آرایشی و بهداشتی و نکات زیبایی و سلامتی
بقاي نسل موجودات زنده ، به يک عامل حياتي و مهم به نام توليد مثل بستگي دارد . اگر موجودي قادر به توليد مثل نباشد ، نسل آن موجود رو به انقراض و نابودي خواهد رفت . توليد مثل شاخص مهمي در تعيين بازدهي توليدات دامي است . گاو در بهترين شرايط يک گوساله در سال توليد مي کند. بنابراين توليد مثل گاو بازدهي پايين تري از ساير گونه هاي دامي مثل خوک و گوسفند دارد . اين نکته بدين معناست که گاوداري، از درجه پيشرفت ژنتيکي آهسته تري برخورداراست. توليد شير فقط زماني براي دام مقـدور است که بتواند دوباره زايمان کند و همچنين توليد گوساله از نظر جايگزيني در گله و هم از نظر توليد گوشت اهميت دارد. بدين ترتيب روند توليد مثل از اهميت فوق العاده اي برخوردار مي گردد.
بازدهي توليد مثل را مي توان به عـنوان ميزان توانايي گاو در آبستن شدن و توليد گوساله ي زنده و سالم مطرح نمود. از نظر بيولوژيک ، نرخ زايمان مناسبترين مقـياس براي سنجش باروري است. نرخ زايمان عبارت است از تعداد گوساله هاي به دنيا آمده از هر 100 تلقيح است. اقتصاد باروري از طريق اندازه گيري (فاصله دو زايمان) و در واقع فاصله ي بين دو زايمان موفق محاسبه مي شود. در انگلستان فاصله ي بين دو زايمان در گاو شيري 365 روز در سال تعيين شده است ؛ به عنوان مثال طولاني تر شدن اين روند در گاوهاي پر توليد قابل قبول است ، ولي در گاوهاي با توليد متوسط با افزايش اين روند روزانه خسارات اقتصادي را بر دامدار تحميل مي کند . اين ضرر مالي ناشي از دخالت عواملي چون نقصان توليد شير ، هزينه جايگزيني گاوهاي حذفي ، کاهش فـروش گوساله به ازاي هر گاو و افـزايش استهلاک گله است. اهـميت توليد مثل در گاوهاي گوشتي نيز به هـمين نسبت است . گاوهايي که توان توليد مثلي بالايي دارند از سوددهي بيشتري برخوردار هستند.
براي کوتاه و فـشرده کردن فصل زايش، وجود مديريت بسيار دقيق و تغذيه ي مناسب گاوها ضروري است. براي دست يابي به فاصله زايمان ايده آل ( 365 روز) نبايد فاصله زايمان تا آبستني مجدد طولاني تر از 80-85 روز باشد. تشخيص گاو فحل از اهميت بالايي در گله برخودار است و در رابطه با اين موضوع تاکنون تکنولوژي هاي فراواني توسط دانش پژوهان علم دامپزشکي و دامپروري بيان شده است تا در تشخيص فحلي و کوتاه شدن فواصل زايمان کمک شود.
حال که از اهميت اقتصادي توليد مثل آشنايي يافتيد ؛ در بخش هاي گوناگون از اين مقاله در ابتدا تلاشي شده است به شرايط فيزيولوژيکي دستگاه توليد مثل دام نر وماده ، رفتارهاي فحلي ، تلقيح ، آبستني و... توجه بيشتري مبذول گردد. و انشا... بتواند براي علاقه مندان مثمر ثمر واقع شود.
..
آشنايي با دستگاه تناسلي دام ماده
نقش و اهميت حيوانات ماده در توليد مثل ، بيشتر از حيوانات نر است . زيرا علاوه بر تعيين بخشي از خواص ژنتيکي نوزاد ، تغذيه جنين و نوزاد را بر عهده دارد . به همين دليل در اين مقاله بيشتر به دام ماده پردازش مي شود . دستگاه توليد مثل در حيوانات ماده مختلف از قـسمت هاي متشابه تشکيل شده است و اختلاف آن در شکل و اندازه ي اين قسمت ها مي باشد. مهمترين اين اختلافات در شاخ هاي رحم ديده مي شود.
دستگاه توليد مثل دام ماده از: تخمدان ها ، مجراي تخم بر يا اويدوکت ، رحم ، مهبل و فرج تشکيل شده است.
..
1- تخمدان ها( ovaries )
عضو اصلي دستگاه توليد مثلي دام ماده مي باشد . رنگ آن ها خاکستري است و وزن آن ها در حيوانات گوناگون متفاوت است. در گاو ماده در حدود 20 گرم نيز مي رسد. اندازه تخمدان در سنين مختلف متفاوت است . سطح آن صاف است و در وسط داراي شار عميقي است که به آن ناف تخمدان گفته مي شود. ساختمان تخمدان از دو لايه مرکزي و قشري تشکيل شده است . تخمدان سمت راست در گاو بزرگتر و فعال تر است .
لايه مرکزي : داراي رگ هاي خوني فراواني است که از ناف تخمدان وارد آن مي شود و آن را بافت اسفنجي تخمدان مي گويند.
لايه قشري يا تخم زا : اين لايه فعال تر از لايه مرکزي است و تقاوت اين دو به دليل وجود برجستگي ها روي تخمدان است که به آن فوليکول مي گويند. فوليکول ها حاوي تخمک يا سلول جنسي ماده مي باشند.
وظايف تخمدان ها: مهمترين وظيفه تخمدان توليد سلول جنسي ماده يا تخمک و توليد هورمون جنسي ماده که سبب heat در حيوان مي شود. فوليکول ها در سطح تخمدان قابل رويت هستند رشد آن ها در دوران بلوغ صورت مي گيرد. فوليکول ها در دوران فحلي تحت تأثير هورمون هاي مترشحه ي هيپوفيز جلويي که گنادوتروپين نام دارد کاملا" تکامل مي يابند و به عبارت ديگر رسيده شده ، به سمت سطح تخمدان ، حرکت مي کنند. پس از رسيده شدن کامل فوليکول که به آن فوليکول گراف گفته مي شود. در اين زمان پاره شده ، در نتيجه تخمک يا سلول جنسي ماده ، آزاد مي گردد. به رسيده شدن فوليکول، فوليکوژنز و تکامل سلول جنسي اووژنز مي گويند.
ترکين فوليکول و خارج شدن تخمک از داخل آن را تخمک افشاني يا اووليشن مي نامند. پس از پاره شدن فوليکول و خارج شدن تخمک از داخل آن در اثر خون ريزي در روي سطح تخمدان، لخته خوني به نام جسم قرمز(Hemorrhagicum corpus (به وجود مي آيد . سپس با گذشت زمان ، سلول هاي اطراف جسم قرمز افزايش يافته و رنگ زرد مشخصي را به خود مي گيرد که به آن جسم زرد (Corpus luteum (گفته مي شود.
اگر آبستني اتفاق نيفتد ، جسم زرد تحليل رفته و جاي آن را بافت سفـيد همبندي پر مي شود که جسم سفيد (Corpus albica) ناميده مي شود. از بين رفتن جسم زرد باعـث مي شود که تخمدان ، به يک فوليکول اوليه ديگر امکان رشد و رسيده شدن را بدهد.
اگر لقاح و آبستني صورت گرفت جسم زرد پايدار مانده و با ترشح هورمون پروژسترون ، جلوي رشد ديگر فوليکول ها را مي گيرد و بنابراين باعـث دوام آبستني مي شود . از بين رفتن جسم زرد در حين آبستني در تمام حيوانات باعـث سقط جنين مي شود.
..
2- مجراي تخم بر ( لوله هاي رحمي Oviduct )
لوله ي اويدوکت مجراي انتقال تخمک يا تخم بارور به رحم است . اين مجرا با پيچ و خم فراوان از ميان ليگمان هاي رحمي به Mesosalpinx عبور کرده و به رحم مي رسد. طول آن در گاو 20 الي 30 سانتي متر است . اويدوکت از 3 قسمت تشکيل شده است . که از سمت تخمدان اولين قسمت شيپور فالوپ قرار دارد . اين قسمت مسئول دريافت تخمک است . قسمت بعدي آمپول نام دارد؛ که بهترين محل براي لقاح اسپرم با تخمک مي باشد. قسمت پاياني ايستموس است که در نهايت لوله اويدوکت را به شاخ هاي رحم وصل کرده است .
شاخ هاي رحم ( Uterine Horn )
اين شاخ ها ، به شکل دو کيسه هستند که از يک لايه ي ماهيچه اي بيروني و لايه ي مخاطي داخلي تشکيل شده است. در لايه داخلي برجستگي هاي تکمه مانندي به شکل مقعر قرار دارد که کارانکول ( ( Carancule ناميده مي شود. کارانکول ها به شکل نر و ماده به کتيلدون ها (فرورفتگي روي پرده جنيني) اتصال مي يابند تا پرده جنيني را محکم به ديواره ي شاخ رحم متصل کنند.

بدنه رحم (The body of the uterus)
بدنه رحم کوتاه بوده و به شکل کوچکي توسعه يافته است . در صورتي که شاخ هاي رحم به نسبت طولاني تر از آن است . بعد از لقاح و آبستني ، رويان از Oviduct وارد شاخ هاي رحم مي شود. در اين محل جنين رشد و توسعه مي يابد و جفت (placenta ) به وجود مي آيد. همراه با بزرگ شدن جنين به رحم منتقـل مي شود. رحم عضوي عضلاني است و اندازه ي آن در دوران آبستني افزايش مي يابد. ديواره آن در حدود 10- 3 ميلي متر است لايه هاي آن از داخل به بيرون عـبارت اند از: آندومتر ، ميو متر و لايه ي سروزي . کارانکول ها از مشخصه هاي رحم در نشخوارکنندگان است و در حقيقت محل اتصال جفت مي باشد.

گردن رحم، واژن و فرج ( ( Cervix,Vagina and Vulva
سرويکس يا گردن رحم سدي است بين رحم و واژن که به اندازه ها ي مختلف ، از 3- 2 سانتي متر در تليسه تا تقريبا" 10 سانتي متر در گاو بالغ ديده مي شود که داراي ديواره فيبروزي ضخيمي است . به صورت پيچ خورده است و فقط در موقع زايمان و فحلي باز است. بنابراين اين مجرا رحم را مسدود مي کند.
واژن به سمت خلف از گردن رحم تا خروجي دستگاه تناسلي ادامه مي يابد و طول آن بسته به آبستني يا عدم آبستني تتغيير مي کند. در کف واژن مجراي خروج ادرار قرار دارد و در سمت عقب آن ته کيسه قرار دارد. ديواره آن محکم و قابل انعطاف است و لايه پوششي يا اپيتليوم آن با سيکل تخمداني تغيير مي کند. سلول هاي نزديک گردن رحم ميکوس ترشح مي کنند و در مرحله فحلي فعال است. در آخرين قسمت ، از دستگاه تناسلي دام ماده فرج قرار دارد .


آشنايي با دستگاه تناسلي دام نر
دستگاه توليد مثل حيوان نر شامل اندام هاي اوليه، ثانويه و ضمينه است. بيضه ها اعضاي اوليه جنسي دام نر هستند که در کيسه بيضه (Srotum) جاي دارند. اعضاي ثانويه ي جنسي نر مجاري هستند که اسپرم را از بيضه ها به خارج بدن منتقل مي کند. و از مجاري آوران ( Efferent Ducts ) که داخل بيضه ها قرار دارد، اپيديديم ، کانال دفران ، آلت تناسلي و مجاري ادراري تشکيل شده است. غده ي پروستات ، غدد وزيکول سمينال و غدد کوپر اندام هاي ضمينه را تشکيل مي دهند.
اسپرماتوزوآ در دمايي پايين تر از دماي بدن توليد مي شود. بر همين اساس بيضه ها در بيرون از بدن درون کيسه قرار دارند. کيسه ي بيضه از داخل با بافت عضلاني دارتوس پوشيده شده است که مي تواند در هواي سرد کيسه بيضه را به داخل بدن نزديک کند و در هواي گرم عکس اين عمل را انجام دهد. اندازه آن در حيوانات مختلف متفاوت است. هر بيضه توسط يک بند به بدن متصل است. سرخرگ اسپرماتيک داخلي و سياهرگ اسپرماتيک در قسمت قدامي و کانال وابران در قسمت خلفي بند بيضه قرار دارد.
هر بيضه توسط دو لايه به نام فيبروزي به نام تونيکا واژيناليس که ادامه پرده صفاق است پوشيده شده است.
..
ساختمان داخلي بيضه
بخش دروني بيضه به وسيله غشاهاي فيبري يا ديوارهايي به نام سپتوم(Septum) به بخش هايي تقسيم شده است که لوبول خوانده مي شود.هر لوبول 4 لوله اسپرم ساز را احاطه مي کند. داخل هر لوبول توسط بافت شبکه اي که حاوي رگ هاي خوني ، اعصاب و سلول هاي ليديگ مي باشد. اين لوله ها داراي پيچ خوردگي هاي فراواني هستند لايه داخلي اين لوله ها توسط دو نوع سلول پوشيده شده اند: سلول هاي اسپرماتوگوني که اسپرماتوزوئيد توليد مي کند و سلول هاي سرتولي که سلول هاي اسپرماتوگوني را تغذيه مي کنند.
اعضاي ثانويه جنسي در حيوان نر
لوله هاي آوران توسط مجراي باريکي به نام آوران با اپيددييم مرتبط مي شوند. عبور اسپرماتوزآ با عبور از درون اپيددييم با بلوغ همراه است. اين بلوغ شامل تکامل و تمايز و پيدا کردن قدرت تحرک است. مجراي وابران اسپرماتوزوآ را از اپيددييم خارج مي کند و به مجراي ادراري مي برد.
اندام هاي ضمينه دستگاه تناسلي دام نر
غده پروستات غده کوچکي است که در بالاي گردن مثانه و نزديک به ابتداي مجراي ادراري قرار دارد. دو غده وزيکول سمينال به لوبولهاي کوچک تري تقسيم مي شوند که در دو طرف گردن مثانه نزديک غده پرستات قرار دارند. غدد کوپر در دو طرف مجراي ادراي قرار دارند و با ترشح مايع قليايي باعث خنثي کردن اسيديته مني در هنگام انزال مني مي شود در حقيقت با اين کار باعث زنده ماندن اسپرماتوزآ مي شود. غدد ضمينه تناسلي بخشي از ترکيبات مايع اسپرم را نيز ترشح مي کنند.
..
سيکل فحلي ( Estrous Cycle )
در کالبد گشايي دستگاه تناسلي حيوان ماده آشنا شديم که ساختمان تخمدان حالت پايدار و ثابتي ندارد و پيوسته در خلال چرخه هاي رشد فوليکول، تخمک گذاري، تحليل فوليکول و رشد وتحليل جسم زرد تغييراتي در سطح ظاهري آن به وجود مي آورد.
سيکل توليد مثل در گاو شامل يک سلسله اتفاقات معيني است که پس از سن بلوغ رخ مي دهد. اين سيکل در گاوها به طور ميانگين 21 روز طول مي کشد.(در برخي گاو در حدود 24- 17 روز ) و اين شامل آماده شدن سيستم توليد مثل يا فحلي و آزاد شدن تخمک از تخمدان است.
روز 1- 0
در اين مدت گاو فحل است و در وضعيت فحلي ايستا قرار دارد (standing heat). روز 0 به طور متوسط 18 ساعـت ( در برخي 24- 18 ساعت) طول مي کشد . در حدود 12 ساعت پس از حالت ايستايي فوليکول گراف رسيده تحت پديده آزاد شدن تخمک از تخمدان رها مي شود و مقدار زيادي هورمون LH را از غده هيپوفيز آزاد مي کند.
روز 1 و 2
سلول ها به هم ديگر متصل مي شوند و فوليکول تغيير مي يابد و ماده اي با سلول هاي زرد رنگ به نام کورپوس لوتئوم يا جسم زرد باقي مي ماند. اين تغير در سلول ها به دليل هورمون هاي فعال بخصوص LH روي مي دهد.
روز 2 و 5
کورپوس لوتئوم به سرعت رشد مي کند و در اين مرحله ممکن است ، تعداد بي شماري از فوليکول ها در روي تخمدان ملاحظه شود . ولي در روز 5 آن ها تحليل مي روند.
روز 5 الي 16
کورپوس لوتئوم به رشد و توسعه ادامه مي دهد و با حداکثر نيرو رشد مي کند و در حدود روز 10 فعاليت دارد. اين امر هنوز پوشيده است که هورمون پروژسترون چگونه مانع قطع هورمون LH از هيپوفيز مي شود. در طول اين دوره تخمدان ها به استثنا کورپوس لوتئوم نسبتا" غير فعال مي شوند. در اين مدت هيچ فوليکولي توانايي توليد رشد و يا تخمک گزاري را ندارد و بايد گفت سطح هورمون پروژسترون بالاست. (هورمون بقاي آبستني)
روز 16 الي 18
در اين روز کورپوس لتئوم به سرعت تحليل مي رود و در نهايت از بين مي رود. و شواهد نشان مي دهد که پروستاگلاندين افزايش مي يابد.
روز 18 الي 20
در اين دوره کورپوس لوتئوم تقريبا" بدون هيچ کارايي تحليل مي رود و چندين فوليکول شروع به رشد مي کنند. يکي از آن ها که توسط عمل سرژ برجسته تر مي گردد و سريع تر و فعال تر رشد مي کند. در نتيجه فوليکول گراف رشد مي کند و با ترشح مقدار زيادي از استروژن فوليکول هاي ديگر را نا کارآمد مي کند.
روز 21 يا 0
فوليکول گراف با افزايش ميزان استروژن آزاد مي شود و مطابق با آن ميزان پروژسترون کاهش مي يابد و باعث تحليل رفتن کورپوس لوتئوم مي شود. در اين موقع فحلي اتفاق مي افتد و سيکل فحلي به روز 0 باز مي گردد. سطح استروژن در خون بالا مي رود و ترشح LH تقريبا" در پايان فحلي قطع مي شود.
رويداد هاي تخمداني توسط عمل متقابل هورمون هاي مترشحه از هيپوتالاموس، هيپوفيز قدامي، تخمدان و رحم کنترل مي شوند.

تلقيح مصنوعي Atificial Insemination
استفاده از اين روش جهت باروري دام ها، در صورتي که فحلي در زمان مناسب تشخيص داده شود؛ براي پرورش دهندگان مزاياي فراواني دارد. در ادامه برخي از اين مزايا به صورت خلاصه وار شرح داده مي شود.
1) بهره ژنتيکي
اين امر مهمترين مزيت اين تلقيح مصنوعي است. با بهره گيري از اين روش دامدار مي تواند ژن هاي برتر را در ميان نژادهاي گاو يا گله گسترش و از بهره اقتصادي بالايي برخوردار شود.
2) کاهش هزينه
خريد يا پرورش گاو نر همواره پر هزينه و در کنار آن خطرات نامطلوب بودن و حذف آن پيش از بهره وري وجود دارد. علاوه بر اين دامدار نمي تواند پيش از تلقيح گروهي از گاوها و سپري شدن چندين ماه از ناباروري يا سخت باروري گاو نر آگاه شود و تا اين زمان الگوي زايش گله تا حد زيادي نا متعادل مي شود و زيان اقتصادي نيز نسيب دامدار مي شود.
3) کنترل بيماري
اگر گاو نري که جهت تلقيح استفاده مي شود آلوده به بيماري هاي مقاربتي باشد؛ اين امر نه تنها باعث ناباروري آن مي شود بلکه باعـث آلودگي گاوهاي ماده اي که با اين گاو نر جفت گيري کرده اند مي شود. حتي ممکن است از طريق تماس فيزيکي آلودگي در گله سرايت کند. استفاده از روش تلقيح مصنوعي در پيش گيري از چنين مشکلاتي بسيار مورد توجه است.
4) ايمني و سلامت
عده اي معتقد هستند که استفاده از اين روش يکي از دلايل ايجاد آن بوده است. پرورش گاو نر بزرگ کاري خطر ناک است و اين خوي تهاجمي در حيوان در نژادهاي گوناگون متفاوت است. به عنوان مثال نرها در نژاد ، هرفورد حالت تهاجمي تري نسبت به گاو نر هلشتين و فريزين دارد.
5) قابليت انعطاف
ممکن است دامدار مايل نباشد تمام گوساله ها را از گاوهاي نري بگيرد که يک مشخصه دارند و يا همگي از يک نژاد هستند. به عنوان مثال دامدار با استفاده از اين روش مي تواند بهترين گاو شيروار خود را با گاو نر خوب از نژاد شيري تلقيح کند يا گاو ماده اي که از نظر جثه کوچک است را با گاو نري که از لحاظ ژني گوساله کوچک تر توليد مي کند و باعث آسان زايي مي شود، تلقيح نمايد تا از مشکلات سخت زايي جلوگيري کند.
6) باروري بالا
7) نگه داري سوابق گله

توصيه هايي براي تلقيح مناسب در گاو
1) انتخاب اسپرم مناسب با جثه تليسه يا ماده گاو.
2) چنانچه از جفتگيري طبيعي براي تلقيح گاوها استفاده مي شود، گاو نر مورداستفاده نبايد از گوساله هاي نر متولد شده در همان گله انتخاب شود (هيچ گونه رابطه خويشاوندي با گله نداشته باشد) و نبايد بيش از دو سال در گله باقي بماند (نبايد با دختران خود جفتگيري کند). همچنين، بايد وزن و سن مناسب (2تا 5 سال)، ميل جنسي و قدرت باروري خوبي داشته باشد و به بيماري هاي مسري، لنگش و صفت نامطلوب ژنتيکي دچار نباشد.
3) به گاوداران پيشرو که به افزايش سريعتر ژنتيکي گله خود تمايل دارند، توصيه مي شود ماده گاو يا ماده گاوهاي برتر خود را انتخاب کنند و با استفاده از روش انتقال رويان آنها به عنوان منبع توليد رويانهاي برتر استفاده کنند.
4) به گاوداراني که ماده گاوهايي را با پتانسيل ژنتيکي بالا دارند و از اسپرمهاي گران قيمت براي تلقيح آنها استفاده مي کنند (و به طور کلي گاوداراني که به هر دليلي به توليد گوساله هاي نر در گله خود تمايل ندارند)، توصيه مي شود که براي اجتناب از تولد گوساله هاي نر و در نتيجه هدر رفتن هزينه‎ها، از اسپرم تعيين جنسيت شده استفاده کنند.
5) تغيير منبع مکمل چربي جيره از امگا-6 به امگا-3؛ به عبارتي مکملهاي به دست آمده از منابعي مانند روغن سويا، روغن آفتابگردان و روغن ذرت از جيره حذف شود و مکلمهاي چربي از منشأ روغن ماهي به جيره افزوده شود. اسيدهاي چرب امگا-3 با کاهش PGF از تحليل جسم زرد آبستني و در نتيجه مرگ و مير رويان و بازگشت فحلي پيشگيري مي کنند. استفاده از مکلمهاي به دست آمده از روغن ماهي و يا حتي آرد ماهي که روغن آن به طور کامل گرفته نشده باشد، مي تواند درصد اين تلفات را به نحو چشمگيري کاهش دهد.
6) تنظيم جيره به نحوي که توليد آمونياک در شکمبه بيش از حد نباشد. استفاده نامعقول از منابع ازت غيرپروتئيني و منابع پروتئيني با تجزيه پذيري زياد، موجب افزايش اوره خون مي شود که با کاهش PH شرايط براي بقاي رويان نامساعد مي شود.
7) خشک کردن به موقع ماده گاو. رعايت دوره 60 روزه خشکي مطلوب است؛ دوره هاي کوتاهتر، فرصت کافي را براي ترميم بافت پستان ايجاد نمي کند و توليد شير در دوره بعدي کمتر از حد انتظار خواهد بود.
8) پانزده روز پيش از زايمان، افزودن نمک آنيوني به جيره، با نظر متخصص تغذيه، به منظور پيشگيري از بيماري Praturent paresis بسيار حائز اهميت است. همچنين، تزريق ويتامين E مي تواند در سهولت زايمان و پيشگيري از جفت ماندگي موثر باشد.
9) از آنجايي که بخش عمده جيره را در دوره خشکي، علوفه و در دوره پس از زايش، کنستانتره تشکيل مي دهد، اين تغيير ناگهاني جيره استرس غذايي شديدي به دام وارد مي کند؛ بنابراين توصيه مي شود از حدود 10 روز مانده به زايمان، اين تغيير به تدريج و گام به گام انجام شود .

باروري و آبستني


ترکيب سلول جنسي نر با سلول جنسي ماده و ايجاد سلول تخم (Zygote) را باروري مي گويند. در حالت طبيعي باروري در آمپول صورت مي گيرد. در گاو اوول 5- 4 روز بعد از تخمک گزاري وارد رحم مي شود. پيش از آن که اسپرماتوزآ بتواند تخمک را بارور کند، بايد مراحلي از بلوغ را در مجراي تناسلي دام ماده طي کند. اين مراحل شامل ظرفيت پذيري و واکنش آکروزومي مي باشد، در گاو به زماني حدود 6 ساعت نياز است. علت اصلي تلقيح گاو چند ساعت پيش از تخمک گذاري دستيابي به زمان لازم جهت طي مراحل بلوغ است. اسپرماتوزا توسط آنزيم هيالورونيداز آکروزوم لايه دور تخمک را هضم مي کند و به داخل سيتوپلاسم تخمک نفوذ مي کند. ( فقط سر يکي از اسپرماتوزآها داخل مي شود و دم داخل آن نمي شود). سپس هسته هاي n کروموزومي با هم مخلوط مي شوند و يک سلول 2n کروموزومي به وجود مي آيد که نيمي از خصوصيات را از پدر و نيمه ديگر را از مادر دريافت کرده است. بدين ترتيب لقاح تمام مي شود.
..
آبستني سنگين
آبستني توسط عده اي از محـقـقـين به سه مرحله تقسيم شده است: تخمک از 30 – 0 روزگي ، مرحله نطفگي از 45 – 14 روزگي و مرحله جنيني از 46 روزگي تا پايان زايمان. از 14 روز پس از لقاح و رشد و توسعه ي توده سلولي مرحله نطفگي پديدار مي شود. سه لايه زايشي از توده سلولي داخلي به وجود مي آيد که اکتودرم در ساختار هاي خارجي بدن نظير پوست و مو، سم ... و مزودرم در تشکيل قلب و عضلات و استخوان ها شرکت دارد و در نهايت اندودرم که ساير اعضاي داخلي را تشکيل مي دهد به وجود مي آيد. همچنين نطفه پس از مدت کوتاهي استفاده از ذخاير غذايي و ترشحات رحمي زنده مي ماند و در نهايت جهت تبادلات مواد به مادر خود وابسته مي شود. در وضعيت نطفه با استفاده از پرده هاي جنيني خود به آندومتر مادر مي چسبد، به اين فرآيند لانه گزيني مي گويند و ممکن است از روز 20 آغاز شود. لازم به ياد آوري است که جفت در نشخوارکنندگان از نوع کتيلدوني است . و از طريق آن تبادلات اکسيزن و دي اکسيد کربن و مواد غذايي بين جنين و مادر فقط از طريق کوتيلدون ها صورت مي گيرد.
رشد جنين در تمام طول آبستني ادامه دارد و به طور ميانگين مدت آبستني 285- 285 روز است.
..
بلوغ در تليسه ها
بلوغ در تليسه ها زماني اتفاق مي افتد که گوساله براي نخستين بار فحلي همراه با تخمک گزاري را نشان مي دهد. سن بلوغ در گوساله ها بسيار مهم است زيرا با دانستن آن مي توان از بارور شدن حيوان در زمان غير دلخواه جلوگيري کرد. زمان بلوغ نيز بسيار متنوع است و به عوامل ژنتيکي و محيطي چندي بستگي دارد که به مهمترين آن ها اشاره مي شود.
..
نژاد:
در اين باره به نظر مي رسد که نژاد هاي شيري سريع تر از نژاد هاي گوشتي به سن بلوغ مي رسند. تليسه هاي شيري ايرشاير، هولشتاين ، گورنسي و جرسي که در شرايط امريکا پرورش يافته اند در حدود 13- 8 ماه به بالغ مي شوند. به طور کلي تليسه هاي نژاد هاي سنگين مثل سيمنتال در زمان بلوغ جوان تر و سنگين تر از تليسه هاي نژادهاي کوچکتر مثل آنگوس هستند با اين وجود که نزاد بر سن بلوغ موثر است مي باشد بايد افزود که عوامل محيطي نيز اثرات قابل ملاحظه اي در تکامل پيش از بلوغ دارند.
..
نزاد گاو 
وزن 
 سن - ماه

براون سوئيس 
350  
15 - 18

 جرزي 240 
 16 - 18

هولشتاين 
350 
17-15

آيرشير  
270 
18-16

گرونسي 
260 
17-15

آنگوس 
309 
410 روز

....
تغذيه ، وزن و ازدياد وزن:
وضعيت تغذيه و سرعت افزايش وزن از عوامل مهم در تعيين زمان بلوغ مي باشد. تحقيقات نشان مي دهد که بين سن بلوغ و سرعت ازدياد وزن رابطه ي عکس وجود دارد. به اين ترتيب که تليسه هايي که سرعت رشد بيشتري دارند در سنين پايين تري بالغ مي شوند. در شرايط متعادل ، انتظار مي رود که سيکل توليد مثلي در تليسه هاي هلشتاين با وزني حدود 270- 250 کيلوگرم آغاز شوند. تليسه هايي که خوب تغذيه ي خوبي داشته اند ، در سن 5- 6 ماهگي هم بالغ مي شوند ولي اين نوع تغذيه ها بسيار گران مي شود. شواهدي نشان مي دهد که ازدياد وزن روزانه به ميزان يک کيلو گرم يا بيشتر، در تليسه ها منجر به کاهش شيردوشي آن ها در آينده خواهد. علت اين کاهش توليد را مي توان به عدم رشد کافي پستان ها اشاره نمود.
..
فصل:
گزارش هاي فراوان و گاه ضدونقيض نشان مي دهد که فصل تولد روي زمان بلوغ تأثير مي گزارد به طوري که بنا به گزارش برخي از محققان ، تليسه هايي که در فصل بهار متولد شده اند نسبت به تليسه هاي متولد شده در فصل پاييز زودتر به سن بلوغ مي رسند. با اين وجود عکس اين عمل نيز گزارش شده است. در اين باره به نظر مي رسد که طول روز عامل مهمي باشد، هرچند دما به ويزه اگر بالا باشد نيز بسيار مهم است. همچنين نشان داده شده است که با افزايش روشنايي سن بلوغ کاهش مي يابد و به نظر مي رسد که اثرات تحريکي افزايش نور در کاهش سن بلوغ در تغذيه ي غني يا فقير به طور يکسان موثر باشد.
..
علايم و رفتار هاي فحلي


اين رفتار ها بسيار متعدد و متفاوت است و بعضي ممکن است علايم را نشان دهند و عده اي ديگر کمتر اين عللايم را نشان مي دهند. گاوهاي اهلي رفتارفحلي را در مقايسه با گاوهاي وحشي مدت طولاني تري از خود بروزمي دهد . گاو ماده مي ايستد و اجازه پرش به گاوهاي ديگر مي دهد که اين مرحله را بهترين زمان براي تلقيح مي دانند . گاوها وقتي که به هم مي رسند ميان دم هم ديگر را بو مي کنند و اگر گاو فحل باشد فرج گاو ديگر را مي ليسد . ديده شده که زماني که قصد پرش را دارند ابتدا با چانه روي کپل فشار مي آورند و اگر حيوان زيرين در مرحله ي فحلي باشد اجازه پرش را مي دهد. در اثر پريدن زياد گاوها ، ناحيه ي کپل حيوان ، آلوده به گل و لاي و يا ساير فضولات است . همچنين در عده اي از گاوها اثرات زخم در اين ناحيه ديده مي شود. گاو فحل بسيار بي قرار و نا آرام است به طوري که 4 برابر حالت عادي راه مي ورد نعره مي کشد و از شير دوشي اکراه مي ورزد؛ و بازي گوشي مي کند؛ و همچنين دام تمايل دارد در طول نرده هاي جايگاه حرکت کند و نعره بزند و با ساير دام هاي مزاحم نزاع کند . دام کم اشتها بوده و به همين خاطر از توليد شيرش کاسته مي شود . فرج حيوان متورم و قرمز رنگ است يا به عبارت ديگر پر خون است و ليزابه شفاف از آن آويزان است. ممکن است اين ليزابه در اثر حرکات دم حيوان به اطراف بدنش ماليده شود. حيوان دم خود را بالا نگه مي دارد و کمر خود را قوز مي کند تا با اين روش دام ها را تحريک در پرش کند . اگر دام را نزد گاو نر برده شود گاو نر فرج او را مي بويد و در صورتي که در مرحله فحلي باشد ، سر خود را بالا مي آورد و در امتداد گردن قرار مي دهد و لب ها را جم مي کند ( Fleman).
..
جنبه هاي اقتصادي در تشخيص فحلي
يكي از مهمترين جنبه هاي مديريتي در گله هاي بزرگ گاوهاي شيرده ، تشخيص فحلي مي باشد كه هيچ روشي نمي تواند جايگزين بازرسي هاي پياپي و سيستماتيك براي تشخيص اين حالت گردد. اين حالت 6 الي 30 ساعت طول مي كشد ولي به طور ميانگين براي اكثر گاوهاي ماده اين حالت 12 الي 18 ساعت طول مي كشد. درصد عمده اي از فحلي ها در شب بين ساعت 6 بعد از ظهر تا 6 بامداد رخ مي دهد. از عـواقب تشخيص نادرست فحلي مي توان به گمراهي دامدار در تشخيص فحلي آتي، متحمل شدن هزينه هاي تلقيح نادرست و باز گشت به فحلي مجدد گاو مذكور اشاره كرد. تلقيح گاوي كه در حالت فحلي نيست ، باعـث مي گردد كه رحم گاو كه در اين حالت مقاومت كمتري به پاتوژنها دارد، دچار عـفـونتهاي رحمي گردد. وجود تعداد بي شماري از گاوهاي شيرده در گله هاي تجارتي ، نياز به دستيابي به روشهاي مناسب تشخيص فحلي و استفاده از وسائل كمكي و نوين، براي تشخيص فحلي را همواره به وجود مي آورد

وسايل و روشهاي كمكي براي تشخيص فحلي
اين روش ها با توجه به سيستم مديريتي و امکانات در دامداري ها بسيار متنوع و گوناگون است که در ذيل با معرفي اين روش ها به چندي از آن ها پرداخته مي شود.
..
1- استفاده از دوربين مدار بسته:  استفاده از دوربين و تلويزيون مي تواند وسيله اي موثر براي مشخص كردن گاوهاي فحل باشد. روشن است كه هنگامي اين روش نتيجه بهينه مي دهد كه گاودار بخوبي بتواند گاوهاي خود را بشناسد و يا با پلاك شماره گذاري آنها را از يكديگر متمايز نمايد.


.2- استفاده از قدم شمار (Movement detector Pedometer ): در حين فحلي گاو ماده نسبت به ساير دوره ها تحرك بيشتري دارد و مدت كمتري را صرف استراحت و غذا خوردن مي كند. لذا در زمان فحلي با استفاده از پدومتري كه به پاي گاو بسته مي شود مي توان ميزان مسافتي كه گاو طي كرده اندازه گيري نمود و غير مستقيم به فحل بودن گاو ماده پي برد

3- استفاده از قلم علامت گذار(Crayon): اين وسيله مانند يك قـلم نشانه گذاري است كه بوسيله آن هر بامداد بالاي دم گاو ماده علامتگذاري مي شود. در صورت سواري گرفتن ساير گاوها ، اين رنگ پاك شده و دامدار به فحل بودن گاو پي خواهد برد.
..
4- اندازه گيري مقاومت الكتريكي واژن (Vaginal resistance measurement): در هنگام بروز فحلي، حجم مايع مخاطي واژن و همچنين محتويات يوني آن به طور محسوسي افزايش يافته و قابليت رسانايي بالايي پيدا مي كند. با استفاده از نشانگرهاي ثبت كننده مقاومت الكتريكي محتويات واژن، از فحلي گاو مذكور مي توان اطمينان حاصل كرد. از معايب اين روش اينست كه وارد كردن اين وسيله در واژن باعث التهاب بافتهاي مربوطه مي گردد و احتمال بروز عفونت را افزايش مي دهد.
..
5- اندازه گيري ميزان پروژسترون شير با استفاده از روش راديو ايمنو اسي( Radioimmunoassay ): با توجه به اينكه در هنگام فحلي غلظت استروژن خون افزايش و متعاقبا" ميزان پروژسترون كاهش مي يابد . با استفاده از روشهاي موجود ميزان كاهش پروژسترون خون مي تواند يكي از نشانه هاي تشخيص گاو در حالت فحلي باشد.
..
6- استفاده از شاخص ياب (Heat mount detector ): ابن وسيله به گاودار نشان مي دهد كه آيا گاو ماده به گاوهاي ديگر سواري داده است يا نه، از لحاظ ساختار اين وسيله داراي دوكيسه تو در تو با يك سيلندر پلاستيكي است. هـنگامي كه ساير گاوها سوار گاوحاوي اين وسيله شوند، كيسه داخلي پاره شده و باعث آزاد شدن ماده قرمز رنگي به درون كيسه بزرگتر مي شود.
..
7- استفاده از تي زر(Teaser): تي زر به حيواني گفته مي شود كه به سوي گاو فحل جذب مي شود و در نتيجه امكان شناسايي گاو فحل را به آساني امكان پذير مي سازد.
..
8- استفاده از سگ فحل ياب: در اين روش از سگهاي تعليم ديده براي تشخيص بوي ترشحات ماده گاو فحل استفاده مي كنند.
..
9- استفاده از گاو نر اخته يا آندوژنه: در اين روش امكان آسيب ديدن گاو ماده نسبت به روشهاي ديگر بسيار زياد است لذا كمتر توصيه مي شود.
..
10- ماده گاو مجهز به قلم چانه ايChin ball maker: در اين روش از يك قلم نشانه گذاري كه به چانه گاو نصب شده استفاده مي كنند. اين وسيله حاوي كره اي است كه محتوي ماده رنگي است كه گاو فحل به طور غير مستقيم تشخيص داده مي شود.
..
11- استفاده از ركورد برداري و تابلوي توليد مثل
..
12- اندازه گيري دماي بدن: در هنگام فحلي، ابتدا دماي بدن به طور محسوسي كاهش و در نهايت در مدت كوتاهي دماي بدن افزايش مي يابد لذا مي توان با اندازه گيري دما تا حدودي از فحل بودن گاو ماده مطلع گرديد.
..
تشخيص آبستني
تشخيص دقيق آبستني از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهي توليد مثل حائز اهميت است. دانستن اين نكته كه يك گاو پس از جفتگيري آبستن نشده است براي گاودار از اين نظر اهميت دارد كه با كمترين اتلاف وقت گاو را تلقيح كند. در ذيل تعدادي ار روشهاي سنتي و جديد تشخيص آبستني آورده شده است :
..
بازرسي ركتال
در اين روش با وارد كردن دست به درون راست روده محتويات رحم جهت تعيين تعييرات اندازه يكي از شاخهاي رحم كه به دليل وجود جنين صورت گرفته است از راه لمس كردن بازرسي مي شود. از هفته ششم تا هشتم آبستني اختلاف اندازه بين دو شاخ رح محسوس تر است.
..
تشخيص آبستني با اندازه گيري هورمونها
اندازه گيري هورمونها براي تشخيص آبستني بويژه اگر در شير امكان پذير باشد به دليل راحتي نمونه گيري مزيتهاي بيشتري از روش بازرسي ركتال دارد.
..
1- پروژسترون
جسم زرد در طول آبستني پروژسترون توليد مي كند. حداكثر غلظت پروژسترون در روز دهم پس از تخمكريزي حاصل مي شود. روشهاي اندازه گيري پروژسترون مانند راديو ايمنو اسي و تست اليزا در روز 21-24 با دقت 85-80 درصد قادر به تشخيص آبستني مي باشد.
..
2- سولفات استروژن
تعيين تركيباتي كه به وسيله جنين توليد مي شود، نسبت به تركيبات توليد شده توسط مادر ارزش بيشتري براي تشخيص آبستني خواهد داشت. جنين استروژن توليد مي كند و غلظت سولفات استروژن در پلاسما از روز هفتاد آبستني افزايش مي يابد. تست سولفات استروژن در 15 هفتگي نشانه آبستني است.
..
بالوتمان
شكم گاو ماده آبستن تقريبا از ماه هفتم آبستني بزرگتر مي شود. چنانچه دست مشت شده به بخش سمت راست شكم فشار داده شود گاهي مي توان برخورد جنين به دست راپس از بازگشت جنين حس كرد.
..
اولتراسوند
در اين روش از ميله درون ركتومي استفاده مي شود كه امواج فراصوتي ارسال كرده و امواج منعكس شده را دريافت مي كند. طول موج پس از برخورد با جنين زنده و يا جريان خون جنين تعيير مي يابد.

بهداشت و بيماري هاي توليد مثل
..
بهداشت گاو در زمان زايمان
1) بردن گاو آبستن يک هفته قبل از زايمان با استفاده از زمان تلقيح يعني 273 روزپس از تلقيح به زايشگاه جهت عادت کردن به محيط زايشگاه .
2) شست و شوي و ضد عفوني کردن قسمت خلفي دام با ساولن قبل از ورود به اتاق زايمان جهت جلو گيري از ورود فـلور آلوده به زايشگاه .
3) شست و شوي مجدد خـلف دام با ساولن در شروع زايمان .
4) تنها گذاشتن دام توام با مراقبت شديد .
5) نگهداشتن دام در اتاق زايمان تا زمان دفع جفت توام با مراقبت شديد جهت جلو گيري از خوردن جـفـت توسط گاو و يا جلو گيري از آلوده شدن محوطه گاو داري.
..
مراحل زايمان
زايمان شامل سه مرحله است :
مرحله اول : شل شدن بيولوژيک سرويکس و انقباضات فعال هردو فيبر هاي عضلاني طولي و حلقوي ديواره رحم
مدت زمان اين مرحله 2 الي 6 ساعـت بوده و تعيين آن به خصوص در گاو هاي چند شکم زاييده دشوار است ، در اين مرحله انقباضات رحمي از رأس شاخ هاي رحم شروع مي شود، و سپس در يک الي دو ساعت قـبل از زايمان افزايش مي بابد. ( هر 3 الي 5 دقيقه يک فشار ) سپس منفذ خارجي سرويکس بعد از دو الي چهار ساعت و منفذ داخلي سرويکس بازشده و جنين در وضعيت طبيعي قرارگرفته و انقباضات رحمي سبب راندن جنين به داخل سرويکس و کانال زايمان مي شود .
..
مرحله دوم : ادامه انقباضات رحمي و دفع جنين
در اين مرحله انقباضات رحمي و مدت زمان آن بيش تر مي گردد ، ( چهار الي هشت بار در دقيقه ) و سبب راتده شدن جنين به داخل کانال زايمان و پاره شدن کيسه کوريوآلانتوئيس و سپس آمنيون مي شود بعد از قرارگرفتن اندام هاي جنين در سرويکس و يا واژن ، انقباضات شکمي نيز شروع شده و سپس افزايش يافته و سبب دفع جنين از طريق فرج مي گردد . در هـنگام خروج جنين به عـلت فشار زايمان و بزرگ بودن گوساله با توجه به مدخل لگن در گاوها باعـث مي شود که حيوان به صورت خوابيده زايمان کند ولي در 5/1 % از زايمان ها به صورت ايستاده است . زمان مرحله دوم بين 30 دقيقه الي 4 ساعـت است .
..
مرحله سوم : خروج پرده هاي جنين
در حدود نيم الي هشت ساعـت پس از خروج جنين کوتيلدون جنيني از کارانکول مادري در محل اتصال ميکروويلي ها در طي مکانيسم خاصي جدا شده و به کمک انقباضات رحمي دفع مي شود . پس از خروج پرده هاي جنيني در زايمان طبيعي ، سرويکس توسط يک موکوس چسبنده بسته مي شود . به طوري 24 الي 36 ساعت بعد از زايمان دست نمي تواند به داخل سرويکس عبور کند؛ و روز چهارم فقط دو انگشت مي تواند داخل شود .
..
بيماري هاي توليد مثلي در گاو
بيماري هاي توليد مثلي معمولا" رفته رفته و به شکل ناشناخته در گله گسترش مي يابد ؛ تا وقتي که به خوبي در گله ريشه دار شود. حيوانات آلوده معمولا" نمي ميرند، در بيشتر نمونه ها به ويژه در نرها حتي بيماري را آشکار نمي کنند و در برخي از حيوانات نيز علايم بيماري را هرگز نشان نمي دهند. با اين حال باقي ماندن اين چنين حيوانات خطر بزرگي براي سايرين در گله است، زيرا آن ها ناقل ارگانيسم هاي بيماري زا هستند.
براي پيشگيري از بيماري هاي توليد مثل توليد کنندگان بايستي هميشه احتياط کنند و با اعمال مديريت خوب که شامل قرنطينه براي گله و واکسيناسيون براي نگهداري گاوهاي سالم و... از اين پيشرفت اين بيماري ها پيشگيري نمايند.
بيشترين بيماري هاي تناسلي مشترک در گله عبارت اند از: بروسلوز (بيماري بانگ) ، لپتوسپيروز ، کمپلکس IBR و اسهال ويروسي گاو (BVD) ، ويبريوزيس و تريکومنيازيس .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ادمیرال |