روزنامهي اطلاعات دستگير ميشود.
● زنداني سياسي در زندان موقت شهرباني
● شعر شبانه (شب که جوي نقرهي مهتاب...)
● زنداني سياسي در زندان قصر (13 تا 14 ماه)
● شعر لالايي براي بيداري، در زندان موقت شهرباني{چاپ در مجلهي اميد ايران؛ شمارهي 12؛ 30 مرداد 1333}
1333 (1954- 55)
● انتشار ترجمهی نمايشنامهي مفتخورها اثر گرگهئي چيکي نويسندهي مجار، ترجمه با همکاري خانم آنگلا بارانْي
● قصهي بلندي که به سياق قصهي امير ارسلان نوشته بود در انتقال او از زندان موقت شهرباني به زندان قصر از دست ميرود.
● شعرهاي شعري که زندگيست، شبانه (من سرگذشت يأسام...)، شبانه (با هزاران سوزن الماس...)، شبانه (وه! چه شبهاي سحرسوخته...)، شبانه (يه شب مهتاب...)، بارون، شعر گمشده در زندان قصر
● شعرمرگ نازلي در رثاي وارتان سالاخانيان، زندان قصر
● شماری از نوشتههاي شاملو که نزد مرتضا کيوان بود هنگام دستگیری کیوان از ميان ميرود، از آن جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بيآفتاب
● نکاتي دربارهي دستور زبان فارسي در زندان مينويسد.
● در این مدت به بررسي داستانها و بافتِ زباني شاهنامه میپردازد و نکاتی را به شماری از زندانیان میآموزد.
● شاملو که با مشاهدهی رفتارهای همبندان از آن حزب دلزده شده بود، از امضاي توبهنامه سر باز ميزند و شعر نامه را مینویسد.
● زمستان از زندان آزاد میشود.
1334 (1955- 56)
● شعر به تو سلام ميکنم... ، 2 فروردين
● شعرهاي تو را دوست ميدارم، ديگر تنها نيستم، سرچشمه، بهار ديگر
● شعر افق روشن، 5 تير
● شعر راز، 7 تير
● شعر به تو بگويم، 19 شهريور
● شعر بدرود
● پنج دفتر از نوشتههای شاملو را (شعرهاي بلندي چون سرود آن کس که نه دشمن است نه مدعي و مرگ شاماهي و نمايشنامههايي چون مردهگان براي انتقام بازميگردند(نقي نقاشيان براي چاپ ميبرداما نه چاپ ميکند و نه برميگرداند.
● شعر سرود مردي که تنها به راه ميرود، 28 آبان
● شعر پشت ديوار، 5 آذر
● انتشار رمان لئون مورَنِ کشيش، ترجمهیی از Leon morin, pretre اثر بئاتريس بک Beatrix Beck
● انتشار رمان زنگار، ترجمهيي ازRouilleاثر هربر لوپورريهHerbert Le Porrier
● انتشار ترجمهي رمان برزخ اثر ژان روورزي
● مقالهي موضوع« مسئوليت» و « مأموريت»! ، به جاي پيشگفتار در مجموعه شعر «ديار شب» سرودهي م.آزاد
● داستان کوتاه زنِ پشتِ در مفرغي، جنگ هنر و ادب امروز؛ دفتر اول؛ اسفند ماه {سال 1335 چاپ درزير خيمهي گُرگرفتهي شب و زنِ پشت در مفرغي و سال1352 در مجموعهی درها و ديوار بزرگ چين }
● شعرهاي رنج ديگر ، نگاه کن
● شعر عشق عمومي در اعدام مبارزان سازمان نظامي در سال 34ـ 33
1335 (1956- 57)
● ترجمهی نمایشنامهی عروسی خوناثر فدريکو گارسيا لورکاFederico Garcia Lorca { چاپ نخست در جنگ هنر و ادبیات}
● هفتهنامهي بامشاد، زير نظر هيأت تحريريه
● داستان سايهيي در قعر شب، هفتهنامهيبامشاد؛ شمارهي 1
● داستان تنگه، هفتهنامهي بامشاد؛ شمارهي 2
● داستان مستها، هفتهنامهي بامشاد؛ شمارهي 7
● انتشار زير خيمهي گُرگرفتهي شب و زنِ پشت در مفرغي، نيمهي اول آذر ماه
● مقالهيي به بهانهي انتشار کتاب سکهسازان (اثر آندره ژيد به ترجمهي حسن هنرمندي) و مقالهيي به بهانهي اهداي جايزهي اول مجلهي سخن به کتابِ يکليا و تنهايي او (اثر تقي مدرسي)، هفتهنامهيبامشاد؛ شمارهي26؛ صفحهي از خودمان...؛ 17 دي
● مقالهي دربارهي «تز» پروفسور کوئينبي بر نمايشنامهي بيليباد (با همکاري م. آزاد) و مقالهي دنياي او!، هفتهنامهي بامشاد؛ شمارهي 28
● جدايي از اشرفالملوک اسلاميه و ترک خانه و فرزندان
● انتشار مجموعه داستان نايب اول در قطع جيبي
شامل ترجمهی سه داستان، نايب اول {سال1352 چاپ با نام سربازي از يک دوران سپريشده} (اثر رنه بارژاول Rene Barjavel)، لعنت خدا! (اثر روبر مرل Robert Merle)، و مادرم که مرد... (اثر ماکسيم گورکي)
● پيوند با بانو دکتر طوسي حائري
● شعرهاي تنها...، از مرز انزوا، شعر ناتمام ، لعنت
1336 (1957 - 58 )
● شعر در بسته، فروردين{سال 1337 چاپ در هفتهنامهيآشنا؛ شمارهي 15}
● انتشار مجموعه شعر هواي تازه با امضاي ا. بامداد، منتخب 69 شعر از سالهاي 1326 تا 1335، فروردین ماه
● انتشار افسانههاي هفت گنبد از « هفت پيکر» نظامي گنجوي، با تلخيص و مقدمهي شاملو
● شاملو که وضع مالي مشخص و درستي ندارد، به دليل نپرداختن نفقه چند ماهي را در زندان موقت شهرباني و سپس در زندان قصر ميگذراند.
● شعر کاج، زندان موقت شهرباني
● شعر بر سنگفرش، زندان موقت شهرباني
● شعر کيفر، زندان قصر
● انتشار حافظ شيراز به کوشش احمد شاملو؛ نگاه کنيد به سال1354.
● انتشار هفتهنامهي آشنا، زير نظر احمد شاملو، هفده شماره؛ 28 بهمن 1336 تا 2 تيرماه 1337
● شعر حريق قلعهيي خاموش، براي مادرم{چاپ در هفتهنامهيآشنا؛ شمارهي3 ؛ 19 اسفند}
● ترجمهي بخشهايي از رمان پابرهنهها با همکاري عطا بقايي(اثر زاهاريا استانکوZaharia Stancu)، هفتهنامهي آشنا؛ ضميمهي رايگان
● شعر باغ آينه {چاپ در ماهنامهي صدف؛ شمارهي3 ؛ 15 آذر}
● داستان کوتاه 3 ساعت و 22 دقيقه، 26 آذر
● شعرهاي دادخواست، بر خاک جدي ايستادم...
1337 (1958- 59)
● شعر شبانه (اي خداوند! از درون شب...){چاپ در هفتهنامهيآشنا؛ شمارهي6 ؛ 18 فروردين}
● مقالهيحقيقت قضيه از سير تا پياز!، هفتهنامهيآشنا؛ شمارهي6 ؛ 18 فروردين
● مقالهيچگونه خواستگاري مداوم خانعمو از شاباجي خانوم روزي شانزده هزار تومان براي ملت خرج برميدارد!، هفتهنامهيآشنا؛ شمارهي 7 ؛ 25 فروردين
● شعر پل اللهوردي خان فروردينماه در اصفهان
● مقالهي مشکل سياوش، و اندوه معصوم و کشندهي عموهايش، آشنا؛ شمارهي 8 ؛ 1 ارديبهشت
● مقالهي از حرکت تا خط، هفتهنامهيآشنا؛ شمارههاي 9،10 و 12
● نمايشنامهي عروسي خون (ترجمه)، هفتهنامهي آشنا؛ شمارهي 13 به بعد؛ نگاه کنید به سال 35.
● انتشار رمان پابرهنهها ؛ نگاه کنید به هفتهنامهي آشنا سال 36 .
● اطلاعات ماهانه نه شمارهي آخر، خرداد ماه
● شعر مرثيه براي مردگان ديگر، در مرگ ايمرناگي (هفت بخش: ارابهها، دو شبح، جز عشق، اصرار (سماجت)، از نفرتي لبريز، فريادي و... ديگر هيچ ، فريادي...) 2 تير
● شعر شبانه (شب تار...) 17 تير
● انتشار کتاب ترانهها؛ منتخب 295 رباعی از ابوسعيد ابوالخير، خيام و باباطاهر
● شعر برف{چاپ در ماهنامهي صدف؛ شمارهي 12؛ شهريور ماه}
● ماهنامهي اطلاعات دانش و هنر و ادبيات با همکاري شاملو، دو شماره: شمارهي 1 اسفند ماه، شمارهي 2 فروردين 38
● شعر سرود، 39 - 1337
1338 (1959- 60)
● ماهنامهي اطلاعات دانش و هنر و ادبيات
● انتشار کتاب قصهي خروس زري پيرهن پري (برداشتي از نوشتهي الِکسِي تولستوي)، با تصویرسازی فرشيد مثقالي
● شعر قصهي مردي که لب نداشت، تابستان
● ساخت فيلم مستند سيستان و بلوچستان، به سفارش شرکت ايتال کنسولت
● نوشتن ديالوگ فيلمنامه
● شعرهاي قصهي دختراي ننه دريا، شعار ناپلئون کبير در جنگهاي بزرگ ميهني، نبوغ، مرثيه، با همسفر، از شهر سرد...، کوچه، تا شک، باران (بر شرب بيپولک شب...)، معاد، لوح گور، زن خفته، شبانه (عشق خاطرهييست...)، نيمشب، باران (آنگاه بانوي پر غرور...)، فقر، طرح، ماهي، در دور دست، غروب سيارود، شبگير، اتفاق، کليد، مثل اين است... ، خواب وجينگر
1339 (1960- 61)
● شعر ميلاد (نفس کوچک باد...)، 16 ارديبهشت
● انتشار مجموعه شعر باغ آينه، منتخب 44 شعر از سالهاي 1336 تا 1338
● شعر پايتخت عطش (دو بخش)، 18 خرداد در چابهار
● شعر ميان ماندن و رفتن...، 28 خرداد
● انتشار کتاب افسانههاي هفتاد و دو ملت ترجمهي داستانهاي کوتاهي از نويسندگان مختلف جهان، در سه دفتر
● شعر سخني نيست...، 27 آذر
● شعر حماسه! ، 28 آذر
● تأسيس و سرپرستي ادارهي سمعي و بصري وزارت کشاورزي با همکاري هادي شفاييه و سهراب سپهري
● جدايي از دکتر طوسي حائري و ترک خانه
● شعر گريزان، يوش
● شعر انگيزههاي خاموشي، 15 اسفند
● شعرهاي غزل ناتمام ، کوهها
1340 ( 1961- 62 )
● شعر رهگذران، اول ارديبهشت
● همکاري در کتاب سال کيهان، انتشار در سال 1341
● انتشار هفتهنامهي کتاب هفته زير نظر دکتر محسن هشترودی، احمد شاملو و شوراي نويسندگان، 36 شماره؛ شمارهي نخست 16 مهرماه
● از شمارهي نخست کتاب هفته بخشيرا با عنوان کتاب کوچه به گردآوري فرهنگ عامه اختصاص میدهد.
● داستان بازگشته،کتاب هفته؛ شمارهي 8 ؛ 5 آذر { سال 1359 چاپ در مجموعهي درها و ديوار بزرگ چين }
● شعرهاي شبانه (آن که دانست ...)، شبانه (اکنون ديگرباره شبي...)، من مرگ را...، آذر ماه
● شعر وصل (پنج بخش)، دي ماه
● گيلگمش کهنترين حماسهي بشری، نثر فارسي: احمد شاملو، تصويرسازي: مرتضامميز، کتاب هفته؛ شمارهي16، اول بهمن؛ نگاهکنيدبه سال1372.
● شعرشبانه (کوچهها باريکن...)
1341 ( 1962- 63 )
● پس از انتشار شمارهي 25 به ناچار از همکاری با کتاب هفته دست میکشد، 12 فروردين
● آشنايي با آيدا سرکيسيان، 14 فروردين
● همکاري با کتاب هفته از شمارهي 29 تا 36 ، 9 ارديبهشت تا 24 تير ماه
● جدايي رسمي از بانو اشرفالملوک اسلاميه، 24 تیر
● آشنايي با غلامحسين ساعدي در کتاب هفته
● همکاري با سينماگران و نوشتن ديالوگ فيلمنامه
● شعر آغاز، شهريور ماه
● شعر من و تو، درخت و بارون...، مهرماه
● شعر من و تو...، 23 دي
● شعر از مرگ...، دي ماه
● شعر خفتگان، 16 اسفند
● شعر تکرار، 25 اسفند
● شعر چه راه دور…
1342 (1963- 64 )
● همکاري با کتاب هفته از شمارهي 68 تا 74، 12 فروردين تا 22 اردیبهشت
● مقالهي يادداشتي سردستي بر کاريکاتور، کتابهفته؛ شمارهي71 ؛ 1 ارديبهشت
● به ناچار کتاب هفته را ترک میگوید، اردیبهشت ماه
● همکاري با سينماگران و نوشتن ديالوگ فيلمنامه
● شعر سرود آنکس که از کوچه به خانه باز ميگردد، 24 ارديبهشت
● شعرهاي چهار سرود براي آيدا (سرود مرد سرگردان، سرود آشنايي، کدامين ابليس...، سرود براي سپاس و پرستش)، 29 و 31 ارديبهشت
● مدتي با غلامحسين و اکبر ساعدي همخانه ميشود
● شعر سرود پنجم (دوازده بخش)، 11 تير
● انتشار ترجمهي رمان خزه، ترجمهيي ديگر از زنگار
● شعر آيدا در آينه، بهمن ماه
1343 ( 1964- 65 )
● ازدواج با آيدا، 16 فروردین
● زندگی را در شیرگاه مازندران آغاز میکنند.
● در چاپ دوم کتاب هوای تازه مجموعه را به پرویز شاپور تقدیم میکند، فروردین ماه
● شعرهاي ميعاد و جادهي آن سوي پل، ارديبهشت ماه در شيرگاه
● نوشتن ديالوگ و فيلمنامه
● ترجمهي چند بخش از رمان بلند زارتونک (بيداري) اثر مالخاس، از زبان ارمني با همکاري آيدا
● انتشار دو مجموعه شعر آيدا در آينه (منتخب 13 شعر از 1341 تا 1343) و لحظهها و هميشه (منتخب 16 شعر از 1339 تا 1340) در يک مجلد
● مقالهي ناقد نداريم، هفتهنامهي فردوسي؛ شمارهي 664
● انتشار ماهنامهي « انديشه و هنر»، ويژهي ا. بامداد، فروردين ماه(زير نظر ناصر وثوقی و شميم بهار)
● مقالهي شاعري، انديشه و هنرويژهي ا.بامداد
● مقالهي حاشيهيي بر شعر معاصر، انديشه و هنرويژهي ا.بامداد {اين مقاله در سال 1339 در هفتهنامهي فردوسي نيز چاپ شده بود}
●گفتگو با شاملو از سوي ماهنامهي انديشه و هنر ؛ حرفهايي از ا.بامدادو بحثي با احمد شاملو، انديشه و هنرويژهي ا.بامداد
● شعر شبانه (ده بخش: قصدم آزار شماست...، دوستش ميدارم...، دريغا درهي سرسبز...، عصر عظمتهاي...، و شما که به سالياني...، دريغا انسان...، ما شکيبا بوديم...، اندکي بدي در نهاد تو...، مرگ را ديدهام...، رود قصيدهي بامدادی را...)، 6 شهريور
● شعر ... و تباهي آغاز يافت، 4 دي
● شعر شبانه (با گياه بيابانم...)، 9 دي
● شعر غزلي در نتوانستن، 13 دي
● شعر سرود آن که برفت و آن کس که بر جاي ماند، دي ماه
● شعر از مرگ من سخن گفتم، 2 بهمن
● شعر لوح، 16 بهمن
● شعر در جدال آينه و تصوير(در چهار بخش)، 30 بهمن
1344 (1965- 66)
● شعر با چشمها...
● شعر شکاف (جادوي تراشي چربدستانه...)، 31 فروردين
● همکاري با سينماگران و نوشتن ديالوگ فيلمنامه
● شعر از قفس، 15 تير
● گفتوگوي گِرداري لعل تيکو Girdhari Tikku (استاد دانشگاههاي برکلي و ايلي نويز امريکا) با مهدي اخوانثالث، احمد شاملو، سهراب سپهري، فروغ فرخزاد و م.آزاد، همراه امين بناني، سيروس طاهباز و حسن کامشاد، تابستان.
● مقالهي دربارهي شعر امروز (پيشنويس مقدمهي سخنراني در دانشکدهي ادبيات تبريز) {انتشار در کتاب ارک، نشر احيا ـ تبريز، چ2، احتمالاً سال 1350}
● انتشار مجموعه شعر آيدا: درخت و خنجر و خاطره ! منتخب 10 شعر از 1343 تا 1344
● انتشار ترجمهي رمان 81490 اثر آلبر شمبونAlbert Chambon نويسندهي فرانسوي
● شعر سفر، آذر ماه
● شعر سه سرود براي آفتاب(سه بخش: شبانه (اعترافي طولانيست)، چلچلي ، ...)، 20 دي
● براي سومين بار به گردآوري، پژوهش و تدوين کتاب کوچه همت ميگمارد.
● شعر رود، 5 بهمن
● شعر مرگ ناصري، 7 بهمن
● شعر نقش، 21 بهمن
● شعر مرثيه در چاپهاي نخست زندگان (گفتند:ـ نميخواهيم...)، 7 اسفند
● شعر اسباب، 15 اسفند
● شعر مجلهي کوچک( شش بخش)، 23 اسفند
1345 (1966- 67 )
● گفتگوي علياصغر ضرابي با شاملو؛ جاودانه مردي در شعر امروز؛ هفتهنامهي فردوسي؛ شمارههاي756 تا 759، 2 تا 24 فروردين
● گفتگو با شاملو از سوي هفتهنامهي روشنفکر ؛ شمارهي 651 ؛ سال13؛ بر چهرهي زندگاني من آيدا لبخند آمرزش است
● شعر چشماندازي ديگر...، خرداد ماه
● شعر postumus (سه بخش) 15، 18 و 20 مرداد
● شعر پاييز، 26 شهريور
● شب شعر در انجمنِ ايران و آمريکا
● انتشار مجموعه شعر ققنوس در باران منتخب 12 شعر از 1344 تا 1345، آبان ماه
● انتشار هفتهنامهي هنر و سينما بارو زير نظر شاملو و يدالله رؤيايي، سه شماره؛ شمارهي سوم با اولتيماتوم وزير اطلاعات وقت توقيف ميشود، 18 آذر تا 2 دي ماه
● فيلمنامهي کوتاه حلوا براي زندهها، هفتهنامهي بارو ؛ شمارهي1، جمعه 18 آذر {سال 1352 چاپ در مجموعهي درها و ديوار بزرگ چين}
● گفتگو با شاملو؛ از سوی هفتهنامهي اميد ايران؛ شمارهي 9؛ دورهي جديد؛ اين بازار آشفتهي شعر محکوم به فناست! ، 6 دي
● گفتگو با شاملو از سوي هفتهنامهي اميد ايران ؛ شمارهي 648 ؛ خاطرهي دردناک احمد شاملو از سردار شعر امروز پارسي، 20 دي
● شعر مرثيه در خاموشي فروغ فرخزاد، 29 بهمن
● مقالهي كتاب كوچه، بولتنِ تلويزيون ملي ايران، شمارهي مخصوص
● برنامهي تلويزيوني قصههاي مادربزرگ را براي برنامهيکودک تلويزيون تهيه ميکند.
1346 (1967- 68 )
● مقالهي نمايشگاهي از كاريكاتوردربارهي اردشير محصص، 5 ارديبهشت
{چاپ در هفتهنامهي خوشه؛ شمارهي 11؛ سال12؛ 17 ارديبهشت و نيز سال1357 در کتاب از مهتابي به کوچه با عنوانزهرخندي که طنين گريهآلود و طعم تلخ وحشتزدگي آن حيرتانگيز است!}
● جلسهي معارفهي نويسندگان و شعرا با فرح پهلوي در روز 27 ارديبهشت، به دعوت دفتر مخصوص او
● هفتهنامهي خوشه (بخش هواي تازه) 90 شماره:از شمارهي 14، سال دوازدهم (خرداد ماه) تا شمارهي 4، سال چهاردهم (اسفند 47 و فروردین 48)
● ترجمهي قصهي سه بزغاله و نيلبک جادو براي کودکان، با نقاشيهاي والت ديسني (منتشر نشده)
● ترجمهي قصهي روباه پير و زاغي بيتدبير براي کودکان، با تصویرسازی ضيا جاويد (منتشر نشده)
● ترجمهي افسانهي منظوم اشک تمساح اثر آندره فرانسوا، براي کودکان (منتشر نشده)
● مقالهي گاندي سرمشق بزرگ،هفتهنامهي خوشه؛ شمارهي 22؛ سال12 ، 7 مرداد
● مقالهي حقيقت مسئوليت، هفتهنامهيخوشه؛ شمارهي 26؛ سال 12، 17 شهريور
● مقالهي لورکا شاعر خون اسپانيازخمي که هنوز خونچکان است،هفتهنامهي خوشه؛ شمارهي 27؛ سال 12، 12 شهريور
● با دوستان... (پاسخ سردبیر به نامهها)، هفتهنامهيخوشه؛ شمارهي 29؛ سال 12، 26 شهریور
● داستان گمشدهي قرون، هفتهنامهيخوشه؛ شمارهي 38؛ سال 12، 21 آبان
● شعر رهاييست... ،هفتهنامهي خوشه؛ شمارهي 39؛ سال12 ، 5 آذر
● انتشار گزيدهي اشعار از هوا و آينهها
● مقالهياعجاز (دربارهي فروغ فرخزاد)، هفتهنامهيفردوسي؛ شمارهي847 ، 24 بهمن
● مقالهي شاعرهيي جستجوگر(دربارهي فروغ فرخزاد)، هفتهنامهيفردوسي؛ شمارهي 848 ، 1 اسفند
● انتشار مجموعه داستان قصههاي بابام، ترجمهیي از Georgia boyاثر ارسکين کالدولErskine Caldwell نويسندهي آمريکايي (ترجمه از متن فرانسوی)
● همکاري در تشکیل کانون نويسندگان و برگزاري جلساتي با حضور نويسندگان و شاعران
● براي سخنراني به دانشگاه شيراز دعوت ميشود اما به دلیل ممانعت ساواک سخنراني را در مکان ديگري برگزار ميکنند.
● اين همه بود ! ترجمهيي ناتمام از Rien que la Verite اثر يوري پيلار Iouri Pilar، هفتهنامهي خوشه؛ شمارههاي 2 تا 18، سال 13
● دانشجويان کرمانشاه روز جمعه 23 اسفند براي شاملو شب شعر برگزار ميکنند.
1347 (1968- 69)
● همکاري در هفتهنامهي خوشه؛ نگاه کنيد به سال 1346.
● سفر به اهواز و ديدار با دو خواهر شاعر نوجوان، ژيلا و مهوش در نوروز
● ژيلا و مهوش خواهران شعر! ، هفتهنامهيخوشه؛ شمارهي 7؛ سال 13، 1 ارديبهشت
● انتشار کتاب غزل غزلهاي سليمان، فروردین ماه
ترجمهيي از متن فرانسوی Le Qantique des Qantiques
● انتشار کتاب عروسي خون، نمايشنامهی فدريکو گارسيا لورکا (ترجمه از متن فرانسوی)، فروردين ماه
● ترجمهي مقالهي تئاتر لورکا نوشتهي لوئي پارو، هفتهنامهيخوشه؛ شمارهي 10؛ سال 13، 22 ارديبهشت
● دولت برای تأسیس « انجمن قلم » شاملو و نویسندگان دیگر را به همکاری دعوت میکند، شاملو نمیپذیرد.
● شعر شبانه (پچپچه را از آنگونه...)، ارديبهشت ماه
● امضای بیانیهی تشکیل کانون نویسندگان در مقابله با انتشار بیانیهی تشکل اهل قلم به امر حاکمیت
● شعر هملت، خرداد ماه
● شعر و حسرتي (شش بخش)، 10 تير
● شعر تمثيل، 20 مرداد
● آغاز پژوهش بر غزليات حافظ، مطالعه و مقايسهي ابيات غزلها و مطالعهي تاريخ عصر حافظ
● گفتگو با شاملو از سوي هفتهنامهي اطلاعات بانوان؛ شمارهي 619 ؛17 تا 24 شهريور گفتگوکننده: نوا ؛ کتاب رسالت ما محبت است و زيبايي
● مقالهي ضابطههاي شعر نو (1)وحقيقت مسئوليت [بيامضا، احتمالاً از شاملو]، هفتهنامهي خوشه؛ شمارهي 26؛ سال 13، 24 شهريور
● شبهاي شعر خوشه به همت شاملو و به ياري دکتر عسکري، با نام «فستيوال بزرگ شاعران»، با شرکت 110 شاعر به مدت پنج شب در باشگاه شهرداري تهران در خيابان خانقاه برگزار ميشود، 24 تا 28 شهريور
● خورشيدي که به ظلمت نشست در خاموشي صمد بهرنگي (9 شهريور 47) و مقالهي ضابطههاي شعر نو (2) و انسان به رقص پرداخت!، هفتهنامهي خوشه؛ شمارهي 27؛ سال 13، 31 شهريور
● مقالهي ضابطههاي شعر نو(3) نظم يا شعر؟ و گفتگوي شاملو با منصوره حسيني، گفت و شنود در زمين بسکتبال!، هفتهنامهي خوشه؛ شمارهی 28؛ سال 13، 7 مهر
● مقالهيضابطههاي شعر نو(4) راز بزرگ شاهنامهي فردوسي: موسيقي کلمات! ، خوشه؛ شمارهي 29؛ سال 13، 14 مهر
● انتشار قصهي هفت کلاغون کتاب کودک، با تصویرسازی ضيا جاويد، مهر ماه
● گفتگوي شاملو با صدرالدين الاهي (براي هفتهنامهي خوشه) در پاييز{دوفصلنامهي دفتر هنر (چاپ نيوجرسي)؛ شمارهی9؛ سال پنجم؛ اسفند 1376}
● انتشار کتاب زيباترين شعر نو، اشعاري که در «شبهاي شعر خوشه» خوانده شده بود.
● شب شعر به همت انجمن فرهنگي ايران و آلمان ( انستیتو گوته)
● انتشار شعر پريا با تصویرسازی ژاله پورهنگ برای کودکان
● شب شعر در دانشکدهي هنرهاي زيبا ـ دانشگاه تهران به همت دانشجويان، دي ماه
● گفتگوي علي گلزاده با شاملو؛ جاودانه مرد شعر امروز ايران؛ مجلهي تکاپو(نشريهي ادبي دبيرستان داريوش کبير)؛ شمارهی 4، دي ماه
● مقالهي دردِ ندانستنِ زبان فارسي، مجلهي فردوسي؛ شمارهي 861
● مقالهي کاريکاتوري براي دنيا، انديشه و هنر؛ شمارهی1، بهمن
● گفتگوي شاهرخ جنابيان با شاملو؛گپي جانانه با احمد شاملو شاعر امروز؛ روزنامهي آيندگان؛ شمارههاي 348 تا 352؛ سال دوم ، 17 تا 22 بهمن
● انتشار کتاب برگزيدهي اشعار، نشر روزن
● شعرهاي شامگاهي ، حکايت
● شعر در آستانه (نگر تا به چشم زرد...) براي م.اميد
● يادداشتهاي يک نويسنده،هفتهنامهي خوشه؛ شمارهي 2؛ سال 14، 18 اسفند
● شب شعر در کرمانشاه، دومين برنامهي شبهاي شعر «جوانهها» به همت کميتهي شعر و ادب
● هفتهنامهي خوشه با اخطار رسمي ساواک توقیف ميشود، شمارهي نوروز (شمارهي4؛ سال چهاردهم)، آخر اسفند ماه
1348 ( 1969- 70 )
● يادداشتهاي يک نويسنده،هفتهنامهي خوشه؛ شمارهي 4؛ سال 14، فروردين ماه {در از مهتابي به کوچه با عنوان با قامتي به بلندي فرياد}
● انتشار مجموعه شعر مرثيههاي خاک منتخب10 شعر از 1345 تا 1348، ارديبهشت ماه
● انتشار کتاب چي شد که دوستم داشتن ؟ ترجمهي قصهي منظومی ازساموئل مارشاک ، کتاب کودک با تصویرسازی ضيا جاويد
● انتشار برگزيدهي شعرهاي احمد شاملو ( ا. بامداد ) با حرفهايي در شعر و شاعري، از سوي سازمان نشر کتاب بامداد، در قطع جيبي
● در تلويزيون ملی استخدام میشود و سه سال در زمينهي ساخت فیلم مستند فولکلوريک به کار ميپردازد:
پاوه، شهري از سنگ در دلِ تپههاي سبز(مستندي ازمراسم دراويش قادري) و مستندهای فولکلوريک رقص ديلماني، رقص قاسمآبادي و آناقليچ داماد ميشود
● نگارش و اجراي گفتار متن فيلم مستند باد جن، کارگردان: ناصر تقوايي
● شعر سرود براي مرد روشن که به سايه رفت
● برنامهي « بحث شعر کهن و شعر نو» به همراه يدا... رؤيايي در تلويزيون ملي، زمستان
● شعر که زندان مرا بارو مباد...
1349 (1970- 71 )
● از نو به ترجمهي رمان پابرهنهها مينشيند (از متن فرانسوی)، بهار {انتشار در خرداد 1350}
● انتشار کتاب ملکهي سايهها ترجمهیی بر اساس يک قصهي ارمني، کتاب کودک با تصویرسازی ضيا جاويد
● فيلمهاي مستند گيله مردي (کشتي پهلواني گيلان؛ نگارش و اجراي گفتار متن فيلم از شاملو)، عروسي در دارابکلا و رقص ترکمن را ميسازد؛ نگاه کنيد به سال 1348.
● شعر صبوحي ، رستگاران ، توس خراسان
● انتشار ترجمهي نمايشنامهي درخت سيزدهم
● انتشار ترجمهي نمايشنامهي سيزيف و مرگ
● شعرهاي عقوبت، فصل ديگر ، پدران و فرزندان
● انتشار مجموعه شعر شکفتن در مه منتخب 8 شعر از 1348 تا 1349
1350 (1971- 72 )
● مقالهي نظم يا شعر؟؛ جُنگ فلکالافلاک؛ دفتر اول، فروردينماه
● انتشار ترجمهي تازهي رمان پا برهنهها در خرداد ماه
● گفتگو با شاملو از سوي روزنامهي کيهان؛ شمارهی8334 ؛ استادان فن جرأت نقاب برداشتن از چهرهي حافظ را ندارند!، 12 ارديبهشت ماه
● شعر ضيافت حماسهي جنگل هاي سياهکل (بهمن 49)، بهار
● فيلمهاي مستند يالانچي پهلوان، ياورسري و ورزا جنگ را ميسازد؛ نگاه کنيد به سال 1348.
● از سوی مدير فرهنگستان زبان فارسي براي ادامهي تحقيق و تدوين کتاب کوچه (حرف آ) و استفاده از منابع به فرهنگستان دعوت ميشود.
● مقالهي خاش، تابويي در پايتخت عطش، کتاب سحر {با عنوان خاش، تابوي برهوت در از مهتابي به کوچه}؛ نگاه کنید به سال 1338.
● مقالهي کفن به گردن و شمشير در دست، روزنامهي کيهان؛ شمارهي 8356 ، 6 خرداد
● مقالهي ريشهها تلخاند ، تير ماه
● مقالهيبحثي ديگر در باب تعهد و مسئوليت: مگر تعهد در قبال زبان، نيمي از تعهد اجتماعي نويسنده نيست؟ {سال 1351 چاپ در کيهان سالو سال 1358 در هفتهنامهي كتاب جمعه؛ شمارهي1}
● گفتگوي منوچهر آتشي با شاملو؛ ديداري با شاملو و شعر او شاملو شاعر غزل و حماسه، طوفان و نيلبک؛ هفتهنامهي تماشا؛ شمارهي43؛ سال اول ، 23دي
● نگارش نمايشنامهي آنتيگون
● شعر شبانه ( کليد بزرگ نقره)
● گفتگوي بزرگ پورجعفر با شاملو؛ روزنامهي کيهان؛ شمارهي8575 ، 23 بهمن
●مقالهي تجديد عهد با دريغي بزرگ، روزنامهيكيهان؛ شمارهي؟؛ 24 بهمن
● مقالهي شعر خوب با فکر ملت رشد ميکند، روزنامهي کيهان؛ شمارهي 8591 ؛ 12 اسفند
● خاموشي مادر، بانو کوکب، 14 اسفند
● شعر شبانه ( اگر که بيهده زيباست شب) براي اعدامشدگان اسفندماه، 26 اسفند
1351 ( 1972- 73 )
● شعر شبانه (در نيست راه نيست)، 15 فروردين
● شعر شبانه ( مرا تو بيسببي نيستي)، فروردين
● گفتگوي مهرداد شکوري با شاملو؛ براي يک کار بزرگ ملي: احمد شاملو از مردم کمک ميخواهد؛ هفتهنامهي پست ايران؛ شمارهي 55، فروردين ماه
● گفتگوي م.عرفينژاد با شاملو؛ رهايي در گذرگاه شعر امروز ؛ هفتهنامهي تهران مصور؛ شمارهي 1498، 7 تير
● شعرهاي برخاستن ، تابستان، 25 تير
● شعر تعويذ، 26 تير
● مقالهي دربهدر به دنبال مرجع صلاحيتدار روزنامهياطلاعات؛ شمارهي 13839، تير ماه
● مقالهي اي کاش اين هيولا هزار سر ميداشت! در سالمرگ صمد بهرنگي، شهريور ماه
● شعر غريبانه، 31 شهريور
● مقالهي هنر به اصطلاح پيشرو در زماني «هيچ» نميگويد که دنيا پر از صداست، روزنامهي کيهان؛ شمارهي 8765 ، 6 مهر{با نام مفهوم «پوچي» در از مهتابي به کوچه}
● شعر واپسين تير ترکش، آنچنان که ميگويند، 20 مهر
● شب شعر به همت انجمن فرهنگی ایران و آلمان (انستیتو گوته)، 26 مهرماه
● شب شعر به همت انجمن ايران و امريکا، دوشنبه اول آبان
● گفتگوي فريده گلبو با شاملو؛ شما را به خدا، فقط «زن» باشيد!؛ هفتهنامهيزن روز؛ شمارهي394، 6 آبان
● شعرهاي محاق ، مجال، 9 آبان
● آشنايي با ويليام استافورد William Stafford شاعر انگليسي زبان
● اجراي شعر و قصه در برنامهي صبح راديو ايران با نام « هفت روز هفته» براي کودکان و اجراي برنامهي «کتاب روز»عصرها، براي جوانان
● انتشار کتاب دست به دست، ترجمهي داستاني از ويکتور آلبا و داستاني از بلز ساندرار Blaise Cendrars{سال 1346 چاپ در هفتهنامهيخوشه؛ شمارهي 41}
● انتشار کتاب دماغ، ترجمهي دو داستان و يک نمايشنامه اثر ريونوسوکه آکوتاگاوا (ترجمه از متن فرانسوی)، با طرحهاي مرتضا مميز { سال 1346 در هفتهنامهيخوشه؛ شمارهي 47}
● انتشار کتاب لبخند تلخ، ترجمهي داستانهاي کوتاهي از نويسندگان مختلف (ترجمه از متن فرانسوی)
● انتشار ترجمهي افسانههاي کوچک چيني (ترجمه از متن فرانسوی)
● شعر از اين گونه مردن...، 18 آذر
● مقالهي اشارتي، روزنامهي کيهان؛ شمارهي 8829 ، 23 آذر
● شعر درآميختن، دي ماه
● مقالهي داستان جبار قهاري به نام « چنگيزخان»، روزنامهي کيهان؛ شمارهي 8875 ، 19 بهمن
● استاد مدعو براي تدريسِ مطالعهي آزمايشگاهي زبان فارسي در دانشگاه آريامهر (صنعتي) به مدت سه ترم، از اول اسفند 51 تا اواخر 52
● دريافت لوح جايزهي فروغ فرخزاد، چهارشنبه 2 اسفند در سالن اجتماعات روزنامهي اطلاعات
● شعر اشارتي، 14 اسفند
● آزادي، پشتوانهي فضيلت انسان، سخنراني در مراسم اهداي جايزهي فروغ فرخزاد{چاپ در روزنامهي اطلاعات؛ شمارهي 14033}
● انتشار صفحه و نوار صوتی غزليات حافظ با صداي شاملو، موسيقي: فريدون شهبازيان
● انتشار صفحه و نوار صوتی غزليات مولوي با صداي شاملو، موسيقي: فريدون شهبازيان
● انتشار صفحه و نوار صوتی رباعيات خيام با صداي شاملو، آواز: محمدرضا شجريان، موسيقي: فريدون شهبازيان
● انتشار صفحه و نوار صوتی شعرهاي نيما يوشيج با صداي شاملو، موسيقي: احمد پژمان، ارديبهشت ماه
● انتشار صفحه و نوار صوتی شعرهاي احمد شاملو با صداي شاعر، موسيقي: اسفنديار منفردزاده
● شعر بر سرماي درون
1352 (1973- 74 )
● نگارش سناريوي تخت ابونصر بر اساس داستان صادق هدايت براي تهيهي يک فيلم تلويزيوني، با همياري منوچهر عسکري نسب
● مقالهي ملاحظاتيمختصر در سه پيشآمد كاملاً عادي، روزنامهي کيهان؛ شمارهي 8936 ، 6 ارديبهشت
● گفتگوي علياصغر ضرابي با شاملو؛ بخش اول: محاکمهي احمد شاملو، بخش دوم: احمد شاملو: محکوميت آن است که عاطفه و وجدان را به پول بفروشيم، بخش سوم:احمد شاملو:هنر کابوس نيست مخدر هم نيست، مفهوم انسانيت است؛ روزنامهي اطلاعات؛ شمارههاي14085 تا 14087 ، 9 تا 11 ارديبهشت
● مقالهي ماجراي محاکمهي من! ، روزنامهي کيهان؛ شمارهي8942 ، 13 ارديبهشت
● مقالهي ادبيات کودکان را جديتر بگريم...( اين انچوچکها به اين شيوهها ديگر بزرگ بشو نيستند)، هفتهنامهي اميد ايران؛ شمارهي150، 25 ارديبهشت
● مقالهيي دربارهي غزليات حافظ م. فرزاد، بخش اول: حافظ فرزاد، انتظاري كه فقط خستهگياش به تن ماند!، روزنامهي کيهان؛ شمارهي 8954 ، 27 ارديبهشت
● چاپ قسمتي از سناريوي تخت ابونصر در روزنامهي آيندگان ادبي؛ شمارهي 1913، 29 ارديبهشت
● مقالهيي دربارهي غزليات حافظ م. فرزاد، بخش دوم: حافظ، آن ساعت كه اين نظم پريشان مينوشت...، روزنامهي کيهان؛ شمارهي 8960 ، 3 خرداد
● مقالهيي دربارهي غزليات حافظ م. فرزاد، بخش سوم: قصهي گمشدگان لب دريا ! روزنامهي کيهان؛ شمارهي 8966 ، 10 خرداد
● مقالهي ميان گريه خنديدن...، روزنامهي کيهان؛ شمارهي 8972 ، 17 خرداد
● شعرهاي نشانه، در ميدان ، شبانه ( مردي چنگ در آسمان افکند)
● شعر سرود ابراهيم در آتش در رثاي مهدي رضايي در ميدان تير چيتگر
● شعر ترانهي تاريک
● شعر ميلاد آن که عاشقانه بر خاک مرد (سه بخش)در شهادت احمد زيبرم
● شب شعر در سمينار دبيران ادبيات در مدرسهي عالي علوم اقتصادي و اجتماعي بابلسر، پنجشنبه 28 خرداد
● مقالهي حرف از شعر ، روزنامهي آژنگ؛ شمارهي3525 ، 23 تير
● شعر عاميانه، فرم و قافيه، ماهنامهي ؟ جوانان؛ شمارهي350 ، 25 تير
● انتشار کتاب همچون کوچهيي بيانتها گزينه شعر ترجمه، تیرماه
● انتشار مجموعه شعر ابراهيم در آتش منتخب 21 شعر از 1349 تا 1352
● ترجمهي حدود دو هزار هايکو با همکاري ع.پاشايي (ترجمه از متن انگلیسی){انتشار در سال 1361با نام هايکو شعر ژاپني از آغاز تا امروز }
● مقالهي هايکو، خواهرک ژاپني ترانههاي روستايي ما!، روزنامهي کيهان؛ شمارهي9026 ، 18 مرداد
● انتشار صفحهي 45 دور و نوار صوتی شبانه (شعرهاي يه شبِ مهتاب... و کوچهها باريکن...)، خواننده: فرهاد مهراد ، موسيقي: اسفنديار منفردزاده
● انتشار درها و ديوار بزرگ چين مجموعهي نوشتههاي کوتاه، تابستان
● ميراث (قسمت کوتاهي از رمان)، روزنامهيکيهان؛ شمارهي 9038، 1 شهريور
● آبها که از آسياب افتاد برميگردم (ميراث ـ2)،روزنامهي کيهان؛ شمارهي 9044، 8 شهريور
● ... و اينک رستاخيز! (ميراث ـ3)، روزنامهي کيهان؛ شمارهي 9061، 29 شهريور
● انتشار مجموعه داستان طنز زهرخند، شامل هشت داستان کوتاه از نويسندگان مختلف (ترجمه از متن فرانسوی)، پاييز
● ترجمهی فصل اول و بخشی از فصل دوم سفر به نهایت شب اثر فردینان سلین، با همکاری شهرآشوب امیرشاهی که به زبان آرگو مدرن کاملاً آشنا بود.
● نگارش و اجراي گفتار متن فيلم کوتاه انيميشن هفت شهر عشق، کارگردان و طراح: علياکبر صادقي
● انتشار رمان مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل، ترجمهیی از La mort estmon Metier
● سفر به انگلیس برای جراحی آرتروز گردن، 18 مهرماه (10 اکتبر)
● چاپ گفتگوي منصوره پيرنيا با شاملو در لندن، روزنامهي کيهان؛ شمارههاي 9106 و 1908، بخش اول: ما در ايران اصلاً روشنفکر نداريم، بخش دوم: شعر يعني زندگي فوري، 22 و 24آبان
● تحت عمل جراحي مهرههاي گردن قرار میگیرد، نيمهي اول آذر ماه در بيمارستان لاري بوآزيه، پاريس
● شعر سراسر روز پيرزناني...، بيمارستان لاري بوآزيه، پاريس
● چاپ گفتگوي مينو وزيري با شاملو، دوهفتهنامهي پيک جوانان؛ شمارهي5 ؛ دورهي چهارم؛ احمد شاملو هميشه شاعر، نيمهي اول آذر ماه
● بازگشت به ايران، شنبه 8 دي ماه
● گفتگو با شاملو از سوي هفتهنامهي فردوسي؛ شمارهي 1145؛ احمد شاملو:اروپا براي من قفس بود،10 دي ماه
● انتشار مجموعه داستان سربازي از يک دوران سپريشده، ترجمهي دوازده داستان از هشت نويسنده (ترجمه از متن فرانسوی)
1353 (1974- 75 )
● مقالهي باورهاي توده{چاپ در نيمهي دوم آذر 1356 در هفتهنامهي پيک جوانان؛ دورهي 8 ؛ شمارهي 5}
● شعر شبانه ( يله بر نازکاي چمن...)
● مطالبی را که پس از سالها تحقیق و مطالعه روی ده غزل حافظ گرد آورده است، تدوین میکند (با نام حواشی و یادداشتها از آن یاد شده است)
● شعر گفتي که باد مردهست...، 8 بهمن
● شعر در شب...، بهمن ماه { باز سروده در 13 خرداد 1374}
1354 ( 1975 - 76 )
● سفر به ايتاليا براي شرکت در کنگرهي نظامي گنجوي به دعوت دانشگاه رم، همراه يدا... رؤيايي
● شعر فراقي (هجراني)، فروردين ماه در رم
● در راه بازگشت با اتومبيل رؤيايي، راننده کنترل اتومبيل را از دست ميدهد و رانه به دره ميلغزد. در اين سانحه شاملو دچار شک شديدي ميشود، او را با آمبولانس به بيمارستان منتقل ميکنند.
● شعر شبانه (شانهات مجابم ميکند...)، ارديبهشت ماه
● شعر خطابهي تدفين، 25 ارديبهشت
● از سوی دانشگاه بوعلي سینا براي سرپرستي پژوهشکدهي فولکلور آن دانشگاه در تهران دعوت میشود، اول خردادماه
اما هيچيک از طرحها و پيشنهادات بنيادين شاملو عملي نميشود.
● شعرهاي هنوز در فکر آن کلاغم... ، سميرمي، شهريور ماه
● انتشار حافظ شيرازبه روايت وبا مقدمهی احمد شاملو
● شعر زبان ديگر، پاييز
● نگارش و اجرای گفتار متن فيلم مستند مشهد، کارگردان: حسين ترابي
● نگارش گفتار متن فيلم مستند اصفهان، کارگردان: حسين ترابي
● نگارش گفتار متن فيلم مستند تبريز، کارگردان: حسين ترابي
● شعر شکاف در رثاي خسرو گلسرخي که همراه کرامت دانشيان اعدام شد.
● شعر بچههاي اعماق در شهادت احمد زيبرم
1355 ( 1976- 77)
● نگارش گفتار متن فيلم مستند حمام گنجعليخان براي وزارت فرهنگ و هنر، کارگردان: همايون پورمند
● نگارش و اجراي گفتار متن فيلم مستند در ستايش هنر يا ديباچهيي به حقيقت براي وزارت فرهنگ و هنر، کارگردان: همايون پورمند
● نگارش و اجراي گفتار متن فيلم مستند نفت و مدرنيزاسيون براي وزارت فرهنگ و هنر، کارگردان: همايون پورمند
● انتشار برگزيدهي اشعار ، انتشارات کتيبه
● به گردهمايي « ادبيات امروز خاور ميانه» (18 تا 21 مه/ 28 تا 31 ارديبهشت) دعوت میشود، از سوی دانشگاه پرينستون و انجمن قلمTHE AMERICAN CENTER OFP.E.N. ، ارديبهشت ماه
● سفر به ايالات متحدهي آمريکا
● شعرخواني شاملو در جلسهي شعر در Public Library نيويورک، 19 مه (31 اردیبهشت)
● سخنراني و شب شعر در دانشگاه MIT بوستون
● شب شعر در دانشگاه UC برکلي
● شب شعر در دانشگاه Rutgers مرکز دانشجويان در ايالت نيوجرسي، 29 مه (8 خرداد)
● بازگشت به ايران پس از سه ماه
● گفتگوي مسعود بهنود با شاملو؛ حافظ، آيينهيي که ايرانيها خود را در آن ميبينند؛ روزنامهي کيهان؛ شمارهي9891 ، 27 خرداد
● شعر سپيدهدم، مرداد ماه در بهنمير
● مقالهي دندان چرکين غرض در پس نيشخندها، روزنامهي آيندگان؛ شمارهي 2611 ، 9 شهريور
● شب شعر به همت انجمن فرهنگي ايران و آلمان انستيتو گوته
● گفتگوي فاطمه خوشهگير با شاملو؛ احمد شاملو: فرهنگ عوام زادهي نياز است نه تکلف؛ روزنامهي اطلاعات؛ شمارهی 15138، 25 مهر
● شاملو در اعتراض به سياستهاي رژيم و جو اختناق و فشار حاکم، تصميم ميگيرد ايران را ترک گويد.
● گفتگوي عليرضا ميبدي با شاملو؛ اين شاملوي قرن چهاردهم هجري: ! ؛ روزنامهي رستاخيز؛ شمارهي 453، 6 آبان
● عليرضا ميبدي در پایان گفتگو دستنوشتهي شعر هجراني ( فراقی ) و تنها نسخهي دستنویس ميراث را براي چاپِ بخشي از آن در گفتوگو به رسمِ امانت میبرد اما بازپس نمیآورد!؛ همچنین نگاه کنید به آبان 56.
● محمد زهرایی کتابخانهی ارزشمند ما را (شامل حدود دو هزار جلد)میبرد.
● گفتگوي سيما تقوي با شاملو؛ احمد شاملو: اظهار نظر شاعري نسبت به شاعر ديگر، کار مضحکي است؛ روزنامهي اطلاعات؛ شمارهي 15148، 6 آبان
● گفتگوي سيمين ضرابي با شاملو؛ بخش اول: شعر چيست؟ بخش دوم: تو که ماه بلند در هوايي ؛ دوهفتهنامهي پيک جوانان؛ شمارههاي2و4؛ دورهي هشتم ، آبان ماه
● شعر ترانهي آبي، آذر ماه
● پيش از ترک ايران شاملو، پيگيري و نظارت بر کليهي امور مربوط به چاپ و نشر آثارش در ايران را به ع.پاشايي محول ميکند.
● از دانشگاه بوعلي سینا استعفا ميدهد.
● ترک ايران در آخرين روزهاي سال 1976 ميلادي (29 آذر/20 دسامبر)
● شعر ترانهي بزرگترين آرزو، دي ماه در رم
(1977)۱۳۵۵-۱۳۵۶
● پرواز به ايتاليا
● در بيمارستاني در رم بستري ميشود، از 6 ژانويه (17 دي)
● شعر باران (تارهاي بيکوک و کمان...)، 15 ژانويه ( 26 دي) در رم
● شعرهای از منظر، شبانه(زيباترين تماشاست)، دي ماه در رم
● از سوي دانشگاه ناپل براي تدريس ادبيات و شعر معاصر فارسي دعوت ميشود، اما اين دعوت را نميپذيرد.
● سفر از ایتالیا به فرانسه و اسپانیا با اتومبیل
(نوروز 1356)
● شعر نوروز در زمستان، نوروز1356 و پاييز 1372
● سفر به ايالات متحدهي آمريکا در فروردين ماه و اقامت در آن جا به مدت يک سال
● عضو افتخاری بخش میدلیست کتابخانهی دانشگاه پرینستون میشود و در کتابخانهي دانشگاه پرينستون در ايالت نيوجرسي و کتابخانهي کنگره به کار تحقيق و گردآوري منابع کتاب کوچه و نسخههاي کمياب غزليات حافظ ميپردازد.
● به پنجمين فستيوال جهاني شعرInternational Poetry Festival دعوت میشود (13 تا 15 آوريل/ 24 تا 26 فروردين)
● جلسهي شعرخواني به همت دانشجويان دانشگاه پرينستون، 6 مه (16 ارديبهشت)
● انتشار برگزيدهي اشعار احمد شاملو از سوي انتشارات اميرکبير در ايران
● امکاناتي را که بخش ايرانشناسي دانشگاه کلمبياي نيويورک براي تدوين کتاب کوچهپيشنهاد کرده بود، میپذیرد، 25 سپتامبر (5 مهر)
● به دليل شرايط حاکم در ايران از ادامهي همکاري با دانشگاه کلمبيا عذر ميخواهد، 2 نوامبر (13 آبان)
● عليرضا ميبدي بخش کوتاهي از ميراث شاملو را با نام « جنازهي مقروض» به عنوان قصهيي چاپنشده از شاملو در ماهنامهي « بنياد» چاپ میکند، شمارهي 8 ؛ سال اول؛ ص51 ـ 50 ، آبان ؛ نگاه کنيد به آبان سال 1355.
● انتشار ترجمهي شعر پريا در مجلهي RIPEH در نيويورک، برگرفته از کتاب A collection of progressive poems of Iran (1975، نيويورک) برگردانYounes p. Benab
● شعر پريدن، 21 آذر در دينزلِين (نيوجرسي)
● سخنراني در خانهي ايران ـ نيويورک، 27 دسامبر(6 دي )
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
احمد شاملو ا.صبح . ا.بامداد . شاعر، نویسنده، پژوهشگر و مترجم (تولد 21 آذر 1304 ، مرگ 2 مرداد 1379)
شنبه 21 آذرماه 1304 (12 دسامبر 1925) در شب سنگین برفی بیامان در خانهي شمارهي 134 خيابان صفيعليشاه تهران به دنیا آمد. نام پدر حیدر شاملو، نام مادر کوکب عراقی شاملو و نام خواهران فروغالزمان، قمرالزمان، شمسالزمان، سرور و سودابه. پدر افسر ارتش بود و خانواده را در مأموریتها به همراه میبرد. احمد که دومین فرزند خانواده بود دورهي خردسالي تا نوجواني را در شهرهايي چون رشت، اصفهان، مشهد، گرگان، اروميه و نقاط دور افتادهيي چون زاهدان، بيرجند، خاش، طبس، بم، سميرم، آباده، نَرماشير، سرباز، خوسف، فورک و درميان، دَقِ پِترگان و دشتِ نا اميد گذراند. شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالبهای کهن نظیر قصیده و نیز ترانههای عامیانهاست. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد،اما برای اولین بار درشعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و بهصورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثوراشعر شاملویی یاد کردهاند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور میدانند.
شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناختهشدهای دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران میباشد. آثار وی به زبانهای: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، زاگربی، رومانیایی، فنلاندی، ترکی ترجمه شدهاست.
تولد و سالهای پیش از جوانی
احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفتهٔ احمد شاملو در شعر من بامدادم سرانجام از مجموعهٔ مدایح بیصله به اهالی کابل برمیگشت. مادرش کوکب عراقی شاملو، و از قفقازیهایی بود که انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، خانوادهاش را به ایران کوچاندهبود. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت میرفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شدهاست و محل تولد در شناسنامه، رشت نوشته شدهاست.) دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد گذراند و از همان دوران اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عامه کرد.
دوره دبیرستان را در بیرجند، مشهد و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر تهران خواند و به شوق آموختن دستور زبان آلمانی در سال اول دبیرستان صنعتی ثبتنام کرد.
ازدواج اول و چاپ نخستین مجموعهٔ شعر
شاملو در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) با اشرفالملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار فرزند او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. در همین سال اولین مجموعه اشعار او با نام آهنگهای فراموش شده به چاپ رسید و همزمان کار در نشریاتی مثل هفته نو را آغاز کرد.
در سال ۱۳۳۰ او شعر بلند «۲۳» و مجموعه اشعار قطع نامه را به چاپ رساند. در سال ۱۳۳۱ به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را به عهده داشت.
دستگیری و زندان
در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهنها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده میشود و با یورش ماموران به خانه او ترجمهٔ طلا در لجن اثر ژیگموند موریس و بخش عمدهٔ کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و تمام یادداشتهای کتاب کوچه از میان میرود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخههای یگانهای از نوشتههایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بیآفتاب توسط پلیس ضبط میشود که دیگر هرگز به دست نمیآید. او موفق به فرار میشود اما پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانهٔ روزنامه اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده میشود. در زندان علاوه بر شعر به نوشتن دستور زبان فارسی میپردازد و قصهٔ بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن مینویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین میرود. و در ۱۳۳۴ پس از یک سال و چند ماه از زندان آزاد میشود.
ازدواج دوم و تثبیت جایگاه شعری
در ۱۳۳۶ با طوسی حائری ازدواج میکند (دومین ازدواج او نیز مانند ازدواج اول مدت کوتاهی دوام میآورد و چهار سال بعد در ۱۳۴۰ از همسر دوم خود نیز جدا میشود.) در این سال با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت میکند. این مجموعه حاوی سبک نویی است. در سال ۱۳۳۹ مجموعه شعر باغ آینه منتشر میشود. معروفترین ترانههای عامیانه معاصر همچون پریا و دخترای ننه دریا در این دو مجموعه منتشر شدهاست. در سال ۱۳۳۶ به کار روی اشعار ابوسعید ابوالخیر، خیام و باباطاهر روی میآورد. پدرش نیز در همین سال فوت میکند. در سال ۱۳۴۰ هنگام جدایی از همسر دومش همه چیز از جملهٔ برگههای تحقیقاتی کتاب کوچه را رها میکند.
فعالیتهای سینمایی و تهیه نوار صوتی
در سال ۱۳۳۸ شاملو به اقدام جدیدی یعنی تهیه قصه خروس زری پیرهن پری برای کودکان دست میزند. در همین سال به تهیه فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت نیز میپردازد. این آغاز فعالیت سینمایی جنجالآفرین احمد شاملو است. او بخصوص در نوشتن فیلمنامه و دیالوگنویسی فعال است. در سالهای پس از آن و بهویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانستهاند. خود او میگفت: «شما را به خدا اسمشان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است را به این تعبیر میدانند که فعالیتهای سینمایی او صرفاً برای امرار معاش بودهاست.شاملو در این باره میگوید: «کارنامهٔ سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!» برخی فیلمنامه فیلم «گنج قارون» را که در سالهای میانی دهه ۴۰ سینما را از ورشکستگی نجات داد منتسب به شاملو میدانند. استفادهٔ فراوان از امکانات زبان محاوره در گفتگوهای گنج قارون میتواند دلیلی بر این مدعا باشد.
در سال ۱۳۳۹ با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری ادارهٔ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تأسیس میکند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار میشود.
آشنایی و ازدواج با آیدا سرکیسیان
آیدا سرکیسیان یا آیدا شاملو با نام واقعی ریتا آتانث سرکیسیان آخرین همسر احمد شاملو است و در شعرهای شاملو، به ویژه در دو دفتر آیدا، درخت و خنجر و خاطره و آیدا در آینه به عنوان معشوقهٔ شاعر، جلوهای خاص دارد. شاملو درباره تأثیر فراوان آیدا در زندگی خود به مجله فردوسی گفت: «هر چه مینویسم به خاطر اوست و به خاطر او... من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکردهبودم پیدا کردم»
شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان آشنا میشود. این آشنایی تأثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطه عطفی در زندگی او محسوب میشود. در این سالها شاملو در توفق کامل آفرینش هنری به سر میبرد و بعد از این آشنایی دوره جدیدی از فعالیتهای ادبی او آغاز میشود.
آیدا و شاملو در فروردین ۱۳۴۳ ازدواج میکنند و در ده شیرگاه (مازندران) اقامت میگزینند و تا آخر عمر در کنار او زندگی میکند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نامهای آیدا در آینه و لحظهها و همیشه را منتشر میکند و سال بعد نیز مجموعهیی به نام آیدا، درخت و خنجر و خاطره! بیرون میآید و در ضمن برای بار سوم کار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه آغاز میشود.
آیدا شاملو در برخی کارهای احمد شاملو مانند مجموعه کتاب کوچه با او همکاری داشت و سرپرست این مجموعه بعد از وی میباشد
در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفتهنامه خوشه را به عهده میگیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل میشود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در میآید. در سال ۱۳۴۷ او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز میکند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید.
در اسفند ۱۳۵۰ شاملو مادر خود را نیز از دست میدهد. در همین سال به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، دعوت شد و به مدت سه سال در فرهنگستان باقی ماند.
سفرهای خارجی
شاملو در دهه ۱۳۵۰ نیز به فعالیتهای گسترده شعر، نویسندگی، روزنامه نگاری (از جمله همکاری با کیهان فرهنگی و آیندگان)، ترجمه، سینمایی (از جمله تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر) و شعرخوانی خود (از جمله در انجمن فرهنگی کوته و انجمن ایران و امریکا) ادامه میدهد. در ضمن سه ترم به تدریس مطالعه آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی مشغول میشود. در ۱۳۵۱ به علت معالجه آرتروز شدید گردن به پاریس سفر میکند تا زیر عمل جراحی گردن قرار گیرد. سال بعد، ۱۳۵۲، مجموعه اشعار ابراهیم در آتش را به چاپ میرساند. در ۱۳۵۴ دانشگاه رم از او دعوت میکند تا در کنگره نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو عازم ایتالیا میشود. در همین سال دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه را میپذیرد و به مدت دو سال به این کار اشتغال دارد.
در ۱۳۵۵ انجمن قلم و دانشگاه پرینستون از او برای سخنرانی و شعرخوانی دعوت میکنند و از همین رو عازم ایالات متحده آمریکا میشود. در این سفر او به سخنرانی و شعرخوانی در بوستون و دانشگاه برکلی میپردازد و پیشنهاد دانشگاه کلمبیای شهر نیویورک برای تدوین کتاب کوچه را نمیپذیرد. در ضمن با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی از نزدیک دیدار میکند. این سفر سه ماه به طول میکشد و شاملو سپس به ایران باز میگردد.
هنوز چند ماه نگذشته که او دوباره به عنوان اعتراض به سیاستهای دولت ایران، کشور را ترک میکند و به آمریکا سفر میکند و یک سالی در آنجا زندگی میکند و در این مدت در دانشگاههای مختلفی سخنرانی میکند. در ۱۳۵۷ او از آمریکا به بریتانیا میرود و در آنجا مدتی سردبیری هفتهنامه «ایرانشهر» در لندن را به عهده میگیرد.
انقلاب و بازگشت به ایران
با وقوع انقلاب ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، شاملو تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب به ایران باز میگردد. در همین سال انتشارات مازیار اولین جلد کتاب کوچه را در قطع وزیری منتشر میکند. شاملو در ضمن به عضویت هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در میآید و به کار در مجلات و روزنامههای مختلف میپردازد. او در ۱۳۵۸ سردبیری هفتهنامه کتاب جمعه را به عهده میگیرد. این هفتهنامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف میشود.
شاملو در این سالها مجموعه اشعار سیاسی خود را با صدای خود میخواند و به صورت مجموعهٔ کتاب و نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران منتشر میکند. از جمله اشعار این مجموعه مرگ وارطان است که شاملو اشاره میکند تنها برای فرار از اداره سانسور مرگ نازلی نام گرفته بودهاست و در واقع برای بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز مسیحی ایرانی به نقل قول از مادرش در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایرانی، بودهاست.
از ۱۳۶۲ با بستهتر شدن فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف میشود. هر چند خود شاملو متوقف نمیشود و کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر را ادامه میدهد در این سالها بهویژه روی کتاب کوچه با همکاری همسرش آیدا مستمر کار میکند و ترجمهٔ رمان دن آرام را نیز پیمیگیرد. تا آن که ده سال بعد ۱۳۷۲ با کمیبازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار میگیرد.
۱۳۶۷ به آلمان سفر میکند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بینالمللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور در این کنگره شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف حضور داشتند از جمله عزیز نسین، دِرِک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندا بِلی. عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» بود. در ادامه این سفر دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه یوتهبوری به سوئد و ضمن اجرای شب شعر با هیئت ریسهٔ انجمن قلم سوئد نیز ملاقات میکند.
۱۳۶۹ برای شرکت در سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر کرد. سخنرانی وی به نام «نگرانیهای من» و «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.» واکنش گستردهٔی در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنرانی شاملو نوشته شد. در این سفر دو عمل جراحی مهم روی گردن شاملو صورت گرفت با این حال چندین شب شعر توسط وی برگزار شد و ضمنا به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجویان ایرانی به (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی) را نیز تدریس کرد و در همین موقع ملاقاتی با لطفی علیعسکرزاده ریاضیدان شهیر ایرانی داشت.
سال ۱۳۷۰ بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت.
سالهای آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره میگویید: «راستش بار غربت سنگینتر از توان و تحمل من است... چراغم در این خانه میسوزد، آبم در این کوزه ایاز میخورد و نانم در این سفرهاست از سوی دیگر اجازه هیچگونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمیشد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سالها در توقیف مانده بودند. بیماری او نیز به شدت آزارش میداد و با شدت گرفتن بیماری مرض قندش، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایرانمهر پای راست او را از زانو قطع کردند روزها و شبهای دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سالها کار ترجمه و بهخصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گهگاه از او شعر یا مقالهای در یکی از مجلات ادبی منتشر میشد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوهٔ نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شدهاش را با این شیوه منتشر کرد.
سرانجام احمد شاملو در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ درگذشت. پیکر او در روز پنج شنبه 6 مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر و با حضور دهها هزار نفر از علاقه مندان وی تشییع شد. انجمن قلم سوئد، انجمن قلم آلمان، چند انجمن داخلي و برخي محافل سياسي پيامهاي تسليتي به مناسبت درگذشت وی در اين مراسم ارسال داشتند
نظرات شاملو درباره حافظ
شاملو دست به تصحیح دیوان حافظ زد و کتاب خود را با عنوان حافظ شیراز منتشر کرد. امروز این کتاب در نزد خوانندگان به حافظ شاملو مشهور است. در مقدمه این کتاب، شاملو روش تصحیح و اصول کار خود را بیان کردهاست، به مشکلات و تحریفهای موجود در دیوان حافظ اشاره کرده و در اینکه حافظ یک عارف مسلک بوده شک کرده و جایی مینویسد شاید رندی یک لاقبا و ملحد بودهاست.
قابل ذکر است که این نظر هم با نظریات دینداران، و هم کسانی که از زاویهٔ غیر دینی به غزلیات حافظ نگریستهاند، تناقض دارد. به طور مثال، حتی داریوش آشوری نیز در کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ»، حافظ را یک عارف میداند
تصحیح شاملو از دیوان حافظ مورد نقد بسیاری از حافظ پژوهان، از جمله بهاءالدین خرمشاهی قرار گرفتهاست.
مرتضی مطهری در کتابی با عنوان تماشاگه راز ادعای شاملو بر تحریف دیوان حافظ و دست بردن در ترتیب ابیات را، بدون اینکه نامی از شاملو ببرد، مردود دانستهاست. مقدمهٔ حافظ شیراز شاملو پس از انقلاب در ایران اجازه چاپ نیافت و این کتاب بدون مقدمه منتشر گردید.
وی در سال ۱۳۵۰، در کنگرهٔ جهانی حافظ و سعدی در شیراز، گفت و گویی بحث برانگیز با روزنامه کیهان داشت.
نظرات شاملو درباره فردوسی و تاریخ ایران
در سال ۱۳۶۹ به دعوت «مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران» ـ سیرا (CIRA) ـ جلساتی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا برگزار شد که هدف آن، بررسی هنر و ادبیات و شعر معاصر فارسی بود. سخنران یکی از این جلسات احمد شاملو بود، که وی با ایراد سخنانی پیرامون شاهنامه به مباحث زیادی دامن زد. شاملو این سخنرانی را در نقد روش روشنفکری ایرانی و مسوولیتهای آن ایراد کرده و با طرح سوالی فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را به اندیشه و یافتن پاسخ برای اصلاح و آینده ایران فرا خواند.
اظهار نظر شاملو درباره تاریخ ایران پیشاپیش در کتاب جمعه، در پانویس نوشتاری که قدسی قاضینور درخصوص حذف مطالبی از کتابهای درسی پس از انقلاب به رشته تحریر درآورده بود، به چاپ رسیده بود ولی واکنش نسبت نه آنها، بعد از سخنرانی در دانشگاه برکلی نمایان شد.
برخی از معاصران در دوران حیات شاملو او را علناً و مستقیماً دربارهٔ نظراتی که در دانشگاه برکلی در مورد فردوسی و تاریخ ایران بیان کرده بود، مورد انتقاد قرار دادند فریدون مشیری و مهدی اخوان ثالث از این دست بودند.
دفترهای شعر
۱۳۳۰ آهنگهای فراموششده، توسط ابراهیم دیلمقانیان منتشر شد.
۱۳۲۹-۱۳۲۳ آهنها و احساس، در چاپخانهٔ یمنی تهران توسط فرمانداری نظامی ضبط و سوزانده شد. ۱۳۳۰ بیست و سه (۲۳)، چاپ مستقل ۱۳۳۰، چاپهای سانسور شدهٔ دیگر ضمیمهٔ مرثیههای خاک. ۱۳۳۰-۱۳۲۹ قطعنامه، چاپ اول با مقدمه فریدون رهنما و به هزینهٔ او:۱۳۳۰. ۱۳۳۵-۱۳۲۶ هوای تازه ۱۳۳۸-۱۳۳۶ باغ آینه ۱۳۴۱-۱۳۳۹ لحظهها و همیشه ۱۳۴۳-۱۳۴۱ آیدا در آینه ۱۳۴۴ـ۱۳۴۳ آیدا، درخت و خنجر و خاطره ۱۳۴۵ـ۱۳۴۴ ققنوس در باران ۱۳۴۸ـ۱۳۴۵ مرثیههای خاک ۱۳۴۸-۱۳۴۹ شکفتن در مه ۱۳۴۸-۱۳۵۲ ابراهیم در آتش ۱۳۵۶ـ۱۳۵۵ دشنه در دیس ۱۳۵۶-۱۳۵۹ ترانههای کوچک غربت ۱۳۶۹ مدایح بیصله ۱۳۶۴-۱۳۷۶ در آستانه ۱۳۵۱-۱۳۷۸ حدیث بیقراری ماهان شعر (ترجمه)
غزل غزلهای سلیمان ۱۳۴۷
همچون کوچهیی بیانتها ۱۳۵۲ هایکو، شعر ژاپنی با ع. پاشایی، ۱۳۶۱ سیاه همچون اعماقِ آفریقای خودم، (کتاب و نوار صوتی) ترجمه و اجرای اشعاری از لنگستون هیوز، نشر ابتکار ۱۳۶۲، ترجمه چند شعر دیگر از هیوز در ۱۳۷۰ با حسن قباد ترانههای میهن تلخ، اشعار یانیس ریتسوس، (کتاب و نوار صوتی)، موسیقی میکیس تئودوراکیس، نشر ابتکار ۱۳۶۰ ترانهٔ شرقی و اشعار دیگر، اشعار فدریکو گارسیا لورکا، (کتاب و نوار صوتی)، موسیقی گیتار آتا هوآلپا یوپانکویی. نشر ابتکار ۱۳۵۹ سکوت سرشار از ناگفتههاست، (کتاب و نوار صوتی) ترجمهٔ آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل، با محمد زرینبال موسیقی بابک بیات، نشر ابتکار ۱۳۶۵ چیدن سپیده دم، (کتاب و نوار صوتی) ترجمهٔ آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل، با محمد زرینبال موسیقی بابک بیات، نشر ابتکار ۱۳۶۵ داستان و رمان و فیلمنامه
داستان زنِ پشتِ درِ مفرغی ۱۳۲۹
زیر خیمهٔ گر گرفته شب ۱۳۳۴ درها و دیوار بزرگ چین ۱۳۵۲ میراث ۱۳۶۵ روزنامهٔ سفر میمنت اثر ایالات متفرقهٔ امریق (اوکلند کالیفرنیا)، منتشر نشدهاست رمان و داستان(ترجمه)
نایب اول اثر رنه بارژاول، ۱۳۳۰
لئون مورنِ کشیش اثر بئاتریس بک، ۱۳۳۴ برزخ اثر ژان روورزی ۱۳۳۴ زنگار(خزه) اثر هربرت لوپوریه ۱۳۳۴ پابرهنهها اثر زاهاریا استانکو ترجمه ناقصی با عطا بقایی ۱۳۳۷، ترجمه کامل ۱۳۵۰ قصههای بابام اثر ارسکین کالدول. ۱۳۴۶ پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی ۱۳۳۰ ۸۱۴۹۰ اثر آلبر شمبون ۱۳۴۴ افسانههای هفتاد و دو ملت در دو جلد، ۱۳۳۷ دماغ، سه قصه و یک نمایشنامه اثر ریونوسوکه آکوتاگوا، ۱۳۵۱ افسانههای کوچک چینی ۱۳۵۱ دست به دست نوشتهٔ ویکتور آلبا، ۱۳۵۱ سربازی از دوران سپری شده ۱۳۵۲ زهرخند، ۱۳۵۱ لبخند تلخ، ۱۳۵۱ مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل ۱۳۵۲ بگذار سخن بگویم اثر مشترک دومیتیلا چونگارا و موئما ویئزر، با ع. پاشایی، ۱۳۵۹ شازده کوچولو نوشتهٔ آنتوان دو سنتاگزوپری. نخست در ۱۳۵۸ با نام مسافر کوچولو در کتاب جمعه منتشر شد و بار دیگر در ۱۳۶۳ به ضمیمهٔ نوار صوتی با موسیقی گوستاو مالر توسط نشر ابتکار انتشار یافت. عیسایی دیگر، یهودایی دیگر، بازنویسی رمان قدرت و افتخار اثر گراهام گرین، در ۱۳۵۶ ترجمه شد اما تاکنون (۱۳۸۵) چاپ نشدهاست. دن آرام اثر میخائیل شولوخف، ۱۳۸۲ نمایشنامه (ترجمه)
مفتخورها اثر گرگهٔ چیکی. با انگلا بارانی، ۱۳۳۲
درخت سیزدهم اثر آندره ژید ۱۳۴۰ سیزیف و مرگ اثر روبر مرل با فریدون ایلبیگی ۱۳۴۲ نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر، اثر ژیلبر سسبرون. ۱۳۶۱ خانهٔ برناردا آلبا، عروسی خون (با بازبینی مجدد) بار اول در ۱۳۴۷، یرما سه نمایشنامه از فدریکو گارسیا لورکا ۱۳۷۹ متنهای کهن فارسی
حافظ شیراز به روایت احمد شاملو، ۱۳۵۴ تصحیح دیوان حافظ، مقدمهٔ این کتاب پس از انقلاب اجازه چاپ پیدا نکرد و تمام چاپهای بعد از چاپ سوم (۱۳۶۰) بدون مقدمه منتشر شدهاست.
افسانههای هفت گنبد، نظامیگنجوی ۱۳۳۶
ترانهها (رباعیات ابوسعید ابوالخیر، عمر خیام و بابا طاهر) ۱۳۳۶ شعر و قصه برای کودکان
قصهٔ خروس زری پیرهن پری و یل و اژدها بر اساس قصههای لئو تولستوی با نقاشیهای فرشید مثقالی به صورت کتاب و نوار صوتی برای کودکان
قصهٔ هفت کلاغون، با نقاشیهای ضیاالدین جاوید، ۱۳۴۷ پریا با نقاشی ژاله پورهنگ ۱۳۴۷، به صورت نوار صوتی با صدای شاعر به نام قاصدک ۱۳۵۸ ملکهٔ سایهها (بر اساس قصهای ارمنی) با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۴۸ چی شد که دوستم داشتن؟ اثر ساموئل مارشاک با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۴۸ دخترای ننه دریا با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۵۷ دروازه بخت با نقاشی ابراهیم حقیقی ۱۳۵۷ بارون با نقاشی ابراهیم حقیقی ۱۳۵۷ یل و اژدها بر اساس قصهٔی از آنگل کرالی ییچف، با نقاشی اصغر قرهباغی به ضمیمه نوار صوتی ۱۳۶۰ قصهٔ مردی که لب نداشت ۱۳۷۸ سردبیری نشریهها
هفتهنامهٔ سخننو (پنج شماره) ۱۳۲۷
هفتهنامهٔ روزنه (هفت شماره) ۱۳۲۹ سردبیر چپ (در مقابل سردبیر راست) مجلهٔ خواندنیها ۱۳۳۰ هفتهنامهٔ آتشبار، به مدیریت ابوالقاسم انجوی شیرازی ۱۳۳۱ مجلهٔ آشنا ۱۳۳۶ اطلاعات ماهانه، دورهٔ یازدهم ۱۳۳۷ مجلهٔ فردوسی ۱۳۳۹ کتاب هفته(۲۴ شمارهٔ اول) ۱۳۴۰ هفتهنامهٔ ادبی و هنری بارو، که بعد از سه شماره با اولتیماتوم وزیر اطلاعاتِ وقت تعطیل میشود. ۱۳۴۵ قسمت ادبی و فرهنگی هفتهنامهٔ خوشه، ۱۳۴۶(در سال ۱۳۴۸ با اخطار رسمی ساواک تعطیل شد.) همکاری با روزنامههای کیهان فرهنگی و آیندهگان ۱۳۵۱ انتشار ۱۲ شماره هفتهنامهٔ ایرانشهر در لندن(شهریور ۵۷). دیماه ۵۷ استعفا میدهد. (به علت اختلافهایی با مدیر هفتهنامه). سردبیر هفنهنامهٔ کتاب جمعه (بعد از ۳۶ شماره به اجبار تعطیل میشود). مجموعهٔ کتاب کوچه
مجموعهٔ کتاب کوچه واژهنامهای است از ضربالمثلها، تکیهکلامها، خرافهها و اصطلاحات زبان عامیانهٔ مردم ایران. از سال ۱۳۶۰ به بعد با همکاری آیدا شاملو تدوین شد و پس از درگذشت شاملو کار بر روی این کتاب توسط آیدا ادامه دارد. چاپ مجلدات این مجموعه هنوز به پایان نرسیدهاست.
سخنرانی و شعرخوانی
۱۳۴۶ شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجویان
۱۳۴۶ سخنرانی در دانشگاه شیراز ۱۳۵۱ (۲۶ مهرماه) شب شعر در انجمن فرهنگی گوته ۱۳۵۱ (اول آبان) شب شعر در انجمن ایران و امریکا ۱۳۵۴ شرکت در کنگرهٔ نظامیگنجوی به دعوت دانشگاه رم ۱۳۵۵سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاههای MIT بوستون ، UC برکلی ۱۳۵۵ میهمان مدعو فستیوال جهانی شعر در سانفرانسیسکو و آستینِ تگزاس، شب شعر به دعوت دانشجویان ایرانی فیلادلفیا و نیویورک ۱۳۵۵ شب شعر در انستیتو گوته ۱۳۶۷ سخنرانی تحت عنوان من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن! در دومین کنگرهٔ بینالمللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور ۱۳۶۷ شب شعر در کُللوکیومِ ادبی برلین ۱۳۶۷ سفر به اتریش به دعوت دانشگاه اقتصاد وین و یورو آفریک اینستیتو، برای شب شعر و سخنرانی. ۱۳۶۷ شب شعر در شهر دانشگاهی گیسن آلمان. ۱۳۶۷ سفر به سوئد به دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه Göteborg (گوتنبرگ)؛ شب شعر در Folket hus «خانهٔ مردم» استکهلم ۱۳۶۹ میهمان مدعو سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی؛ سخنرانیهای نگرانیهای من و مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ، دو شب شعر در UC برکلی ۱۳۶۹ شب شعر دانشگاه UCLA لوسآنجلس، در رویس هال ۱۳۶۹ شب شعر و سخنرانی در دانشگاههای شیکاگو، آن اربر میشیگان، کلمبیا، واشنگتن، راتگرز، هاروارد، دالاس و آستین ۱۳۶۹ سه شب شعر در بوستون و UC برکلی به نفع زلزله زدگان ایران ۱۳۶۹ شب شعر در مدرسهٔ ارامنهٔ بوستون ۱۳۶۹ شب شعر به نفع آوارهگان کُرد عراقی در UC برکلی و UCSC لوسآنجلس به همراه محمود دولتآبادی (قصهخوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (آمریکا) ۱۳۶۹ شب شعر به نفع آوارهگان کُرد عراقی در دانشگاه وین (اتریش) به همراه محمود دولتآبادی (قصهخوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (اروپا) ۱۳۷۳ شب شعر در Göteborg، سوئد ۱۳۷۳ دو شب شعر در Åsa gymnasium استکهلم سایر آثار و فعالیتها
۱۳۴۵ تهیهٔ برنامهٔ کودکان برای تلویزیون به اسم قصههای مادربزرگ
۱۳۴۹ کارگرانی چند فیلم فولکلوریک برای تلویزیون: پاوه، شهری از سنگ و آناقلیچ داماد میشود ۱۳۵۰ نمایشنامهٔ آنتیگون (ناتمام) ۱۳۵۲ نوشتن مقدمه بر نمایشگاه نقاشی گیتی نوین زیر عنوان "پوستموس : سیری در فضاهای شعری احمد شاملو" [۳۰] ۱۳۵۱ اجرای برنامههای رادیویی برای کودکان و جوانان ۱۳۵۷ از مهتابی به کوچه (مجموعهٔ مقالات). محمدعلی، محمد. «گفتوگو با احمد شاملو». گفتوگو با احمدشاملو، محمود دولتآبادی، مهدی اخوان ثالث. تهران: نشر نقره، ۱۳۷۲، ۸۰-۹. در بارهٔ هنر و ادبیات دیگاههای تازه، گفتوشنودی با احمد شاملو. حریری، ناصر. چاپ سوم، تهران: نشر اویشن و نشر گوهرزاد، ۱۳۷۲. شبهای شعر خوشه. شاملو، احمد. تهران: انتشارات گلپونه، ۱۳۷۷، ۴ـ۰۴ـ۶۶۶۳ـ۹۶۴ ISBN. آثار درباره شاملو
شعر زمان ما، محمد حقوقی، انتشارات نگاه
شناختنامهٔ احمد شاملو، جواد مجابی، تهران:قطره ۱۳۷۷ ۵-۸۶-۵۹۵۸-۹۶۴ ISBN ادیسهٔ بامداد / دربارهٔ احمد شاملو / پرهام شهرجردی / انتشارات کاروان از اندیشه تا شعر - مشکل شاملو در شعر، محمود نیکبخت امیرزاده کاشیها احمد شاملو، نوشته دکتر پروین سلاجقه از رودکی تا شاملو، انتشارات آوای دانش بامداد همیشه، یادنامه احمد شاملو دستان سخنگوی شاملو نوشته پوران فرخزاد احمد شاملو از زخم قلب... گزیده شعرها و خوانش شعر، ع. پاشایی، تهران:نشر چشمه، ۱۳۷۳. بامداد همیشه (یادنامهٔ احمد شاملو). سرکیسیان، آیدا. تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۸۱.|شابک= ۵ـ۱۲۳ـ۳۵۱ـ۹۶۴ ISBN احمد شاملو شاعر شبانهها و عاشقانهها. صاحب اختیاری، بهروز، باقرزاده حمیدرضا. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۸۱.|شابک=۹۶۴-۶۹۷۴-۴۰-۶ ISBN اخوان اخوان لنگرودی، مهدی. یک هفته با شاملو. تهران: انتشارات مروارید، ۱۳۷۲. آزاد، پیمان. در حسرت پرواز:حکایت نفس در شعر شاملو و سپهری. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۷۴.|شابک= ۳ـ۵۱ـ۵۵۲۱ـ۹۶۴ ISBN ع. پاشایی. انگشت و ماه. تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۷۷.|شابک= ۱ـ۰۴ـ۶۷۳۹ـ۹۶۴ ISBN پورنامداریان، تقی. تاملی در شعر احمد شاملو. تهران: انتشارات آبان، ۲۵۳۷.|شابک= ۱ـ۰۴ـ۶۷۳۹ـ۹۶۴ ISBN معشوق بی صدا رویکردی جامعه شناختی بر عاشقانههای احمد شاملو _ [منصوره اشرافی][۵]_ نشر مینا _ تهران مقالات و ویژهنامهها درباره شاملو
ماهنامهٔ اندیشه و هنر ویژهٔ ا.بامداد به سردبیری و مدیریت دکتر ناصر وثوقی. ۱۳۴۳
مجلهٔ زمانه شمارهٔ اول به شاملو اختصاص دارد. (در سن هوزه، کالیفرنیا). ۱۳۷۰ دفتر هنر، ویژهٔ احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۸، مهرماه. در آمریکا. صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور، در .USA، NJ، ۱۳۷۶ دفتر هنر، ویژهٔ تقی مدرسی و احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۹، اسفند . ۱۳۷۶. در آمریکا . صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور. در USA، NJ پایاب، دو ماهنامهٔ فرهنگ، هنر، ادبیات، شماره ۳ آبان ۱۳۷۹ ویژه احمد شاملو تصویری درباره شاملو
فیلم Ahmad Shamlou: Master Poet of Liberty ساخته مسلم منصوری (۱۹۹۹)
احمد شاملو به روایت تصویر، کارگردان رضا علیپور متعلم، تصویر دنیای هنر ترجمه آثار به زبانهای دیگر
۱۳۶۶ ترجمهٔ ژاپنی ابراهیم در آتش به ترجمهٔ شوکو یاناگا در مجلهٔ (توکیو، موسسهٔ مطالعهٔ زبانها و فرهنگهای آسیا وILCAA آفریقا).
۱۳۷۱ منتخبی از ۴۲ شعر به زبان ارمنی با نام من دردِ مشترکم در ایروان با ترجمهٔ نُروان. ناشر: کانون فیلم ارمنستان. ۱۳۷۱ منتخبی از ۱۹ شعر به زبان سوئدی و فارسی با نام عشق عمومیAllom Fattande Karlik در استکهلم سوئد به ترجمهٔ آذر محلوجیان. Azar Mahloujian ناشرانتشارات آرش. ۱۳۷۱ منتخبی از ۱۹ شعر به زبان فرانسه و فارسی با نام سرودهای در عشق و امید Hymnes damour et despoir فرانسه به ترجمهٔ پرویز خضرایی: Ahmad Shamlou Version Francaise, Parviz Khazrai ناشر .Orphe La Diffrence ۱۳۷۱ منتخبی از ۶ شعر به زبان اسپانیایی با نام (Aurora) بامداد در مادرید، به ترجمهٔ کلارا خانِس Clara Janes شاعر اسپانیایی. ۱۳۷۷ منتخبی از ۲۸ شعر به سوئدی: Baran Forlag Stockjolm, Dikter om Natten (شعرهای شبانه) ترجمهٔ سعید مقدم و جان کرلسون Orers: Janne Carlsson & Said Moghadam ۱۳۷۸ منتخبی از ۳۲ شعر شاملو به سوئدی borlom karleken در ۸۵ صفحه Baran Forlag Stockholm ۱۹۹۹ i tolking av: Janne Carlsson & Said Moghadam ۱۳۷۸ منتخبی از ۲۷ شعر به سوئدی ترجمهٔ آذر محلوجیان OM jag vore vatten Azar Mahloujian ۱۳۷۹ منتخبی از اشعار Nima Yushij , Sohrab Sepehri , Ahmad Shamlu به زبان اسپانیایی Tres poetas persas contemporaneo ناشر Icaria Poesia Traduccion de Clara Janes , Sahan y Ahmad Taheri . ۲۰۰۰edicion ,abril جوایز
۱۳۵۱ جایزهٔ فروغ فرخزاد ۱۳۶۹ دریافت جایزهٔ Free Expression سازمان حقوق بشر نیویورک Human Rights Watch ۱۳۷۸ جایزهٔ استیگ داگرمن Stig Dagerman، آذر محلوجیان جایزه را به نمایندگی دریافت کرد. ۱۳۷۹ جایزهٔ واژه آزاد (هلند) |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
احسان خواجهامیری (زاده ۷ آبان ۱۳۶۳)، خواننده پاپ ایرانی است. او پسر ایرج خواننده قدیمی موسیقی سنتی ایرانی است. خواجهامیری با ترانه «جان بابا» که همراه با ایرج، پدر خود اجرا کرده بود به دنیای موسیقی شناخته شد.
آلبومها ۲۰۰۴ - من و بابا
مجنون لیلی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
ریشه لغوی
Theoria philosophiae naturalis redacta ad unicam legem virium in natura existentium چاپ نمود.
براساس نظریه بوسویچ ، اتمها نقاط بیاسکلتی هستند که بسته به فاصله آنها از یکدیگر ، نیروهای جذب کننده و دفع کننده بر یکدیگر وارد میکنند. جان دالتون از نظریه اتمی برای توضیح چگونگی ترکیب گازها در نسبتهای ساده ، استفاده نمود. در اثر تلاش آمندو آواگادرو (Amendo Avogadro) در قرن 19، دانشمندان توانستند تفاوت میان اتمها و مولکولها را درک نمایند. در عصر مدرن ، اتمها ، بصورت تجربی مشاهده شدند. اتمهای دارای عدد اتمی یکسان اما با جرم اتمی متفاوت (بعلت تعداد متفاوت نوترونهای آنها) ، ایزوتوپ نامیده میشوند.
پیوند میان اتمها بطور مشابهی ، در پیوندهای یونی ، الکترونها اغلب در مقاطع کوچکی از زمان بدور اتم با بار الکتریکی مثبتتر میچرخند که باعث ایجاد بعضی از خواص کووالانسی در پیوند یونی میگردد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و ابن سینا (یا پور سینا) (زادهٔ ۳۵۸-۴۱۶ خورشیدی در روستایی در نزدیکی بخارا، ، ۳۷۰-۴۲۸ قمری، درگذشتهٔ ۹۸۰-۱۰۳۷ میلادی در همدان، ۳۷۰-۴۲۸) پزشک اهل ایرانزمین، مشهورترین و تاثیر گذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان اسلامی بود وی ۴۵۰ کتاب در زمینههای گوناگون نوشتهاست که تعداد زیادی از آنها در مورد پزشکی و فلسفهاست. جرج سارتن او را مشهورترین دانشمند سرزمینهای اسلامی میداند که یکی از معروفترینها در همهٔ زمانها و مکانها و نژادها است. کتاب معروف او کتاب قانون است.
ابوعلی سینا یک فارسیزبان بود که بیشتر عمر خود را در مناطق شرقی و مرکزی ایران آن زمان گذراند. زندگی ابن سینا یا پورسینا حسین پسر عبدالله متولد سال ۳۷۰ هجری قمری و در گذشته در سال ۴۲۸ هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را ابن سینا، ابوعلی سینا، و پور سینا گفتهاند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجةالحق شرفالملک شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است و مهمترین کتابهای او عبارتاند از شفا در فلسفه و منطق، و قانون در پزشکی. «بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچیک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامهای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگترین کسی است که از عهده این کار برآمد.»(اموزش و دانش در ایران، ص۱۲۵) «وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.»(خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۴۹۳)
در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانشهای روزگار خود چیزهایی میدانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه میآموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم. ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی میگفت میگماشتم و در ذهنم به بررسی آن میپرداختم و آن را روشنتر و بهتر از آنچه استادم بود فرامیگرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم. چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمیرفت در کوتاهترین زمان در این رشته موفقیتهای بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان میکردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم. بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمیفهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمییافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنانکه مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبردهبودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید میشدم و میگفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتابفروشان میگذشتم کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار میگشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بیدرنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواریهای آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم. وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود میشدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمیدانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم. چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتابهایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آوارهای در شهرها میگشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد. ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمسالدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان میرفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد. ابن سینا از حیث نیرو جسمانی مردی نیرومند بود و به همین خاطر از کار کردن احساس خستگی نمیکرد. او با داشتن این نیروی فراوان جسمی میتوانست از پس کار وزارت فرمانروایان برآید و همیشه چه در سفر و چه در نبرد همراه آنان باشد و علاوه بر این به کار دانش و نوشتن نیز بپردازد. میگویند که او شبها تا دیرگاه به نوشتن کتاب و رساله میپرداخت و در این کار افراط میکرد. ابن سینا از لحاظ نیروی ذهنی و تفکر نیز بسیار نیرومند بود. اینکه او در هجده سالگی توانست تمامی دانشهای زمان خود را فراگیرد خود نشانگر نیروی ذهنی اوست. نکتهٔ منفی در اخلاق ابن سینا گفتار زشت و تند او نسبت به دانشمندان همدورهٔ خود و حتی به گذشتگانی مانند افلاطون و زکریای رازی بود. ابن سینا بسیار تابع فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و نفس ارسطو و شارحان او نظیر اسکندر افرودیسی و ثامیسطیوس است. اما ابن سینا هرچه به اواخر عمر نزدیک میشد، بیشتر از ارسطو فاصله میگرفت و به افلاطون و فلوطین و عرفان نزدیک میشد. داستانهای تمثیلی او و نیز کتاب پرحجم منطق المشرقین که اواخر عمر تحریر کرده بود، شاهد این مدعاست. امروزه از این کتاب تنها مقدمه اش در دست است. اما حتی در همین مقدمه نیز ابن سینا به انکار آثار دوران ارسطویی خویش مانند شفا و نجات میپردازد. به دلیل آنکه در آن عصر، عربی زبان رایج آثار علمی بود، ابن سینا و سایر دانشمندان ایرانی که در آن روزگار میزیستند کتابهای خود را به زبان عربی نوشتند. بعدها بعضی از این آثار به زبانهای دیگر از جمله فارسی ترجمه شد. افزون بر این، ابنسینا در ادبیات فارسی نیز دستی قوی داشتهاست. بیش از ۲۰ اثر فارسی به او منسوب است که از میان آنها انتساب دانشنامه علائی و رساله نبض بدو مسلم است. آثار فارسی ابنسینا، مانند سایر نثرهای علمی زمان وی، با رعایت ایجاز و اختصار کامل نوشته شدهاست. آثار فراوانی از ابنسینا به جا مانده و یا به او نسبت داده شده که فهرست جامعی از آنها در فهرست نسخههای مصنفات ابن سینا آورده شدهاست. این فهرست شامل شامل ۱۳۱ نوشته اصیل از ابن سینا و ۱۱۱ اثر منسوب به او است فلسفه شفا ریاضیات زاویه طبیعی ابطال احکام النجوم پزشکی قانون
پورسینا تئوریدانی دارای دیدگاههای موسیقایی است. او مرد دانش و نه کنش در موسیقی بود ولی آنچنان از همین دانش نظری سخن میراند که گویی در کنش نیز چیره دست است. گمان میشود پورسینا و فارابی بنیادگذاران نخستین پایههای دانش هماهنگی(هارمونی) در موسیقی بودهاند. آثار موسیقایی پور سینا روی هم رفته پنج اثر مهم اوست که در بخشهایی از آنها به موسیقی پرداخته شده: شفا اشعار ابن سینا در شعر نیز دستی داشته و اشعار زیادی به زبان عربی سرودهاست و حتی منظومههایی مثل قصیده ارجوزه در مسایل علمی ساختهاست. اشعاری نیز به زبان فارسی از او روایت کردهاند که برخی از آنها به نام دیگران نیز آمدهاست و با توجه به اسلوب و معانی آنها باید در انتساب این اشعار به ابن سینا تردید روا داشت. ما در اینجا، برای آشنایی مختصر با اشعار ابن سینا، گزیدهای از مستندترین آنها را میآوریم:غذای روح بود باده رحیق الحق که رنگ او کند از دور رنگ گل را دق
ابن سینا علاوه بر آثار خود چند شاگرد نیز تربیت کرد که هر کدام دانشمند بزرگی در زمان خود شدند. از میا شاگردان او این چمد تن سرشناسترند:بهمنیار بن مرزبان شاگرد بسیار معروف ابن سینا است که برخی از آثار او در دست است. وی از زردشتیات آذربایجان بود. یکی از کتابهای ابن سینا به نام المباحث بیشتر شامل جواب سؤالات او است.
آرامگاه ابن سينا |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
فیلم سینمایی:هانا مونتانا کارگردان: بروس هندریکس بازیگران: مایلی سایروس، بیلی ری سایروس،امیلی آزموند، میچل موسو محصول کمپانی دیزنی. اسم هانا مونتانا در کشور ما به جز درمیان تعدادی خاص از اهل فن که تمام وقایع دنیای اینترتیمنت (سرگرمی سازی) را دنبال می کنند چندان شناخته شده نیست اما در اروپا و بخصوص آمریکا هیچ بچه ای را نمیتوانید پیدا کنید که این اسم را نشناسد و ماجراهای این دختر نوجوان را دنبال نکند. سال2006 شبکه تلویزیونی دیزنی شروع به بخش سریالی به نام هانامونتانا کرد که پخش این سریال تاکنون هم ادامه دارد.موضوع این سریال درباره دختری به نام مایلی استوارت (با بازی مایلی سایروس) است که در یک خانه ویلایی در مالیبو کالیفرنیا به همراه پدر و برادرش زندگی میکند.اما هیچ کس به جز خانواده اش و دو سه نفر از دوستان نزدیکش خبر ندارند که او با نام مستعار (هانا مونتانا) یک خواننده مشهور آهنگهای نوجوانانه هم هست. غالب اپیسودهای این سریال ماجرای روبه رو شدن مایلی با مشکلات مختلفی است که او میخواهد با کمک دوستانش و بدون اینکه کسی متوجه شود که او هانا مونتانای معروف است این مشکلات را حل کند. مایلی سایروس بازیگر نقش اول این سریال که مسلمآ نقش اول فیلم هم هست. دختر (بیلی ری سایروس) خواننده مشهور سبک (کانتری) است.که البته بیلی ری در سریال هم نقش پدر او را بازی میکند. مخاطبان اصلی این سریال را دختربچه های بین5تا10ساله تشکیل میدهند. مطابق آمارهای تأیید شده، هر قسمت از این سریال تنها در آمریکا حدود6میلیون بیننده دارد که البته از آنجایی که این سریال در بسیاری از شبکه های مختلف سراسر جهان هم پخش میشود باید تعداد واقعی بینندگان آن را بسیار بیشتر از این تعداد دانست. این یک قانون قدیمی دنیای اینترتیمنت بخصوص در هالیوود است که((تا آنجایی که ممکن است از موضوع مورد علاقه مردم،موضوعات مورد علاقه خودت یعنی پول و موفقیت بساز!)) مسئولان دیزنی هم در جهت استفاده از همین قانون نانوشته شروع به ایجاد مجموعه ای از محصولات مرتبط با این سریال از عروسک و تی شرت گرفته تا حتی آلبوم آهنگهای هانا مونتانا کردند.آخرین عنوان این محصولات هم همین فیلم (هانا مونتانا است. در مورد داستان فیلم حرف چندانی نمی توان زد.تقریبأ کل داستان فیلم در کنسرت هانا مونتانا و پشت صحنه آن می گذرد و بیشتر به یک گزارش تبلیغاتی شبکه MTV شبیه است تا یک فیلم. یادم هست همین چند سال پیش سریال محبوب دیگری در آمریکا پخش می شد به نام (لیزی مک گوایر) که محبوبیتی تقریبآ مشابه با هانا مونتانا داشت و حتی از روی آن هم 2فیلم سینمایی ساخته شد. بازیگر نقش اول آن سریال (هیلاری داف) بود که بعد از پایان آن سریال هم در چند فیلم سینمایی شرکت کرد و حتی یک آلبوم موزیک هم به بازار داد ولی هیچوقت نتوانست موفقیت های دوران کودکیش را تکرار کند. ولی در مورد مایلی سایروس موضوع کمی فرق می کند. چونکه مایلی سایروس هرچند بازیگر چندان خوبی نیست اما واقعآ خواننده خوبیست و میتواند آینده درخشانی در دنیای موسیقی داشته باشد مطابق گزارشها بلیط های کنسرت هانا مونتانا در آمریکا و کانادا تنها ظرف چند ساعت تمام شده که این موضوع از زمان کنسرتهای گروه مشهور بیتلز تاکنون بی سابقه بوده. برای همین هم میشود فروش زیاد برای فیلم و البته موفقیت های بیشتر برای خانم مایلی یا همان هانا را متصور شد.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
هدیه تهرانی در دوم ابان ۱۳۵۱ در تهران متولد شد.بعد از او یک دختر به نام هیلدا در خانواده تهرانی متولد شد.هیلدا هم مثل هدیه هنرمند است و البته رشته تحصیلی او سفالگری است.هدیه از همان دوران کودکی رابطه صمیمانه ای با مادر خود داشته است.هدیه چند بار حودش گفته است که دوران نجوانی و جوانی اش را مستقل زندگی می کرده است و خانه اش در شهرک اکباتان بوده.در دوران تحصیل شاگرد ممتازی نبوده و دیپلم تجربی دارد.البته او بسیار باهوش و زرنگ است و بدون اینکه درس بخونه می رفته امتحان می داده قبولم می شده. از ابتدای نوجوانی شخصیت مستقلی داشته و خیلی شبیه کاراکتر های توی فیلم هاش بوده.خانواده همیشه مقابل تصمیمات او تسلیم بودن. بلافاصله بعد از گرفتن دیپلم با اصرار فراوان وارد بازار کار میشه.اولین شغل او کار در کارگاه طلا سازی دایش بوده.بعد از طلا سازی مدتی مربی شنا بوده.بعد دنبال دغدغه و علاقه همیشگی اش طراحی دکوراسیون و مبلمان رفت و بعد هم به سراغ موسیقی.او هنوز هم علاقه اش به ورزش وموسیقی کم نشده و در مسابقات تنیس تهران خیلی ها با دیدنش تعجبکردن درست مثل اغلب کنسرت ها که تهرانی مشتری دائمی انواع انهاست. او تا کنون ۳ بار تصادف کرده که بار دوم حتی منجر به تجربه مرگ برای او شد! و اولین اتومبیل او با اولین تصادف اوراقی شد. تهرانی بازیگری و سینما را همه چیز نمی داند.او می گوید: همه مردم از صبح تا شب بازی می کنند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
ستاره شناسی ، علمی است که با مشاهده و توضیح وقایعی که در خارج از زمین و جو آن رخ میدهد سر و کار دارد. این علم منشا پیدایش و خواص فیزیکی و شیمیائی اشیائی که قابل مشاهده در آسمان بوده (و خارج زمین قرار دارند) و همینطور فرآیندهای منتجه از آنها را مطالعه میکند. در طی قسمتی از قرن بیستم ، ستاره شناسی به سه شاخه تقسیم شده بود: محاسبات نجومی ، مکانیک آسمانی و فیزیک نجومی. حالات برجسته متداول فیزیک نجومی در نامگذاری گروههای آموزشی دانشگاهی و موسسات درگیر با تحقیقات نجومی متجلی میشود: قدیمیترین آنها بدون هیچ تغییری ، گروهها و موسسات ستاره شناسی میباشند، جدیدترین آنها به نگه داشتن فیزیک نجومی در نامشان تمایل دارند، برخی اوقات کلمه ستاره شناسی را برای تأکید بر طبیعت تحقیقاتشان ، در نامشان قرار نمیدهند. به علاوه ، تحقیقات فیزیک نجومی ، مخصوصا در فیزیک نجومی نظری ، را افرادی که پس زمینه فیزیک و ریاضی دارند میتوانند انجام دهند. ستاره شناسی از معدود علومی است که آماتورها هنوز در آن نقش فعالی دارند، خصوصا در کشف و مشاهده حوادث زودگذر. ستاره شناسی نباید با طالع بینی ، شبه علمی که با پیگرد مسیر اجرام آسمانی ، مبادرت به پیشگویی سرنوشت افراد مینماید اشتباه شود. این دو اگر چه در ریشه مشترکند، اما کاملا متفاوتند؛ ستاره شناسان روش علمی را پذیرفتهاند، در حالیکه طالع بینها اینطور نیستند. تقسیمات ستاره شناسی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
لبنان کشوری کوچک و کوهستانی در غرب آسیا و خاورمیانه و در کنار ساحل شرقی دریای مدیترانه است و پایتخت آن شهر بندری بیروت است. لبنان از شمال و شرق با کشور سوریه، از جنوب با فلسطین اشغالی و از غرب با دریای مدیترانه همسایه است. جزیره قبرس نیز که از نظر سیاسی به بخش های مختلف تقسیم شده، شامل جمهوری قبرس که عضو اتحادیه اروپا می باشد و جمهوری ترکی قبرس که از نظر بین المللی به رسمیت شناخته نشده است، نیز در نزدیکی سواحل این کشور قرار دارند. واژه لبنان از واژه سامی «لبن» که اشاره به قلههای سفید کوهستانهای لبنان دارد، گرفته شده است. تا قبل از جنگ داخلی ۱۹۹۰-۱۹۷۵ لبنان کشوری متمول در منطقه و پایتخت بانکداری جهان عرب محسوب میشد و تعداد زیادی توریست را جذب خود میکرد تا حدی که بیروت را به عنوان پاریس خاورمیانه میشناختند و همچنین به دلیل قدرت مالی بسیار لبنان را به عنوان سوئیس خاورمیانه میشناختند. بلافاصله بعد از پایان جنگ تلاشهای بسیاری صورت گرفت تا اقتصاد را بهبود بخشند و زیر ساختهای کور را از نو بسازند که نتایج مثبت آن در سالهای اخیر آشکار شدهاست. تا قبل از ابتدای سال ۲۰۰۶، کشور به ثبات و بازسازی لبنان به پایان رسید و تعداد بسیاری توریست به گردشگاههای لبنان سرازیر شدند. اما با شروع جنگ اسرائیل لبنان در ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۶ تعداد بسیاری نظامی و غیر نظامی صدمه دیدند و خسارات بسیاری به زیر ساختهای کشور وارد شد وجعیت گستردهای بر خانمان شدند. از سپتامبر ۲۰۰۶ دولت لبنان برنامه رسیدگی به اموال مخروبه بیروت، طیر و دیگر دهات واقع در جنوب لبنان را شروع کردهاست. نام لبنان (لوبنان در زبان عربی استاندارد لِبنان در گویش محلی) از ریشه سامی "LBN" گرفته شده که دارای معانی متعددی همچون «شیر» و «سفید» است که شاید اشاره به کوههای سر پوشیده از برف لبنان دارد. در زبان انگلیسی نام لبنان را با حروف معرف the به مانند سودان و اوکراین و گامبیا به کار میبرند. اطلاق حرف معرفه the شاید به این خاطر باشد که وقتی نام این کشورها به وجود آید به جای ممالک مستقل تنها مناطقی جغرافیایی محسوب میشدند. از آنجا که مردم لبنان در ۵۰ سال گذشته به شهرنشینی روی آوردهاند، بیشتر جمعیت این کشور در شهرها یه ویژه در پایتخت آن بیروت و اطراف این شهر سکنی گزیدهاند. بیش از نیمی از لبنانیها در اینجا زندگی و تعداد بیشتری نیز در آنجا کار میکنند. لبنان از شش استان (به عربی: ألمحافظة) تشکیل شدهاست. استان بیروت لبنان سرزمینی بلند و کوهستانی است که در کرانه شرقی دریای مدیترانه قرار دارد. کرانههای لبنان ۲۵۵ کیلومتر درازا دارد. رودخانههای مهم لبنان عبارتاند از: عاصی (ألعاصی) و لیطانی (أللیطانی) در دره سهلالبقاع، و کلب (ألکلب). رشتهکوههای لبنان عبارتاند از: رشتهکوههای لبنان شرقی و رشتهکوههای لبنان غربی که میان این دو رشته کوه، دره سهلالبقاع قرار گرفتهاست. لبنان به عنوان یک کشور خاورمیانهای از غرب با دریای مدیترانه حدود ۲۲۵ مرز ساحلی دارد و از شمال و شرق با سوریه و از جنوب با اسرائیل هم مرز است. مرز لبنان با سوریه ۳۷۵ کیلومتر است در حالیکه مرز لبنان با اسرائیل تنها ۷۹ کیلومتر است. سازمان ملل مرز لبنان با اسرائیل را تأیید کردهاست (خط آبی لبنان را ببینید) اگر چه منطقهای کوچک با نام مزارع شبا واقع در ارتفاعات گلان را که اسرائیل به اشغال خود در آوردهاست را لبنان از آن خود میداند لبنان یکی از کوچکترین کشورهای دنیاست که مساحتی حدود ۱۰۴۵۲ کیلومتر مربع (۴۰۳۵ مایل مربع) دارد. بسیاری از مناطق آن کوهستانی است به جز مناطق ساحلی کم عرض و دره بقا که بخش مهمی از صنعت کشاورزی لبنان را تشکیل میدهد. سرزمین لبنان آبوهوای مدیترانهای دارد، هوای سواحل در زمستانها سرد و بارانی و در تابستانها گرم و شرجی است. در نواحی بلندتر به ویژه کوهستانها، زمستانها با بارش برف همراه است و دمای هوا به زیر صفر میرسد. بخشهای دیگر این کشور، تابستانهای گرم و خشک دارد. در مناطق ساحلی زمستانها کلا سرد و بارانی و تابستانها گرم و مرطوب هستند. در مناطق مرتفع تر در طول زمستان دما به زیر صفر درجه میرسد. تابستانها از سوی دیگر گرم و خشک هستند. اگر چه اکثر مناطق لبنان سالانه شاهد بارانها بسیاری است (در مقایسه با مناطق خشک کنارش) ولی در مناطق خاصی در شمال شرق لبنان به دلیل و جود قلههای مرتفع کوههای غرب که راه ابرهای بارانی به وجود آمده از دریایی مدیترانه را سد میکنند باران زیادی نمیبارد. مردم لبنان را گروههای نژادی و قومی گوناگونی تشکیل میدهند. عربها ۶۰٪، آسوریان و سریانیها ۳۶٪ و ارمنیها ۴٪، کردها و یهودیان ۱٪ جمعیت را تشکیل میدهند. میانگین سنی مردم لبنان ۲۴٫۶ سال است. زبان رسمی لبنان عربی است، اما هر یک از اقلیتهای نژادی به زبان خود سخن میگویند. زبان فرانسه نیز کاربرد دارد. لهجه لبنانی از شاخه ی عربی شامی است، در کاربرد و تلفظ کلمات با دیگر شاخه های زبان عربی تفاوت دارد اما به عربی سوری،فلسطینی و مصری نزدیک است .در تلفظ واج "ج"، "ژ" خوانده می شود . به جای "ق" ، حرف "ع" و به جای "ث" نیز "ت" تلفظ می شود . برای مثال کلمه ی کثیر به معنای زیاد،کتیر . قلب به معنای دل،علب و جدید به معنای تازه ،ژدید ادا می گردند. مسلمانان (به طور عمده: سنی ۲۳٪و شیعه ۶۱٪ و گروههای کوچکتر: دروزی مارونی و علوی)، درصد بزرگی از جمعیت را تشکیل میهند. ۱۳٪ مردم لبنان پیرو دین مسیحیت هستند. لبنان برای هزاران سال محل عبور تمدن های مختلف بوده است. پس جای تعجب نیست که این کشور کوچک دارای فرهنگی فوق العاده غنی و زنده باشد. وجود گونه های بسیار قومی و مذهبی به رسوم پر بار موسیقی، آشپزی و جشنهای لبنان کمک بسیاری کرده است. مخصوصاً در بیروت دارای هنر غنی است و نمایش ها و نمایشگاه ها و شوهای مد و کنسرتهای زیادی در طول سال در نگارخانه ها، موزه ها، تئاترها و اماکن عمومی برگزار می شود. جامعه لبنان مدرن، تحصیلکرده و شاید قابل مقایسه با جوامع اروپایی مدیترانه است. اکثر لبنانی ها دو زبانه هستند و عربی و فرانسه صحبت می کنند. به همین دلیل لبنان عضو سازمان بین المللی کشورهای فرانسوی زبان است. با این حال زبان انگلیسی مخصوصا بین دانشجویان لبنانی رایج شده است. این کشور نه تنها محل تلاقی مسیحیت با اسلام بلکه دروازه ای است که جهان عرب را به اروپا متصل می کند. لبنان همچنین میزبان دانشگاه های معتبر مختلفی همچون دانشگاه لبنان ، دانشگاه آمریکایی بیروت، دانشگاه سنت جوزف و دانشگاه آمریکایی لبنان است. نخستین ساکنان شناخته شده لبنان، کنعانیها، مردمی از نژاد سامی پودهاند که به احتمال زیاد با یونانیان دادوستد داشتهاند، و یونانیان آنان را فنیقی مینامیدهاند. فنیقیها قومی دریانورد و بازرگان بودند و قلمرو آنان شامل دولت-شهرهایی مستقل در شرق مدیترانه و مهاجرنشینهایی در کرانههای مدیترانه بود. کوروش بزرگ، فنیقیه را گشود، و به مدت دو سده، هخامنشیان فرمانروای این منطقه بودهاند. پس از آن، اسکندر مقدونی، شهر صور (پایتخت فنیقیه) را فتح نمود. دولتها و امپراتوریهای گوناگونی بر لبنان فرمان راندهاند، از جمله شاهنشاهان هخامنشی و ساسانی، یونانیان، امپراتوران روم و بیزانس، خلفای مسلمان، صلیبیان و خلفای عثمانی. در ماه آوریل ۱۹۷۵ (میلادی) مردان مسلح به روی کلیسایی در شرق بیروت آتش گشودند تا پیر جمیل موسس حزب فالانژ لبنان را ترور کنند.البته او جان سالم به در برد ولی این سوءقصد باعث مجموعهای از اقدامات متقابل شد که در نهایت به جنگ داخلی ۱۵ ساله در لبنان منجر شد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
گل اندام زایشی در گیاهان است. گل از نظر زیباسازی محیط و تولید میوه و دانه که از مواد غذایی مهم به شمار میآیند اهمیت زیادی دارد. مراحل اصلی تولید مثل جنسی یعنی میوز و لقاح درون گل انجام میگیرد. پیدایش دانه فرایند تولید مثل جنسی را کامل میکند و پیدایش جنین درون دانه اولین مراحل دوران حیات گیاه جوان است.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
قبل نوشت: عزیزانی که با فیسبوک کار کردهاند این نوشته را مطالعه نکنند که جز هدر دادن زمان کاری نکردهاند، قرار است به سادهترین شکل فیسبوک تعریف شود.
کمی در مورد فیسبوک: وجه تمایز فیس بوک با دیگر سایتها در اپلیکیشنهایی است که شما میتوانید از آنها استفاده نمایید. یعنی برنامههای کوچکی که توسط دیگران ساخته شده و شما میتوانید آنها را روی صفحه خود نصب کنید و یا آنها را از صفحه خود پاک و یا مدیریت کنید. (فعلا استفاده کنید تا بعدها خودتان هم بسازید.) این هم خلاصهای از امکانات و مزایای Facebook کار با فیسبوک گرچه بسیار آسان است اما برای شروع باید تمرین بیشتری انجام داد تا با حال و هوای آن آشنایی بیشتر پیدا کنید.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
دیشب بهسیل اشک ره خواب میزدم نقشی بهیاد خطّ تو بر آب میزدم
برخی حافظ را لسان غیب می گویند یعنی کسی که از غیب سخن می گوید و بر اساس بیتی از شعر حافظ او معتقد است که کسی زبان غیب نیست: ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان کدام محرم دل ره در این حرم دارد
حافظ زمانی که درمانده می شود به فال روی می آورد: از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده ام فالی و فریاد رسی می آید |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
فال و فالگیری به معنای کوشش در پیشگویی آینده (معمولاً آینده یک فرد) از راه روشهای نهانی یا فراطبیعی است. فالگیری یکی از شاخههای نهانشناسی است. گونههای فال فال حافظ گونههای دیگر پیشگویی عددشناسی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
کلمهٔ غزل در اصل به معنای حدیث عشق، عاشقیکردن، و عشقباختن است در اصطلاح ادبیّات فارسی، غزل قالبی از شعر است که در آن مصراع اول و مصراعهای زوج هم قافیهاند و حد معمول آن به طور متوسّط بین ۵ تا ۱۲ بیت میباشد. ازآن روی که این گونه شعر، بیشتر، در بردارندهٔ سخنان عاشقانه بودهاست، شاعران فارسی آن را غزل نام کردهاند. ولی، بهمرور، و با ورود مفاهیم بلند اخلاقی و معانی دلآویز حکمت و عرفان در شعر فارسی، غزل از صورت پیشین آن بهدرآمد، و با اخلاق و عرفان در همآمیخت غزلسرایان عمده از جملۀ غزلسرایان بلندآوازه در ادبیات عرفانی کهن می توان سعدی، مولوی، حافظ، عراقی، و خواجوی کرمانی را نامبرد. سعدی و غزل همه عمر برندارم، سر ازاين خمار مستی كه هنوز من نبودم، كه تو در دلم نشستی
مولانا و غزل میان ما درآ، ما عاشقانیم که تا در باغ عشقت در کشانیم حافظ و غزل زاهد خلوتنشین، دوش به میخانه شد از سر پیمان گذشت، با سر پیمانه شد عراقی و غزل نخستین باده کاندر جام کردند ز چشم مست ساقی وام کردند خواجو و غزل هر کو نظر کند به تو، صاحبنظر شود وان کِش خبر شود زغمت، بیخبر شود
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
معمولاً پدر یا مادر بدون اطلاع قبلی پسر یا دختر ، برای فرزندان خود همسری در نظر میگرفتند. شاید در اسلام چنین اختیاری به والدین داده شده صلاحیت اظهار نظر را ندارن اما تصویر نمیرود با توافق اخلاقی مناسب داشته باشد به هر صورت منظور نگارش نحوه عروسی سنتی در مناطق شهرستان بستک به شرح مى باشد. مراسم خواستگاری در شهرستان بستک هرمزگان در پنجاه یا شصت سال پیش ، پدر و مادر داماد پدر و مادر عروس را ملاقات میکردند (خواستگار میرفتند) با پدر و مادر عروس جریان را در میان میگذاشتند بعد از توافق و رضایت انگشتری نامزدی را باتشریفات به وسیله اقوام داماد به خانه عروس میبردند بعد از چند ماه یا چند سال مراسم عقد اسلامی به وسیله قاضی برگزار میشد مراسم عقدکنان در شب عقدکنان عروس حتماً لباس سبز میپوشید و چهارقد سبز به سر دارد پس از توضیح چندین دفعه قاضی، عروس باصدای خیلی ضعیف بلی میگوید پس از گفتن بلی عروس کف زدنها و صلوات شروع میگردد به موجب دستور شرعی باید قاضی از ولی عروس اجازه بگیرد. بعد اگر پدر نباشد برادر. برادر هم نباشد عمو . مراسم عروسی ربط دارد به آمادگی و اعلام داماد پس از تهیه وسایل لازم زندگی در حد توانايی باخبر قبلی به خانواده عروس، عروسی برگزار میگردد سی چهل سال پیش ، قبل از عروسی حتی بعد عقد هم بین عروس و داماد تماس برقرار نمیشد. مراسم بردن جهاز (خرجی) موضوع عروسی پنجاه سال پیش است که برق و جود نداشت پس از تهیه آذوقه و فرستادن قسمتی به خانه عروس (آن خرجی میگویند) چند الاغ شاید بیست رأس به وسیلة جوانان برای آوردن هیزم یا بش نخل (چوب نخل) برای سوخت به نخلستانها میفرستاند عصر هم با ساز و دُهُل از الاغ دارها استقبال مینمودند اولین الاغی که زوتر از همة میرسید پرچمی بالای بار نصب و شیرنی و جایزه میگرفت در منطقه ى بستک رسم این هست کدام جهاز با خانواده عروس میدهد یک یا دو چمدان لباس به اندازه مکنت طلا و زینت آلات و وسایل غیره قبل مراسم حنابندان به خانه عروس میبرند . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
عر یا چامه یکی از کهنترین گونههای ادبی و شاخهای از هنر میباشد. شعر یک گونهٔ ادبی است که در آن از زیباییهای سطح و فرم زبان، بیان هنری احساسات، و تکنیکهای خاص بهره گرفته میشود. آثار ادبی را به دو دستهٔ اصلی نثر و شعر تقسیم میکنند که معمولاً از جهت خوانش، زبان، و تکنیکها توسط مخاطب قابل بازشناسی هستند. هویت و جایگاه ممتاز شعر در فرهنگ ایرانی هویت و تاریخی که شعر در حوزهٔ کهن و گستردهٔ زبان و فرهنگ فارسی و در ایران دارد، با هویت و دیرینگی این هنر والا و پرتأثیر در بسیاری از فرهنگها و کشورهای دنیا، نظیر شعر در زبان انگلیسی، تفاوتهای بنیادی دارد. تأثیر و تاکیدی که فارسیزبانان و ایرانیان بر زیبایی وزن و مفهوم شعر داشتهاند، تقریباً کمنظیر است. در حالیکه ترجمهٔ شعر، بخش اعظمی از این ظرافت را از بین میبرد و تقریباً تنها زیباییهای مفهومی را باقی میگذارد، شهرت شعر فارسی در جهان قابل ملاحظه است. مولانا جزو معروفترین شعرای دنیا میباشد و به نقل از بی بی سی، در سالهای گذشته محبوبترین شاعر در آمریکا بوده است و این محبوبیت شگفتانگیز در حالی رخ داده است که زمان زیادی از ترجمههای قوی از کارهای او به زبان انگلیسی نمیگذرد. خیام هم از دیگر شاعرانی است که شهرت جهانی دارد. تاثیری که حافظ، شاعر معروف ایرانی، بر یوهان ولفگانگ گوته گذاشته است و دیوانی که این شاعر آلمانی با الهام از حافظ سروده است جای بسی تامل دارد. شعر فارسی کاملاً بر فرهنگها و زبانهای مجاور شامل شبه قارهٔ هند و زبانهای عربی و ترکی تاثیر گذاشته است . انواع شعر فارسی در زبان فارسی شعر به دو نوع اصلی طبقه بندی میشود: شعر کلاسیک (یا کهن) و شعر نو. شعر کلاسیک فارسی شعر کلاسیک یا کهن فارسی به صورت کنونی قدمتی بیش از هزار و صد سال دارد. این گونه شعر کاملاً موزون بوده و وزن آن بر پایه ساختاری است که عروض نام دارد. ساختار اوزان عروضی برپایهٔ طول هجاهاست.و هر مصراع به قالب هایی تقسیم می شود که هجاها باید در آن قالب ها قرار گیرند.و تفاوت شعر هجایی با شعر عروضی در وجود همین قالب هاست که شعر هجایی در قالبی قرار نگرفته و بر اساس هجاهای مصراع ساخته می شود. تاریخچهٔ شعر کلاسیک فارسی نخستین نمونههای به دست آمده از شعر در ایران، پیشینهشان به روزگار زرتشت پیامبر و سرودههایش در گاهان میرسد. این سرودهها به گویش گاهانی از زبان اوستایی است. همچنین از دوران پهلوانی (اشکانی) منظومههایی - مانند ایاتکار زریران (یادگار زریران) و درخت آسوریک - به زبان پهلوی اشکانی در دست است. افزون بر این نمونههایی از شعر (ترانههای خسروانی) به زبان پهلوی ساسانی یافت شدهاست. سرودهها و اشعار مانوی به فارسی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی) نیز در نزد اهل فن اهمیتی به سزا دارد. لیکن اجماع علمای فن بر این است که وزن هیچکدام از این اشعار عروضی نیست، بنابراین این اشعار با شعر امروزی فارسی تفاوتی بنیادین دارند. نخستین شاعران فارسیسرا (مراد از فارسی در اینجا فارسی دری و در مقابل فارسی میانه است) در دربار یعقوب لیث صفاری پدیدار شدند. اگر چه نمونههایی از شعر به زبان فارسی دری، پیش از این دوران وجود دارد، ولی بررسی آنها مشخص میکند که در زمان سرودهشدنشان شعر فارسی هنوز قوام نیافتهبود، چرا که وزن آنان به طور مطلق عروضی نیست. در اینجا نمونهای از اینگونه اشعار (که تعدادشان انگشت شمار است) میآوریم. این قطعه شعری نگاشتهشده در آتشکده کرکوی واقع در سیستان است: فُرخته باذا روش خُنیده کرشسپِ هوش محمد سگزی و بسام کورد از نامهای چند تن از سرایندگان دربار یعقوب است. مرحله بعدی شکلگیری و تکامل شعر کهن فارسی در ورارود (ماوراء النهر) و خراسان اتفاق افتاد. علت آن بیش از هر چیز پشتیبانی فرمانروایان ایرانینژاد سامانی از زبان فارسی بود. در این روزگار شاعران بزرگی چون رودکی سمرقندی، شهید بلخی و دقیقی بلخی پدیدار شدند. فردوسی، بزرگترین حماسهسرای ایران، نیز اواخر این دوره را درک کرد. با روی کار آمدن غزنویان ترکنژاد از رونق شعر فارسی کاسته نشد و ایشان بویژه محمود غزنوی از پشتیبانان جدی سخنوران بودند. در این دوره شاهد برآمدن سرایندگان بزرگی چون فرخی سیستانی و عنصری بلخی هستیم. از روزگار غزنوی به بعد بویژه از آغاز پادشاهی سلجوقیان اندک اندک جنبش سرایش شعر به زبان فارسی دری به نواحی مرکزی ایران و حتی نواحی غربی (چون آذربایجان) کشیده شد و شعر و زبان آن تحت تأثیر گویش محلی گویندگان این خطه قرار گرفت. در این عهد شاعران بزرگی چون ناصر خسرو بلخی، قطران تبریزی، فخرالدین اسعد گرگانی و اسدی طوسی پدیدار شدند. در سده ششم هجری شاهد پیدایش سرایندگان بزرگی چون عطار نیشابوری، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی، انوری ابیوردی، ظهیر فاریابی و دهها شاعر بزرگ دیگر هستیم.
سده هفتم هجری اوج شعر فارسی محسوب میشود و در آن دو شاعر بزرگ سعدی شیرازی و مولانا جلالالدین بلخی رومی آسمان شعر فارسی را روشن کردند. پس از این دو بزرگوار، شعر فارسی در سراشیب و فرود افتاد و اگر چه در سده هشتم هجری با ظهور شعرایی چون عبید زاکانی و حافظ شیرازی اعتلا یافت. عداز حافظ که پایان بخش سبک عراقی است. سبک هندی پیدا شد که شاعران بزرگی چون صائب تبریزی دارد و بیدل دهلوی (که در افغانستان و تاجیکستان جایگاه بالایی دارد) داشت. در دوران مشروطه که اواخر دوران شعر کهن فارسی بود، شاعران نقش مهمی درانقلاب مشروطه داشتند. ازخون جوانان وطن لاله دمیدهاست شعر معروف عارف قزوینی است. میرزاده عشقی را سر میبرند و با ظهور نیما یوشیج دوره تکتازی شعر کهن سر میآید. ولی همزمان این شعر همراه با شعر نو ادامه ی حیات می دهد بطوریکه شاعرانی همچون سیمین بهبهانی-مهرداد اوستا- ابراهیم صهبا آن را ادامه می دهند. انواع شعر کلاسیک فارسی مثنوی سبکهای شعر کلاسیک فارسی سبک هندی گونهها و جریانها در شعر کلاسیک فارسی حماسه شعر نو فارسی شعر نو فارسی با وانهادن قالبهای شعر کلاسیک در قرن ۱۴ هجری بوجود آمد. این گونه از شعر فارسی آزادی بسیاری را در فرم و محتوا به شاعر میدهد. نیما یوشیج را پدید آورنده این نوع شعر در ادبیات فارسی میدانند. شعر نو به لحاظ محتوا و جریانهای اصلی ادبی حاکم بر آن کاملاً با شعر کلاسیک فارسی متفاوت است و به لحاظ فرم و تکنیک ممکن است همانند شعر کلاسیک موزون باشد یا نباشد یا وزن آن عروضی کامل باشد یا ناقص، استفاده از قافیه در شعر نو آزاد است. معمولاً شعر نو فارسی را به سه دسته اصلی تقسیم میکنند: شعر نیمایی و شعر سپید و موج نو. جریانهای شعر نو فارسی شعر نیمایی گونههای معروف شعر جهان سونت جریانهای مهم شعر جهان فرمالیسم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
آرایش ناخن |
| نویسندگان |
|
ادمیرال ورساچی |
|
RSS
|