![]() |
![]() |
|
| آرایشی و بهداشتی و نکات زیبایی و سلامتی |
|
جیمز آبوت مک نیل ویستلر در ۱۱ جولای در سال ۱۸۳۴ در آمریکا بدنیا آمد. در کودکی با پدرش به روسیه مهاجرت و پس از فوت پدرش مجداً به آمریکا برگشت و در سال ۱۸۵۵ برای تعلیم نقاشی پیش استادانی چون ولاسکوئز و هوکساری رفت که همین دو استاد باعث شدند که ویستلر سبک نقاشی خود را تغییر و به سبک چینی و ژاپنی و اروپایی روی آورد. جیمز آبوت مک نیل ویستلر در ۱۷ جولای ۱۹۰۳ درگذشت.
تابلوی دختر سفید اثر ویستلر ۱۸۶۲ در موزه آمریکا |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
ژان دو رشکه خواننده ی تنور در ۱۴ ژانویه سال ۱۸۵۰ در لهستان بدنیا آمد. تا سال ۱۸۸۹ در سالن های اپرا ی فرانسه و ایتالیا آواز خواند و سپس به آمریکا مسافرت و تا سال ۱۹۰۱ برنامه های اپرایی زیادی را در آنجا اجرا کرد که بعد ازآن در پاریس به آموزش آواز مشغول شد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
کارشناسان معتقدند مهم ترین برتری Internet Explorer8 نسبت به نسخه های قبلی آن افزوده شدن امکاناتی جدید برای گشت و گذار سریع تر در وب، سهولت در دسترسی و سازگاری بیشتر با استانداردهای تحت وب است.به گزارش نت ورک ورلد و تک تری، جدیدترین نسخه آزمایشی این مرورگر موسوم به RC۱ که به تازگی در دسترس قرار گرفته اگر چه در ظاهر تفاوت چندانی با IE۷ ندارد، اما از نظر کدنویسی ارتقا یافته است. در ادامه برخی از این ویژگی ها را با هم مرور می کنیم. Tabbed Browsing: اگر شما تصادفا یکی از پنجره های IE۸ را ببندید، کافی است تا این برنامه را دوباره راه اندازی کنید تا بتوانید دوباره به آخرین صفحه در حال مشاهده دسترسی داشته باشید. مرورگر IE۸ از سیستم کدگذاری مبتنی بر رنگ ها برای گروه بندی زبانه های مختلف در کنار یکدیگر استفاده می کند. بنابراین اگر شما لینک های متعددی از سایت های مختلف را در کنار هم باز کنید همه آنها در کنار هم قرار گرفته و دسته بندی خواهند شد. البته در صورت تمایل می توانید زبانه ای را از یک گروه به گروه دیگر منتقل کنید. البته اگر تمامی صفحات باز شده با یکدیگر بی ارتباط باشند، امکان گروه بندی آنها وجود ندارد. در این بخش قابلیت منحصر به فرد و جالب دیگری به نام tab isolation نیز گنجانده شده است. این ویژگی به منظور جلوگیری از تاثیر منفی یک وب سایت دارای نقص بر دیگر پنجره های باز شده در نظر گرفته شده است. توضیح انکه معمولا وقتی یک کاربر با استفاده از مرورگر خود تعداد زیادی پنجره را در کنار هم باز می کند وقوع نقص و مشکل در یکی از پنجره ها موجب می شود تا دسترسی و مشاهده دیگر اطلاعات غیرممکن شود. اما مرورگر IE۸ به گونه ای طراحی شده که کاربر می تواند به سادگی پنجره دارای نقص را ببندد و به استفاده از دیگر صفحات وب ادامه دهد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
کاترین دومدیسی ملکه مشهور فرانسه در سال ۱۵۱۹ متولد شد. دوران جوانی خود را در شهر فلورانس سپری و به مدت چند سال در کلیسای راهبان زندگی کرد. ۱۴ سال بیشتر نداشت که دوک اورلئان پسر فرانسوای اول عاشق او شد و کاترین با او ازدواج کرد و از آنجایی که دوک اورلئان فردی بی ذوقی بود که به زیبایی اهمیت نمی داد کاترین دچار وضعیت روحی نامناسبی شد که تنها پادشاه ” پدر شوهرش ” حامی او بود. بعد از مدتی همسر کاترین عاشق بیوه ای ۳۷ ساله ای شد و با او شروع به عشق بازی کرد و سرانجام در سال۱۵۴۷ فرانسوای اول درگذشت و پسرش هنری دوم بجای او بر تخت سلطنت نشست. از اتفاق های مهم دوران زندگی کاترین ازدواج پسرش با ماری استوارت ملکه اسکاتلند و فاجعه سنت بارتلمی بود که در ۲۳ اوت ۱۵۷۲ اتفاق افتاد که در این روز ۸۰۰۰ هزار پروتستانی بیگناه بدست افراد کاتولیک مذهب قتل عام شد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
اگر از ویندوز 7 استفاده میکنید ، پچ جدیدی برای این ویندوز ارائه شده که مانند فعالسازهای ویندوز ویستا قابلیت فعال سازی ویندوز 7 را از طریق OEM سیستم دارد. » دانلود کنید ( غیر مستقیم ) - 3 مگ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
این عنکبوت که در حال نگهبانی از تخم هایش بر روی یک برگ است ، در جزایر oahu , maui , molokai و هاوایی زندگی میکند و بخاطر طرح منحصر به فرد بر روی بدنش معروف شده است . دانشمندان معتقدند که طرح روی بدن این عنکبوت که نام علمی آن Theridion grallator است نوعی از تکامل تدریجی است که مانع خورده شدن این حشره توسط پرندگان میشود .
منبع : |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
دوست گرامی می دانید که مهمترین فاکتور در انتخاب لوازم آرایشی وبهداشتی کیفیت و رعایت استانداردهای بهداشتی می باشد کلیه لوازم آرایشی و بهداشتی زیر از مارک های معتبر بوده و کاملا استاندارد است.
با توجه به هر یک از دسته های آرایشی و بهداشتی زیر بر روی آن کلیک نمائید. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
زیورآلات همراه همیشگی بشر در طول تاریخ بوده است ، شما می توانید این لوازم زیبا را متناسب با سلیقه خود داشته باشید و از آن لذت ببرید.
طبقه بندی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
پژوهشگران اروپایی که روی پروژه MOBVIS کار میکنند، سامانه جدیدی پدید آوردهاند که به کاربران تلفنهای همراه اجازه میدهد، به دنیای واقعی لینک بدهند! کافی است، با تلفن همراه عکسی بگیرید و به سامانه MOBVIS تحویل دهید، این سامانه ساختمانها و بناهای یابدبود و حتی اتوموبیلها و لوگوها و بنرها را شناسایی میکند و سپس اطلاعات مرتبط را به صورت متنی روی تصاویر متناظر به نمایش میگذارد!
پروژه MOBVIS چیزی فرای ابزاهایی مثل «گوگل استریت» است. در گوگل استریت Google’s Street، نخست محل هر کاربر به کمک GPS یا از راه سیستم «مثلثبندی» مشخص میشود و بعد عکسهایی که در بانک اطلاعات سیستم قرار داده شدهاند به شما نشان داده میشود. اما MOBVIS ، عملکردی متفاوت دارد و از طریق آن شما حقیقتا میتوانید دنیا را از دریچه لنز دوربین موبایلتان ببینید. به این کار میتوان «دید کامپیوتری» یا «دید موبایلی» گفت.
فکر میکنید، چنین فناوریای، چه کاربردهایی میتواند پیدا کند؟ - تصور کنید که به عنوان یک جهانگرد در حال سفر باشید و کنجکاو باشید که اطلاعاتی در مورد یک عمارت پیدا کنید. پیش از این باید به اطلاعات راهنماها -اگر ساختمان راهنما داشت- بسنده میکردید یا باید در گوگل دنبال اطلاعاتی میگشتید. ولی این فناوری میتواند توریسم را متحول کند. کسی را در نظر بگیرید که از «کلوزیوم» عکس میگیرد و بعد بلافاصله روی همان عکس، اطلاعات متنی در مورد تاریخچه کلوزیوم بخواند، یا عکسهای سایر افراد را در پیکاسا یا فیلکر ببیند. - شیوه متفاوتی برای تعیین محل: این فناوری میتواند به شیوهای متفاوت با GPS محل هر کاربر را مشخص کند. کافی است این فناوری با فناوری مثلتسازی ترکیب شود. به شیوه مشابهی میتوان سرعت حرکت و جهت حرکت کاربر را هم مشخص کرد.
- این فناوری به بهروزرسانی نقشه گوگل و سرویس گوگل استریت هم کمک میکند. چرا که دیگر نیازی نیست که گوگل خودروهای مخصوص تهیه عکس را به جاهای مختلف بفرستد. کاربران با این فناوری خواهند توانست، نقشهها را برای گوگل به روز کنند. در واقع MOBVIS ، یک موتور جستجوی تصویری به حساب میآید و دورنمایی از وب آینده، بعنی وبی که لقب معنایی با semantic را به آن میدهند، ارائه میدهد. با کمک MOBVIS همه ساختمانها و اشیا، مانند صفحات وب لینکشدنی هستند. کاربران دیگر مجبور نخواهند بود برای کسب اطلاعات در مورد یک محل، نام آن را را جستجو کنند، موضوع وقتی ارزش بیشتری پیدا میکند که این را هم در نظر بگیرید که یک فرد ناآشنا با یک محل ممکن است، نام یک محل را نداند و اصلا نداند چه چیز را باید جستجو کند.
ساختن سامانه MOBVIS ، اصلا چیز سادهای نیست، چرا که الگوریتمهای این سامانه باید بتوانند عکسهای موجود در بانک اطلاعاتی MOBVIS را با عکسهای موبایلی که با کیفیتها و از زوایا متفاوت و در شرایط آب و هوایی مختلف گرفته میشوند، تطبیق دهند. چنین کار دشواری را پژوهشگران دانشگاه Ljubljana اسلوونی انجام دادهاند و توانستهاند الگوریتم قدرتمندی بنویسند که در ۸۰ درصد موارد موفق به شناسایی محل میشود. آنها امیدوارند دقت الگوریتم خود را افزایش دهند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
کاربران اینترنت سالهاست که با سرویسهای کوتاهکننده آدرسهای اینترنتی مانند tinyurl، آشنا هستند. با رفتن به این سایتها و دادن یک آدرس اینترنتی طولانی، میتوانید یکی آدرس اینترنتی کوتاه را تحویل بگیرید. شاید تا زمانی که توییتر پا به عرصه وب گذاشت، استفاده از این سرویسها چندان جذابیتی نداشت، آخر چه فرقی میکنند، آدم یک آدرس طولانی اینترنتی را در وبلاگش به اشتراک بگذارد یا همین آدرس را به دوستش به وسیله یک ایمیل توصیه کند؟! اما از زمانی که توییتر سر کار آمده است، با توجه به محدودیت هر توییت که حداکثر میتواند ۱۴۰ کاراکتر باشد، استفاده از سرویسهای کوتاه کننده آدرسهای اینترنتی بسیار محبوب شده است. علاوه بر کاربردی که این سرویسها در توییتر و دیگر سایتهای ارسال کوتاهنوشت دارند، چیز جالب دیگر در مورد این سایتها این است که میشود، یک آدرس طولانی بیمعنی را به میل خود، معنیدار کرد. اما کاربرد دیگری که این سرویسها دارند، این است که به کمک آنها هر کاربر میتواند به اطلاعاتی در مورد تعداد کلیکها بر روی لینک برسد. بنابراین اگر میخواهید بدانید که از لینکی که در موردش توییت کردهاید، چند باز بازدید شده است، میتوانید از این سرویسها استفاده کنید. همچنین اگر حال و حوصله نصب یک کلیکشمار در وبلاگتان را ندارید یا مشکلات فنی در این مورد دارید، میتوانید خیلی ساده لینکهای مورد نظر را به کمک این سرویس کوتاه کنید و بعد آدرس کوتاهشده را در وبلاگتان بگذارید. به این صورت میتوانید به اطلاعات جالبی در مورد سلیقه خوانندگان خود برسید. یکی از سرویسهای خوب کوتاهکننده آدرس، سایت /bit.ly است. با رفتن به این سایت و ثبتنام در آن مینوانید آدرسهای مورد نظر خود را کوتاه کنید و بعد به صورت زنده رصد کنید که چند بار روی آن کلیک میشود. به این اسکرینشات دقت کنید:
همان طور که میبینید در قالب یک نمودار، اطلاعات مربوط به میزان کلیک را دریافت میکنید. همچنین میتوانید ببینید که از کدام صفحه بیشتر روی لینک کوتاهشده کلیک میشود. این سایت یک Bookmarklet هم دارد که با کشیدن آن به قسمت بوکمارک مرورگر میتوانید، کار کوتاه کردن آدرسها را ساده کنید. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
این بعد از ظهر بهاری وقتی خبر رفتن موریس ژار افسانهای را شنیدم دلم گرفت. مثل شنیدن خبر رفتن یکی از دوستان نزدیک یا آدمهای محبوب زندگی. یادت میآید چقدر با هم دربارهاش صحبت میکردیم و ستایشش میکردیم؟ یاد آن شبهایی افتادم که تا نزدیکی صبح به موسیقی فیلمهایش گوش میکردیم و با هم گپ میزدیم. چند سال از آن شبها میگذرد؟ یاد آن شبها کردم و آن نوارهای قرمز سونی. یاد اولین بار که با ذوق و شوق نسخه بیکیفیت و بیرنگ دکتر ژیواگو را پیدا کردیم و چند بار پشت سرهم دیدیم. موریس ژار، هنرمند بیمانندی بود٬ یکی از آنها که بیشتر به خدایان شباهت دارند تا به بشر و جز سجده و ستایش از تو کاری برنمیآید و آثاری که هر کدامشان را به جز شاهکار نمیشود نام دیگری گذاشت.
موسیقی عربی و راز و رمز صحرا را در «لورنس عربستان»، فیلم بیبدیل دیوید لین کبیر به موسیقی فیلم تبدیل کرد. آن صحنه را یادت میآید وقتی پیتر اتول با آن چشمهای آبی درشت خیره شد به آن کبریت روشن و صحنه دیزالو شد به طلوع خورشید در افق بیانتهای صحرا و ارکستر شروع کرد به نواختن قطعه «این است صحرا» یا آن صحنه که لورنس با لباس عربی و شتر کنار دریای سرخ با غرور قدم میزند و به غروب نگاه میکند. یادت میآید وقتی عشق یوری و لارا را با آن ملودی زیبا «دکتر ژیواگو» جاودانه کرد. تهیه کننده گفته بود موریس متخصص موسیقی صحرا است ولی ثابت کرد همانطور که هرم گرما را به زبان نتها بیان میکند بلد است سرما و یخبندان دشتهای منجمد روسیه را هم منتقل کند.
آن صحنه آخرین دیدارشان در آن ساختمان برف گرفته یادت میآید. وقتی آخرین نگاه یوری از آن پنجره یخ زده به مسیر سورتمه لارا در دشتهای سفید با نوای بالالایکایی که تم لارا را مینواخت همراه کرد. «محمد رسول الله» را یادت میآید؟ آن شبی که در مسجد محل رفتیم و تماشایش کردیم. با آن موسیقی که انگار از آسمان میآمد. خود موریس ژار گفت من اذان را به ارکستر درآوردم. یادت میآید صدا و سیما هر وقت در روزهای جشن و عزا موسیقی مذهبی کم میآورد موسیقی متن محمد رسول الله را میگذاشت؟ یادت میآید تلویزیون سالی چند بار فیلمش را نشان میداد؟ صحنه به صحنه و موسیقی مربوط به آن را حفظ کرده بودیم. وقتی سپاه اسلام در جنگ احد شکست خورد و ابوسفیان با آن صدای بم و مردانه نصرالله متقالچی حرف میزد. یادت هست که تا مدتها این موسیقی و آن جملات ورد زبانمان بود؟ وقتی عمر مختار روی آن پل، دمار از روزگار ایتالیاییهای اشغالگر و افراد ارتش ژنرال گراتزیانی درآورد و موسیقی جشن پیروزی را کامل کرد، یادت هست چقدر ذوق کردیم؟ قیافه آنتونی کوئین با آن لباس عربی و ریش یادت میآید که چقدر بهش میآمد؟
این اواخر دیگر پیر شده بود در فیلم «روح» آن ترانه قدیمی را برای موسیقی فیلم استفاده کرد. و نامش را در فیلم «انجمن شاعران مرده» دیدم. دیگر بیشتر او را با نام پسرش ژان میشل ژار و موسیقی الکترونیک او میشناختند. و امروز هم خبر رسید که... آخر یکی از کنسرتهایش بغض میکند و میگوید: دیوید خوشحال خواهد شد. مطمئنم الان آن بالاها یک جایی نشسته و با دیوید لین و مصطفی عقاد خوش و بش میکند... خداحافظ استاد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
ارنست همینگوی در ۲۱ ژوئیه ۱۸۹۸ در اوک پارک (Oak Park) ایالت ایلینویز متولد شد. پدرش کلارنس یک پزشک و مادرش گریس معلم پیانو و آواز بود.ارنست تابستانها را به همراه خانواده اش در شمال میشیگان به سر میبرد و در همان جا بود که او متوجه علاقه شدید خود به ماهیگیری شد.
در بازگشتش به ایالت متحده مردم شهر و محلهاش در اوک پارک از او مثل یک قهرمان استقبال کردند. ارنست کار خبرنگاری را از سر گرفت و در سال ۱۹۲۱ با هدلی ریچاردسن اهل سن لوییز آشنا و عاشق او شد. آنها با هم ازدواج کردند و بنا بر توصیه شروود اندرسن برای شروع زندگی، پاریس را انتخاب کردند.در آنجا ارنست برای تورنتو استار (Toronto Star) مشغول به کار شد. آنها همچنان برای گذران زندگی از سهم ارث پدری هدلی استفاده میکردند و ارنست به کار داستاننویسی نیز میپرداخت.طی همین دوران یعنی بین سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۶ بود که او در مقام یک نویسنده به شهرت رسید. سبک ویژه او در نوشتن او را نویسندهای بیهمتا و بسیار تأثیرگذار کرده بود. در سال ۱۹۲۵ نخستین رشته داستانهای کوتاهش، در زمانهٔ ما، منتشر شد که به خوبی گویای سبک خاص او بود. خاطراتش از آن دوران که پس از مرگ او در سال ۱۹۶۴ با عنوان عید متغیر انتشار یافت، برداشتی شخصی و بینظیر از نویسندگان، هنرمندان، فرهنگ و شیوه زندگی در پاریس دههٔ ۱۹۲۰ میباشد. ارنست و هدلی در اکتبر ۱۹۲۳ صاحب یک فرزند پسر شدند و نام او را جان گذاشتند (با نام مستعار بامبی). این خانواده جوان به مکانهای زیادی از اروپا بویژه اروپای مرکزی سفر میکردند و در زمستانها به اسکی میپرداختند.در تابستانها آنها برای شرکت در جشنواره سن فرمین در پامپلونا به اسپانیا سفر میکردند که اولین سفرشان در تابستان ۱۹۲۳ بود.در سال ۱۹۲۶ اولین رمان او بر پایه تجربههای بدست آمدهاش از اسپانیا با نام خورشید هم طلوع میکند به چاپ رسید. در سال ۱۹۲۶ ارنست همینگوی با پائولین فیفر ثروتمند دیدار کرد و این آشنایی ازدواج اول او را به جدایی کشاند. ارنست و پائولین در سال ۱۹۲۷ با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب دو پسر شدند. پاتریک درسال ۱۹۲۸ و گرگوری درسال ۱۹۳۱ به دنیا آمد. او در همان دوران زندگیاش با پائولین خانهای در کی وست فلوریدا خرید. در اواخر دههٔ ۱۹۳۰ همینگوی عاشق زنی روزنامهنگار و نویسنده به نام مارتا گلهورن شد و در سال ۱۹۴۰ با او ازدواج کرد. ارنست، فینچا ویجیا (Finca Vigia) را در کوبا خرید. در سال ۱۹۴۴ با مری ولش ملاقات کرد و این بار دلباخته او شد، از مارتا در سال ۱۹۴۵ جدا شد و در ۱۹۴۶۱ با مری ازدواج کرد. خودکشی او در ژوئیه سال 1963 میلادی حین پاک کردن تفنگ شکاری اش کشته شد یا به قولی خودکشی کرد. آثار ارنست همینگوی سه داستان و ده شعر ۱۹۲۳ / Three Stories and Ten Poems |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
دیمیتری میتروپولوس رهبر ارکستر و نوازنده ی پیانو یونانی در اول مارس سال ۱۸۹۶ در آتن متولد شد. در سال ۱۹۱۹ از کنسرواتوار آتن فارغ التحصیل و تا سال ۱۹۲۵ در اپرای دولتی برلین رپتیتور بود و در سال ۱۹۳۲ رهبر ارکستر سمفونیک پاریس شد. در سال ۱۹۳۶ به عنوان رهبر افتخاری ارکستر سمفونیک بوستن آمریکا اجرا کرد. از سال ۱۹۳۸ به بعد رهبر ارکستر سمفونیک مینیاپولیس و رهبر افتخاری ارکستر N.B.C بوده است. او مشاغلی نظیر رئیس کنسرواتور موسیقی آتن و رهبر ارکستر سمفونیک آتن را نیز داشته است. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
چارلز مونش در ۲۶ سپتامبر ۱۸۹۱ در استراسبورگ متولد شد. ابتدا به آموختن ویولون پرداخت و سپس برای تکمیل آن به برلین رفت. در سال ۱۹۱۹ به استادی کنسرواتوار شهر استراسبورگ برگزیده شد. در بین سالهای ۱۹۳۳ - ۱۹۲۹ ویولونیست اول ارکستر بزرگ لایپزیک بود. سپس به پاریس رفت و تا سال ۱۹۳۸ رهبر ارکستر فیلارمونیک و سپس رهبر ارکستر کنسرواتوار پاریس شد. در سال ۱۹۴۸ به آمریکا مسافرت نمود و بین سالهای ۱۹۶۲ - ۱۹۴۹ رهبری ارکستر سمفونیک بوستون را به عهده داشت. چارلز مونش در اجرای آثار موسیقی سبک خاصی داشت. منبع :gajamoo |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
واسیلی اسمیسلوف (به روسی: Васи́лий Васильевич Смысло́в) (زاده ۲۴ مارس ۱۹۲۱ در مسکو، شوروی) استاد بزرگ شطرنج اهل روسیه و قهرمان شطرنج جهان از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۵۸ بود.
دو دلاور شطرنج فیشر و اسمیسلوف در چهار سالگی شطرنج را از پدرش آموخت. اسمیسلوف دارای قدرت تاکتیکی ، معلومات شروع بازی و تکنیک آخر بازی بالا بود . او سه بار در مسابقه فینال قهرمانی شطرنج جهان با میخائیل بتوینیک رقابت کرد. نخستین بار در ۱۹۵۳ که با تساوی ۱۲-۱۲ (۷ برد برای هر کدام و ۱۰ مساوی) خاتمه یافت قهرمانی در اختیار بتوینیک باقی ماند. بار دوم در ۱۹۵۷ که با پیروزی ۱۲٫۵-۹٫۵ او به پایان رسید و بار دیگر در ۱۹۵۸ که بتوینیک ۱۲٫۵-۱۰٫۵ پیروز شد.
اسمیسلوف در هنگام دیدار با تال اسمیسلوف هشت بار دیگر نیز در مسابقات انتخابی قهرمانی شطرنج جهان ظاهر شده است که آخرین آن در سن ۶۵ سالگی در سال ۱۹۸۵ بود. او با بهدست اوردن ۱۷ مدال (۹ مدال طلای تیمی و ۸ مدال انفرادی) از ۱۹۵۲ تا ۱۹۷۲ در المپیاد شطرنج از این حیث رکورددار است. او همچنین دو بار (۱۹۴۹ و ۱۹۵۵) قهرمان شطرنج شوروی شده است. اسمیسلوف در دو مسابقه شوروی-بقیه جهان ۱۹۷۰ بلگراد و ۱۹۸۴ لندن که هر دو با برد شوروی به پایان رسید یکی از اعضای تیم شوروی بود.
اسمیسلوف هنوز زنده است و در حالی که بیش از ۸۰ سال سن دارد ، در برابر حریفان قوی مبارزه می کند ، به تماشای مسابقات می آید و بازیها را برای تماشاچیان تفسیر می کند . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
![]() خود نگاره ون گوگ
ونسان ون گوگ» Vincent Van Gogh نقاش بزرگ هلندی، در روز ۳۰ مارس ۱۸۵۳ در «گروت زوندرت» (۲) هلند متولد شد و در ۲۹ جولای سال ۱۸۹۰ در یک مزرعه در «Aurers Sur Oise» فرانسه با گلوله خودکشی کرد. پدرش کشیشی بود که در دین تعصب زیادی به خرج می داد. دوران کودکی ونسان، در محیط خانواده و در نهایت دوستی و صفا سپری شد. نخست در شرکت «گوپیل» (۲) که کارش خرید و فروش آثار هنری بود، استخدام شد و چهار سال به این کار مشغول بود. سپس به لندن رفت و به تدریس فرانسه پرداخت. پس از آن به هلند بازگشت و نزد کتاب فروشی به کار مشغول شد. بعد به علت شور مذهبی که در او پیدا شد برای نجات و هدایت کارگران معادن بلژیک عازم آن دیار شد. ونسان در آنجا وارد یک آموزشگاه گردید و پس از گذراندن دوره ی آن، برای تبلیغ به شهر «واسم» رفت. ون گوگ در کلبه ای بیشتر اوقات خود را به پرستاری بیماران و تلاوت انجیل می گذراند، اما ساده دلی و رأفت و صراحت و بی دست و پایی او، خار راهش شد و از کار رانده شد. در کار عشق، نیز ون گوگ توفیقی نیافت و هر بار که به کسی دل بست، کار به بی مهری و جدایی انجامید.
پرتره دکتر گاشه اثر ونگوگ در آخرین سال زندگی
۱۸۸۵ امروز رفتم که تصویر باغچه ای را در نور خورشید تمام کنم. آن را تمام کردم و برگرداندم و پرده ی دیگری بردم، آن را هم تمام کردم... من رابطه ای میان رنگ های خود و موزیک «واگنر» حس می کنم... این رنگ ها نشئه عجیبی در من ایجاد می کنند... اصلا خستگی نمی فهمم و ...» اطاق خود را هم به گلهای آفتاب گردان با رنگ های زرد خیره کننده منقش کرده بود. روزها را به نقاشی و شب ها را به باده گساری می گذراند. گاه فکر این که سال ها طفیلی برادر خود بوده است، او را شرمنده می کرد؛ اما ضرورت نقاشی را مانند هوا برای خود حس می کرد و نمی توانست از آن دست بردارد. در سال ۱۸۸۷، یعنی دو سال پیش از مرگش، از «گوگن» در خواست کرد بیاید و با او هم منزل شود تا با یکدیگر نقاشی کنند. «گوگن» آمد و در کارگاه «ون گوگ» شریک شد. خرید با «ون گوگ»، و پخت و پز با «گوگن»، و فرستادن پول با «تئو» بود.
شاهکار ونگوگ سیب زمینی خورها ۱۸۸۵
شب پر ستاره منظره ای از اتاق ونگوگ در بیمارستان روانی ۱۸۷۹ او روزها غالباً ساکت بود و در ضمن نامه ای به برادرش چنین نوشت: «آنچه از من مانده، جسدی نیمه ویران و ذهنی آشفته است که برای تو پانزده هزار فرانک تمام شده ...» از طرفی وحشت جنون آسوده اش نمی گذاشت. نامه های او در این ایام، همه اشاره به این معنی است : «جامعه، همه نقاشان جدید را دیوانه می داند، و چون چنین است عجیب نیست که نقاشان هم دیوانه بشوند!» و در نامه ی دیگری نوشت : «من هر چه دیوانه تر باشم به همان نسبت هنرمند ترم!!» و باز« اطبا به ما می گویند که نه
طبیعت بی جان آگوست ۱۸۸۸
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
شهریار به اتفاق همسرش نام کامل:شهریار <<کینگ>> کمالی لقب:ترمیناتور تاریخ تولد:29مارس1972 اصالت: ایرانی رنگ چشم: قهوه ای رنگ مو: مشکی دبیرستان:جورج سی مارشال دانشگاه:جرج میسون وضعیت تاهل:متاهل غذای مورد علاقه:همه غذاهای ایرانی.همه دوستانم به خانه پدر و مادرم می آیند تا از غذاهای خوشمزه ایرانی بخورند.فکر کنم حرف مرا ایرانی ها خیلی خوب می فهمند. بهترین عضلات بدن:سرشانه ها من می توانم روی عضلات ساق خود تمرین کنم و در عین حال شانه هایم رشد کنند! خاطره انگیز ترین تجربه در بدنسازی:پاگذاشتن روی صحنه مسترالمپیای 20001 و شنیدن تشویق تماشاگران و کسب جایزه بهترین برنامه فیگور .من در طول مدّت 5 دقیقه توانستم روی صحنه همه آنهایی که از من متنفربودن را به هوادار تبدیل کنم. بهترین تجربه حرفه ای: قهرمانی در مسابقات NPC سال99 که منجر به دریافت کارت حرفه ای ام شد؛وقتی لباس پوشیدم و به میان جمعیت رفتم مادرم به طرفم آمد و در حالی که اشک از چشمانش جاری بود.در آغوشم گرفت و به من گفت:حالا متوجه شدم که دلیل این همه تلاش و تمرین چه بود.تو یک ستاره هستی. بدترین دوره حرفه ای:اولین و دومین حضورم در مسابقه NPC که سال های 1996و1997 بود. در آن زمان خیلی سخت تمرین کرده بودم و رژیم سختی هم داشتم و علی رغم همه تلاشم به نتیجه نرسیدم.برای آن مسابقات آنقدر استرس داشتم که ریزش مو گرفته بودم. ماشین های خطی:هامرH2 مدل 2004 و مرسدس E350 مدل 2006. ماشین های بعدی:لامبورگینی.در حال خریدنش هستم. پدر و مادر:مادرم مرا لوس می کند و پدرم مرا سربراه نگه می دارد. چه کسی را بیشتر از همه تحسین می کنی:پدرم را چرا که او نه تنها با هوش و زیرک است بلکه در عین حال جدی و صادق هم هست.او به من آموخته که هیچ چیزی غیر ممکن نیست.او همچنین یکی از صمیمی ترین دوستانم است؛من عاشق او هستم. موسیقی مورد علاقه: حین تمرین؛متال و هیپ هاپ را دوست دارم و زمانی هم که ریلکس هستم جاز آرام را می پسندم.
فلسفه و سرلوحه زندگی:برای غیر ممکن تلاش کن تا بهترین ؛ممکن شود. بیشترین غذایی که در یک وعده خورده ای:درست بعد از مسابقات NPC دانشگاه ها در سال 94 بود که دو عدد پیتزای بزرگ خوردم ویک کیک کامل به اضافه 4لیتر آب. بعد از آن به مدت یک هفته مریض بودم؛اما ارزش آن را داشت! هنر پیشه مورد علاقه:مورگان فریمن آنچه در بدنسازی خیلی دوستش داری: تبدیل شدن به یک ورزشکار حرفه ای. آنچه در بدنسازی از آن تنفور داری:آنهایی که در اینترنت منفور هستند. بیشترین دانش در زمینه بدنسازی را از چه کسی یاد گرفته ای:چه نیکولز به واقع کمک او بود که من موفق به دریافت کارت حرفه ای خود شدم واین را هرگز فراموش نمی کنم. دیوانه ترین شخصی که می شناسی:دوستم که در ویرجینیا زندگی می کند و نامش رابرت استروپ است.یک بار او را دیدم که از طبقه ششم ساختمان هتل داخل استخر پرید.این کار را سر شرط بندی انجام داد و حتی لحظه ای هم برای انجامش تردید به دلش راه نداد.او دیوانه است؛یک دیوانه واقعی! ویژه ترین لحظه زندگی:اولین باری که همسرم را دیدم.طی 5 ثانیه متوجه شدم که او شریک زندگی من است. قهرمان مورد علاقه:والتر پیتون و مایکل جوردن بزرگترین بدنساز همه دوران:لی هنی.او همیشه بهترین بود؛هست و خواهد بود.
فیگوری از کینگ کمالی ترسناک ترین لحظه زندگی:در دوره دبیرستان که از یک مهمانی داشتم به سمت خانه باز میگشتم که در بین راه خانومی را دیم که به من گفت:تو را کاملا می شناسم. او گفت که منتظر نامزدش است تا دنبالش بیاید و از من خواست تا کنارش بمانم تا زمانی که نامزدش به آنجا برسد چرا که آنجا خیلی تاریک بود و او هم تنها مانده بود و کمی می ترسید. وقتی که همسر کند ذهن آن زن رسید سعی كرد مثل یک آدم عوضی رفتار کند.وقتی متوجه شد که من نترسیدم روی من اسلحه کشید وآن را روی سرم قرار داد اما در نهایت کوتاه آمد و این ترسناک ترین لحظه در زندگی من بود! گپی با کینگ قبل از هر چیز اجازه دهید تا خودم را معرفی نمایم. من کینگ کمالی قهرمان مسابقه ملی دسته سنگین وزن NPC سال 1999 هستم . سی دو سال دارم. با قدی در حدود 177 سانتی متر . در رقابت ها با وزنی در حدود 111 کیلو شرکت می کنم . موهایم سیاه براق و چشم ها یم به رنگ قهوه ای است. در شهر تهران پایتخت ایران به دنیا آمده ام . دارای مدرک لیسانس فیزیولوژی ورزشی از دانشگاه جورج میسون هستم و با رتبه عالی فارغ التحصیل شده ام. من به عنوان یک پرورش اندام کار حرفه ای در اکثر رقابت ها ی ملی و ناحیه ای ومنطقه ای به عنوان نمایش دهنده عضلات و میهمان مخصوص شرکت داشته ام تخصص من در زمینه (kinesiology ) و رژیم غذایی ورزشی است. من واقعا به ورزش پرورش اندام عشق می ورزم و سال ها زیادی را صرف تمرین و مطالعه این ورزش کرده ام تا بتوانم کارشناس این رشته بشوم. حتی با فراز و نشیب ها یی که در این ورزش آهنین وجود دارد فهمیده ام که شور و اشتیاق من به این ورزش بی همتا و عالی و دائما رو به افزایش است. گرچه من در IFBB یک حرفه ای تازه کار محسوب می شوم ولی طرفداران زیادی دارم وسعی می کنم تما م تلاشم را در زمینه پرورش اندام انجام دهم. این برای من تنها یک آغاز است . من نقشه های بزرگی برای IFBB دارم.نام کامل: شهریار کمالیٍ رنگ مو : مشکی رنگ چشم : قهوه ای رزوی آینده: آقای المپیا نتا یج رقابت ها :مستر المپیا 2002 - نفر هفدهم رقا بت ها ی ملی دسته سنگین وزن C . P .N سا ل 1999 – نفر ا ول |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ورساچی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
آرایش ناخن |
| نویسندگان |
|
ادمیرال ورساچی |
|
RSS
|